موسیقی ایرانی (قسمت سوم)

درجات گام در موسیقی ایرانی

گامهای موسیقی قدیمی ایرانی از هجده نت و هفده فاصله تشكیل می شده و هر یك اسمی داشته اند و بعضی از آنها امروز نیز در ردیفهای موسیقی ایرانی ملاحظه می شود. درجات گام در موسیقی قدیم همچنان كه با موسیقی امروز مطابقت دارد:

1- یگاه = دو

2- نیم بیاتی= ربمل

3- نیم حصار= ركرن

4- عشیران= ربكار

5- نیم عجم= می بمل

6- عراق= می كرن

7- نیم ماهور= می بكار

8- راست= فا

9- زنگوله= سل بمل

10- راهوی= سل كرن

11- دوگاه= سل بكار

12- نهاوند= لابمل

13- سه گاه= لا كرن

14- بوسلیك= لابكار

15- چهارگاه= سی بمل

16- صبا= سی بكار

17- عزال= سی كرن

18- نوا= دو



شعر و موسیقی ایرانی

انسان هنرمند به این نكته پی برده بود كه هرگاه دو هنر شعر و موسیقی در هم آمیخته شوند و فرصتی برای ترنم شعرهای گوناگون و عمدتا عاشقانه و عارفانه در كنار نواهای روح انگیز موسیقی پیش بیاید موسیقی آوایی و آوازی حاصل می شود. كه اثر آن بسیار بیشتر خواهد بود. شعرایی كه در ادوار گذشته از موسیقی سررشته ای داشتند و اشعار خود را با نغمات و الحان موسیقی توأم می نمودند به خوبی شاهد تأثیرپذیری افزونتر شنوندگان آثارشان می شدند در ایران نیز بعضا آنقدر شعر و موسیقی با هم تلفیق گشته اند كه عموما شعر را با موسیقی یكی می دانند و دوش بدوش پیشرفت شعر و صدا باعث احساس جدایی ناپذیری آنها گشته است.

اما در موسیقی ما به دلیل كم بودن تعداد مقامها و سازها، توأم بودن شعر و نواها اجتناب ناپذیر می نماید و چون موسیقی ایرانی به تنهایی نمی تواند از عهده تمامی احساسات و عواطف و حالات و همین طور كیفیات نوایی برآید لاجرم محتاج شعر می باشد. وقتی به تاریخ نیز نگاه می كنیم می بینیم كه از دیر زمان این دو هنر با هم آمیخته شده و شاعر و موسیقیدان حقیقی اغلب به كسی گفته اند كه این دو هنر را همزمان دارا بوده است. باربد موسیقیدان دوره ساسانی شاعر نیز بوده و اشعاری كه می سروده با آهنگ نغمه هایی كه خود می ساخته می خوانده است. در قدیم نیز هر شاعری كه صدای خوش نداشت برای سرودن و خواندن اشعار خود از فرد خوش صدایی استفاده می نموده است.

اما در میان شاعران ایرانی بودند كسانی كه خود نوازنده و خوانند نیز بوده اند از جمله رودكی كه علاوه بر شاعری خوانندگی و نوازندگی نیز می نموده از دیگر افراد مشهور ابوحفص سغدی سمرقندی را می توان نام برد فرخی شاعر معروف عهد غزنوی نیز با اشعاری بغایت لطیف و با صورتی خوش و آهنگ چنگ یا بربطی كه می نواخته دارای ارزش و اعتبار والا و درخور ستایشی در زمان خود بوده است.

اما بعضی شاعران دیگر نیز بودند كه اگرچه موسیقی نمی دانستند اما با الحان و نغمات موسیقی الفت مخصوص داشته اند كه از آن جمله اند منوچهری دامغانی كه گفته های او بهترین نمونه های اشعار طرب انگیز و نشاط آور زبان فارسی به شمار می روند.

در كتاب خسرو و شیرین نظامی نیز موسیقی مستتر است وی چند مجلس از سرود خواندن نكیسا و ساز زدن باربد ذكر نموده و سی لحن باربد را نیز یاد كرده است و برای هر كدام از آنها شعری ساخته است مانند گنج بادآور، گنج كاو، گنج سوخته، اورنگی، آرایش خورشید و ...

اما در زمان مولوی نیز موسیقی در نظر عارفان و اهل تصوف مقامی ارجمند پیدا كرد به طریقی كه در مجالس درویشان و اهل معنی همیشه مثنویهای او خوانده می شد. و سماع و رقص نیز یكی از لوازم كار آنها بود. و خود مولوی نیز بعد از ملاقات شمس، مجالس وعظ و شعر خود را به بساط رقص و سماع و شعرخوانی موزون و آهنگین تبدیل نمود. و دیگر اینكه شاعرانی مانند خیام، حافظ سنایی و عطار با اشعار خود به نوای جانگداز نی و نغمات روح بخش چنگ و بربط با رغبتی تمام گوش می دادند و آهنگها و الحان موسیقی را برای سیر در عالم معنی و شنیدن نوای قدسی بهترین وسیله بر می شمرده اند. به قول حافظ

رباب و چنگ به بانگ بلند می گویند كه گوش و هوش به پیغام اهل راز كنید.



تقابل موسیقی ایرانی و عربی

بعد از حمله اعراب و اختلاف فرهنگهای كهن و متمدان ایرانی با فرهنگ عربی، موسیقی نیز همچون سایر هنرها از ایران به سایر ممالك و قبایل عربی برده شد از سویی عربها به دلیل نداشتن پیشینه قوی هنری و نفوذ و رسوخ فرهنگ و طرز تفكر اعراب در فرهنگ ایرانی آهسته آهسته هنرهای جدید و كاملا استیلیزه ای پیدا می شد. اعراب موسیقی را نیز مانند سایر علوم، آداب و رسوم و صناعات از ایران اقتباس نمودند. نوعی تمپوونی ابتدایی و احتمالا نی انبان بسیار ساده به اضافه قاشقك كل ا بزار موسیقی اعراب بود آنها با ورود به ایران با سازها و موسیقی بسیار مترقی تر ایرانی آشنا می شدند و سازهایی مانند نای، سنج، بربط نیز از سازهای ایرانی بود كه وارد موسیقی عربی شده بود. از خوانندگان و نوازندگان مشهور عرب آن دوران اعشی بن قیس، عبدالله بن زبیر، سعید بن مسجع می باشند.

و از جمله موسیقی دانهای ایرانی مشهور آن عهد می توان از نشیط فارسی ابن محرز یونس كاتب (كه وی بیشتر نویسنده بوده و آثاری در مورد موسیقی و آهنگسازی دارد) بعدها به دلیل منع و تحریم موسیقی در اسلام این هنر به خصوص در دوره خلفای راشدین كه قوانین شرع را با شدت وحدت كامل اجرا می كردند. تقریبا متروك شد و تنها پس از روی كار آمدن خلفای اموی بر مسند قدرت مقداری از احكام شرع را كاسته و آرام آرام موسیقی اركستری، تك نوازیها به همراه نغمه سرایی و همین طور موسیقی مجلسی در دربارها وارد گردید و در این میان موسیقی دانان ایرانی ارج و منزلت تام یافتند كه بعد از آشنایی با زبان و ادبیات عرب، اشعار عربی را با موسیقی و نواهای ایرانی در هم آمیختند. در زمان معاویه و یزید موسیقی ایرانی قدم از حجاز بیرون نهاد و در دیگر مناطق اسلامی اندك اندك رواج یافت. شهرهایی مانند شام و حجاز و بغداد كه مركز خلافت اعراب به حكومت رسیده شده بود تبدیل به مراكز عیش و عشرت شد و دیری نگذشت كه غزل سرایی، سرود خوایی، غنا، آوازهای خوش و موسیقی های مجلسی اعیانی رونق یافت و خوانندگان و مطربان فراوانی در دربارها حضور یافتند.

اما نقش عمده را در این بین موسیقی دانهای ایرانی داشتند كه علاوه بر دربار در مجالس خصوصی و در میان مردم و بلاد و روستاها به نواختن می پرداختند. از جمله موسیقی دانهای ایران این دوران می توان از ابراهیم و پسرش اسحاق نام برد و همین طور ابراهیم موصلی پسر ماهان كه از استادان فن موسیقی و ماهر در نواختن عود و آوازخوانی بود. اسحق بن ابراهیم نیز از مشاهیر آن دوران بود. و همین طور منصور زلزل.

به هر حال چه در دوره های قبلی و چه در دوره های بعد از اسلام ایران و كشورهای تابعه آن دارای یك نوع موسیقی عملی و با بنیه بودند و نوازندگان و سرایندگان درصدد جستجوی قواعد ارتباط اصوات و الحان بودند. باری هر چند كه گفته می شود ایرانیان رعایت اصول و به قاعده در آوردن الحان و اصوات موسیقی را از یونانیان و رومیان قدیم اقتباس كرده اند و در مكتوبات خود به این قواعد اشاره نموده و بتدریج درصدد تكمیل آن بر آمدند و نغمات و مایه ها و مقامات موسیقی خود را با قواعد و اصول كلی صداشناسی و فیزیك صدا تطبیق كردند و از نظر ریاضی نیز در ارتباط و نسبتهای اصوات بحث و گفتگو نمودند كه به تدریج اصول و قواعد حاكم بر موسیقی ایرانی گردید.

در قرون و دوره های بعدی نیز دانشمندانی بودند كه در كتابها و دیگر تألیفات خود سعی در تكوین قواعد موسیقی و بحث و آشنایی با موسیقی ایرانی نمودند كه شاخص ترین آنها عبارتند از: ابونصر فارابی در كتاب الموسیقی الكبیر ابوعلی حسین بن سینا جزئی به عربی در كتاب شفا راجع موسیقی دارد و جزء دیگر دانشنامه علایی می باشد. صفی الدین عبدالمومن ارموی دو كتاب به نام رساله شرفیه و كتاب الادوار نوشت. قطب الدین شیرازی نیز از جمله فلاسفه ایرانی كتابی به نام دره التاج لعزه الدباج و در فن چهارم از علم ریاضی شرح مفصلی راجع به موسیقی دارد. دیگری عبدالقادر مراغه ای است كه كتاب موسیقی خود را به نام مقاصد الاحان نگاشته است همچنین دو كتاب دیگر راجع به موسیقی به وی منصوب است به نامهای جامع الالحان و دیگری شرحی است كه به كتاب الادوار صفی الدین نوشته است.



مرجع:

اطلاعات جامع موسیقی، بهرام نفری

نظری به موسیقی، روح الله خالقی

جمع آوری: سودابه بيات

لیست های مرتبط

دوره های مرتبط

ساز بربط

ساز بربط

تاریخ انتشار :1397/6/18

ساز قانون

ساز قانون

تاریخ انتشار :1397/6/18

مقالات مرتبط

تاريخچه موسيقی (قسمت چهارم)

تاريخچه موسيقی (قسمت چهارم)

تاریخ انتشار :1397/6/18

تاريخچه موسيقی (قسمت پنجم)

تاريخچه موسيقی (قسمت پنجم)

تاریخ انتشار :1397/6/18