System.Exception: Error In Process 'print' Command In Sequence 1: Error In Run 'print' Command: System.Data.SyntaxErrorException: Syntax error: Missing operand after '=' operator.
at System.Data.ExpressionParser.Parse()
at System.Data.DataExpression..ctor(DataTable table, String expression, Type type)
at System.Data.DataTable.Select(String filterExpression)
at HttpServer.Cms.Face.InitFilter(DataTable sourceTable) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Face.cs:line 124
at HttpServer.Cms.FaceCollection.InitFaceFilter(DataTable source) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\FaceCollection.cs:line 44
at HttpServer.Cms.RenderableCommand.Render(IHtmlCommandElement htmlCommand) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Commands\Core\RenderableCommand.cs:line 44
at HttpServer.Cms.CommandHost`1.Rendering() in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Html\CommandHost.cs:line 52 ---> System.Exception: Error In Run 'print' Command: System.Data.SyntaxErrorException: Syntax error: Missing operand after '=' operator.
at System.Data.ExpressionParser.Parse()
at System.Data.DataExpression..ctor(DataTable table, String expression, Type type)
at System.Data.DataTable.Select(String filterExpression)
at HttpServer.Cms.Face.InitFilter(DataTable sourceTable) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Face.cs:line 124
at HttpServer.Cms.FaceCollection.InitFaceFilter(DataTable source) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\FaceCollection.cs:line 44
at HttpServer.Cms.RenderableCommand.Render(IHtmlCommandElement htmlCommand) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Commands\Core\RenderableCommand.cs:line 44
at HttpServer.Cms.CommandHost`1.Rendering() in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Html\CommandHost.cs:line 52 ---> System.Data.SyntaxErrorException: Syntax error: Missing operand after '=' operator.
at System.Data.ExpressionParser.Parse()
at System.Data.DataExpression..ctor(DataTable table, String expression, Type type)
at System.Data.DataTable.Select(String filterExpression)
at HttpServer.Cms.Face.InitFilter(DataTable sourceTable) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Face.cs:line 124
at HttpServer.Cms.FaceCollection.InitFaceFilter(DataTable source) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\FaceCollection.cs:line 44
at HttpServer.Cms.RenderableCommand.Render(IHtmlCommandElement htmlCommand) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Commands\Core\RenderableCommand.cs:line 44
at HttpServer.Cms.CommandHost`1.Rendering() in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Html\CommandHost.cs:line 52
--- End of inner exception stack trace ---
at HttpServer.Cms.CommandHost`1.Rendering() in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Html\CommandHost.cs:line 61
at HttpServer.Cms.HtmlElement.RenderingWrapper(Boolean async) in D:\iteration source - table 13 removed\HttpServer.Cms\Html\HtmlElement.cs:line 133
--- End of inner exception stack trace ---

آموزش تخصصی تار 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. ** آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,واژه "تار" در نوشته های موسیقی دانان قدیم ایران همچون صفی الدین ارموی، خواجه بهاءالدین، ابوالفرج اصفهانی و تنی چند از شاعران و نویسندگان دوران گذشته بسیار یاد شده است ولی معلوم نیست منظور ایشان همین سازی باشد که ما امروزه به نام تار می شناسیم. حتی دوبیتی شاعر معروف و شوریده ایران بابا طاهر همدانی که واژه تار در آن به کار رفته است نمی تواند رد پای درستی از این ساز به دست دهد: دلی دیدم چو مرغ پا شکسته چو کشتی، بر لب دریا نشسته همه گویند که طاهر تار بنواز صدا چون می دهد تار شکسته در گذشته سازهایی با عنوان چهار تار، پنچ تار و شش تار بوده اند که این نام ها فقط تعیین کننده تعداد سیم یا تارهای آن سازهایند. بنابراین نمی توان به چنین عنوان هایی اعتماد کرد و مطمئن بود که منظور از چهارتار، پنج تار یا شش تار، همین ساز تار امروزی بوده باشد. بر اساس نقاشی های مربوط به بزم شاه عباس صفوی در عمارت چلهستون اصفهان، معلوم می شود در آن زمان سازی مانند تار امروزی رواج نداشته است. در یکی از این نقاشی ها، سازهایی مانند دف، نی، قانون، کمانچه و سازی مضرابی شبیه به تار دیده می شوند. با توجه به این که یکی از سندهای محکم برای یافتن پیشینه هر ساز، وجود نقش ها و نقاشی های مختلف از عهد گذشته می باشد و چنین سندی تا کنون برای ساز تار بدست نیامده است، می توان گمان داشت که این ساز خیلی قدیمی نیست و احتمالاً در 200 تا 250 سال پیش به شکل امروزی در آمده باشد. قدیمی ترین تصویر متعلق به آن مربوط به اوایل دوران حکومت ناصرالدین شاه است که میرزا علی اکبر فراهانی، بزرگ خاندان هنرپرور فراهانی را در حال آموزش تار به هنرآموزان دربار قاجار نشان می دهد. تار از دوره فتحعلی شاه قاجار کم کم به ساز اول موسیقی شهری ایران تبدیل شد. مهم ترین و معروف ترین نوازندگان این دوره نیز همگی تارنواز بودند و همچنین ردیف موسیقی دستگاهی ایران نیز به کوشش نوازندگان تار شکل گرفت. به جز منطقه آذربایجان، هیچ شکلی از تار در موسیقی های بومی ایران وجود ندارد. اما شکل متفاوتی از آن به نام رباب در مناطق وسیعی از بلوچستان، افغانستان و تاجیکستان از گذشته های دور به یادگار مانده است. به گمان ژان دورینگ پژوهشگر معاصر فرانسوی، تار امروزی برگرفته از ساز رباب قدیم است. زیرا شکل کاسه هر دو ساز، دوقلوست و سطح روی شان با پوست حیوان پوشیده می شود. شکل دیگری از تار، در مناطق شمال غرب ایران و همچنین کشور آذربایجان به نام تار قفقازی وجود دارد. این ساز نیز بنا به پژوهش های ورتکف Vertkov و دیگر صاحب نظران آذربایجانی، تا پیش از قرن 12 هجری (اواخر قرن 18 میلادی) در قفقاز دیده نشده است. در آن زمان یک نوازنده ماهر به نام صادق اوغلی به آن سه سیم واخوان افزود و کمی شکلش را تغییر داد. بدین ترتیب تار قفقازی اقتباسی از تار ایرانی و در اصل برگرفته از رباب است. در حال حاضر این ساز با کاسه ای کوچک تر از تار ایرانی، هشت سیم دارد و محل قرار گرفتن آن همانند عکس های نوازندگان تار دربار قاجار، بر روی سینه نوازنده است. قدیمی ترین تار ایرانی که در جهان غرب شناسایی شده، به سال 1289 هجری خورشیدی در یک موزه انگلیسی و قدیمی ترین سند تارنوازی با شکل و شمایل امروزی نیز، نوشته ای از گوبینو Gobineau جهانگرد فرانسوی است که در سال 1235 خورشیدی، تارنوازی آقا علی اکبر فراهانی را در تهران از نزدیک دیده و او را یک هنرمند طراز اول جهانی توصیف کرده است. -تار از جمله سازهای زهی مضرابی است که در ساخت آن از چوب، پوست، استخوان، زه، استفاده می‌شود تار یکی از مهمترین سازهای موسیقی کلاسیک (سنتی) ایران است و از حدود 200 سال پیش، از آن به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی ایرانی نام برده شده است. طول کلی این ساز حدود 95 سانتی متر است. نوازنده تار ایرانی در حالت نشسته ساز را به صورت افقی روی ران پا قرار می‌دهد، به طوری که دسته تار طرف چپ و کاسه طنینی طرف راست نوازنده قرار گیرد. نوازنده سر انگشت‌های دست چپ را روی دستان‌هایی که در طول دسته تار بسته شده است حرکت می‌دهد و با مضرابی که در دست راست دارد به سیم‌ها زخمه می‌زند. ,تقسیم بندی دوره های موسیقی کلاسیک تا حدی شبیه تقسیم بندی دوره های هنرهای دیگر در اروپاست ولی زمان این دوره ها برای هنرهای مختلف مقداری متفاوتند. به هر حال موسیقی کلاسیک را میشود به شش دوره تقسیم کرد. دوره اول دوره قرون وسطایی (به طور متوسط از قرن 6 تا 14) و دوره دوم یعنی رنسانس (قرن 15 و 16) آنچنان در موسیقی کلاسیک دارای اهمیت نیست (بر خلاف هنرهایی مثل نقاشی و معماری)، چرا که تحولات در زمینه سازها و همین طور ثبت آثار خیلی چشمگیر نیست. اما بعد از رنسانس، موسیقی کلاسیک همانند بقیه هنرها در اروپا به چهار دوره زمانی تقسیم میشود: سبک موسیقی اوایل کلاسیک که تا سال های 1770 را دربر می گیرد و شامل دو سبک روکوکو (Rococo)و اکسپرسیو (Expressive) است . سبک روکوکو خصوصاً در فرانسه نُزج گرفت و واژۀ فرانسوی سبک گالانت (Style Galant) اغلب به عنوان مترادف آن به جایش به کاربرده می شود. بانی سبک اکسپرسیو که بعداً رواج یافت, آهنگسازان آلمانی بودند و معادل آن در زبان آلمانی Empfindsamer Stil ( سبک حساس و باوقار ) است. این دو سبک حاصل و نتیجه ی اهمیت بخشیدن به دو صدای طرفین در موسیقی باروک است. امّا در قرن هیجدهم, خط باس اهمیت, رهبری و استقلال کنترپوانتیک خود را از دست داد و صرفاً حمایت کننده ی ملودی شد در حالی که صداهای میانی فقط پر کنندۀ هارمونی بودند. سبک روکوکو یا گالانت در مجامع باوقار اشرافی ظهور کرد و سبکی بسیار ظریف, دقیق, چابک, شوخ, آسان,پرجلال و شکوه بود. روکوکو همان شیوۀ زینت و آذین بیش از حد دوره ی باروک است ولی بدون بزرگی و عظمت. از سوی دیگر سبک اسپرسیو ( به معنی رسا و پر معنی ) در ارتباط بیشتری با طبقه ی متوسط جامعه قرار داشت و در کل سبک بورژواها بود . این سبک برخلاف روکوکو نه تنها پر طمطراق و پرزینت نبود, بلکه گاهی به طور عمد و اغراق آمیزی ساده بود . سبک دوره ی عظمت کلاسیک که در آن فرم ها و سبک ها اصولاً ثابت ماندند, آهنگسازان موقعیتی یافتند تا افکار و رویدادهایی را که از تخیلات آزادشان برمی خواست شکل دهند. تاریخ نویسان دوره ی عظمت کلاسیک را به دو دلیل مکتب " کلاسیک وین" نام نهادند: اول این که تمام آهنگسازان مهم در وین یا اطریش فعالیت کرده اند و دوم اینکه عوامل موسیقیایی وین ( یا اطریش ) در موسیقی سبک کلاسیک راه یافت و تأثیرات فراوانی بر آن به جای گذاشت . موسیقی کلاسیک را از نظر سبک و تحول تاریخی آن به چند دوره کوچک‌تر تقسیم کرده‌اند: در این دوره موسیقی‌دانان بیشتر از ادرکات حسی و تمایلات روحی خود در ساخت موسیقی و شکل دادن به سبکها بهره می‌‌بردند. دوره باروک ... دوره کلاسیک .... دوره رومانتیک .... دوره مدرن نوگرایی یا مُدرنیسم به معنی گرایش فکری و رفتاری به پدیده‌های فرهنگی نو و پیشرفته‌تر و کنار گذاردن برخی از سنت‌های قدیمی است. تقسیم بندی دوره های هنری - از جمله موسیقی - بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشود. اول سبک باروک (Baroque) که بطور تقریبی بین سالهای 1600 تا 1750 میلادی ادامه داشته، دوم دوره کلاسیک بین سالهای 1750 تا 1820 ، سوم رمانتیک بین سالهای 1820 تا 1910 و بالآخره موسیقی مدرن یا همین موسیقی عصر حاضر از 1910 تا به امروز. طبیعی است که این تاریخ ها تقریبی هستند و انتقال سبک موسیقی از یک دوره به دوره بعد طی یک دوران گذر اتفاق بوده است که در آن مدت هنرمندانی بوده اند که با سبک هایی بینابین ، آثار هنری خود را خلق میکردند. چهره های بزرگ این دوره ها شامل آهنگسازان اتریشی هایدن و موتسارت و آهنگساز آلمانی یعنی بتهوون هست. شاید موتسارت و بتهوون به همراه باخ سه چهره برتر کل تاریخ موسیقی کلاسیک باشند. هچنین آهنگسازان بزرگ دیگر نیز دراین دوره ها شهرت پیدا کردند به نام های: شوبرت،شوپن،شومان،برامس،یوهان اشتراوس،پاگانینی،روسینی، چایکوفسکی، بیزه، وردی، وگنر، لیست، مندلسون، البنیز، دورژاک، افن باخ، سن سان، گریگ، الگار، دبوسی، موسرگسکی، ریمسکی کورساکف و مالر از موسیقیدانان مشهور این دوره هستند. سبک موسيقی کلاسيک:

آموزش مقدماتی سه تار 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,طول کاسه 22 تا 18 سانتی متر است و عمق کاسه را بین 12 تا 16 سانتیمتر می گیرند. بر روی کاسه سه تار صفحه نازک چوبی تعبیه می شود که خرک بر روی آن قرار دارد. در قسمت بالای صفحه به منظور خروج صدا ، چند سوراخ ایجاد می کنند. دسته سه تار به ضخامت 5/3 سانتی متره که به وسیله زه باریکی روی آنرا پرده بندی می کنند و این پرده بندی دو نوع می باشد : اصلی و فرعی . پرده های اصلی 16 تا هستند و چهارلایی بسته می شوند. پرده های فرعی 8 تا هستد و سه لایی در بین پرده های اصلی بسته می شوند. گاهی جمع پرده ها به 28 هم می رسه. طول دسته سه تار بین 76 تا 80 سانتیمتره ولی طول دسته از شیطانک به بالا، بین 40 تا 48 سانتی متر هست. پنجه در قسمت بالای سه تار قرارگرفته و گوشیها در این قسمت واقع هستند. طول پنجه در سه تار در حدود 2 سانتی متره. ,نام سیمهای سه تار که اهل فن آنها رو اوتار می نامند به شرح زیر میباشد: سیم اول" حاد" یا سیم سفید از فولاد نازک به قطر تقریبی 20 تا 22 میکرون ( در حال حاضر با نت دو زیر خط حامل کوک می شه ) که به گوشی آخری روی دسته بسته می شود. سیم دوم " زیر" یا سیم زرد یا قرمز از برنز نازک به قطر تقریبی 23 تا 25 میکرون ( در حال حاضر با نت سل زیر خط حامل کوک می شه ) که به گوشی روی دسته نزدیک شیطانک بسته می شود. سیم سوم" زنگ یا مشتاق" هست به رنگ سفید ، از فولاد به قطر تقریبی 20 تا 22 میکرون ( این سیم در خور مایه آهنگ متغیر کوک می شه) که به گوشی آخری بغل دسته بسته می شود. این سیم را میرزا محمد تربتی خراسانی ملقب به " مشتاق علیشاه" در اوایل عهد قاجار اضافه کرده است. سیم چهارم " بم" یا سیم زرد یا قرمز از برنز نازک به قطر تقریبی 35 تا 40 میکرون ( این سیم نیز در خور مایه آهنگ متغیر کوک می شود ) که به گوشی روی دسته بسته می شود. اسامی سيمهای سه تار ,کاسه به دو طریق ساخته می شود: یک تکه و چند تکه. مرغوبترین نوع آن از چوب توت است که بایستی بدون گره باشه و رگه های چوب در اطراف به موازات صفحه قرار گرفته و آبخوری چوب در ته کاسه باشد. ضخامت کاسه بین 3 تا 5 میلی است که بایستی در قسمت سیم گیر ضخیم و در قسمت های دیگر نازکتر و نیز طول کاسه در قسمت بالا در حدود 25 و عمق آن 12.9 سانتی متر باشه. گلوی کاسه در حدود 7 سانتی متر است که به دسته متصل میشود ( حدود 7 سانتیمتر از کاسه باید باریک و تقریبا در ردیف دسته قراربگیرد) . قسمتی از گلوی کاسه ، در حدود 4 سانتی متر آن ، به وسیله دسته پر می شود و 3 سانتی متر آن خالی است. داخل کاسه باید صاف و بدون زواید باشه. عرض کاسه در حدود 13.8 سانتی متر میباشد. کاسه ,دسته باید از چوبی انتخاب شود که حداکثر استحکام و حداقل وزن را داشته باشد که معمولا از چوب گردو استفاده می شود. روی دسته باید قدری محدب باشد. رنگی که برای دسته به کار می رود باید از جنسی باشد که در شرایط مختلف ایجاد چسبندگی نکرده جلای خود را نیز از دست ندهد. زاویه دسته نسبت به کاسه باید طوری باشد که وقتی خرک و سیمها روی ساز قرار گرفت، فاصله سیم با سطح زیر آن در ناحیه خرک و قسمت گلوی ساز، یکسان نباشد بلکه در ناحیه گلو حدود 2 میلی متر سیم پایین تر از ناحیه خرک باشد. این موضوع در انتقال ارتعاشات به صفحه ساز اثر مهمی دارد.دسته ,صفحه باید از چوب توت بدون گره که دارای رگه هایی ریز باشد انتخاب شود و رگه ها بایستی به موازات دسته قرار بگیرند ( یعنی به موازات سیم) چون رگه ها معمولا از ریز شروع و به تدریج درشت تر می شوند، بهتر است رگه های ریز در پایین و رگه های درشت در بالا باشند. ضخامت صفحه باید در وسط حدود 2 میلی متر و در اطراف آن که به کاسه متصل می شه، حدود 0.5 میلی متر باشه. صفحه باید محدب بوده و قسمت وسطش از اطراف در حدود 2 میلی متر بلند تر باشد. صفحه ,خرک را معمولا از چوب شمشاد می سازند. طول خرک در قسمت بالا حدود 4 سانتی متر است. خرک به شکل سه پایه ساخته می شه. پایه وسط به صورت منحنی یه که حداقل تماس را با صفحه دارد. زاویه های خرک بایستی به شکل منحنی در بیایند . ارتفاع خرک باید طوری باشد که در گلوی ساز فاصله سیم با قسمت زیر آن حدود 5/2 میلی متر باشد . شیارهایی روی خرک تعبیه می کنند که سیم در آنها قرار بگیرد که بایستی حداقل عمق را داشته باشند.خرک ,سیم گیر رو معمولا از شاخ بز کوهی می سازند که به شکل بیضی می باشد و ابعاد آن تاثیری در ساز ندارد، اندازه آن بسته به ذوق سازنده است، و باید طوری باشد که با ساز تناسب داشته باشد . طول سیم گیر مهم نیسیت ولی عرض آن که قرارگاه سیم می باشد، اهمیت دارد. عرض سیم گیر در حدود 8 میلی متر بیشتر از عرض رویی آن هست ( منظور حداکثر عرض روی دسته است) تا سیم انحراف نداشته و فشار اضافی بر آن تحمیل نشود. قسمت بالای سیم گیر که سیمها را نگه می دارد ، بایستی به چهار قسمت مساوی تقسیم شود و این تقسیم به وسیله سه شکاف صورت می گیرد. سیم گیر ,جنس شیطانک از عاج یا استخوان هست و گاهی از شاخ بز کوهی هم ساخته می شود و ممکن است آن رو از چوب هم بسازند . شیارهای شیطانک نیز مانند شیارهای خرک باید حداقل عمق را داشته باشند. ارتفاع شیطانک حداکثر 1.5 میلی متر هست. بالای شیطانک که محل موازنه سیم است ، باید طوری باشد که تماس سیم با شیطانک به حداقل برسد.شیطانک ,گوشی باید از چوب محکم ساخته شود. سر گوشی باید طوری باشه که براحتی در بین انگشتان قرار بگیره و نیرو را منتقل کند. حالت گوشی در داخل حفره باید طوری باشد که هم راحت حرکت کند و هم در نقطه دلخواه محکم بایستد.گوشی ,پرده باید ظریف و صاف و محکم باشد. در قسمت پایین دسته چون فاصله پرده ها کم می شود، بهتر است از پرده نازکتر استفاده شود. پرده قبل از شیطانک باید محکمتر از پرده های معمولی بسته شود. ضمنا دور و نزدیک بودن اون به شیطانک، در تنظیم صدای ساز موثر می باشد. نوازنده ی با تجربه خود میتواند جای مناسب آن را پیدا کند.پرده ,برای ایجاد صدای بهتر، چند سوراخ روی صفحه لازم است. معمولا ده سوراخ بر روی صفحه مشاهده می شود که یک سوراخ بزرگتر از بقیه است. شکل و نحوه استقرار سوراخها به سلیقه سازنده بستگی دارد.سوراخهای صفحه

آموزش دوره کامل نی 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ** آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** , نای هفت‌ بند از گیاه نی ساخته می‌شود و طوری آن را می‌برند که از سر تا ته آن شامل هفت بند شود. نی هفت‌بند یا به اصطلاح نی متشکل از ۵ سوراخ در جلو و یک سوراخ در پشت آن است که توسط انگشتان دوم و چهارم از یک دست و انگشتان اول تا چهارم از دست دیگر پوشیده می‌شوند. وسعت صدای آن به 3 اکتا و و چند صدا می‌رسد. ۵ صدای بم، بم نرم (1p یا 1 piano)، زیر، غیث و پس غیث (تا فا) دارد که نت Si در صدای بم آن روی نی وجود ندارد و نوازندگان آن را با لب می‌نوازند . به طور کلی نی را با جا گرفتن بین دو دندان نیش و گرد کردن زبان در پایین و پشت آن می‌نوازند اما اساتیدی همچون جمشید عندلیبی زبان را در بالا می‌گذارند. برعکس سازهای دیگر، نی کوک ندارد و برای کوک‌های مختلف سازهای متفاوت ساخته می‌شود. به طوری که Do بلندترین و Do با 7 فاصله کوتاهترین نی هستند. کوک نی به اين معناست كه اگر در حالت بم اگر سوراخ پشت نى را بگيريم و بدميم. .صداى حاصله بر اساس دياپازون. . هر نتى كه بود آن نت كوك نى است. . مثلآ اگر صداى نت سل بدهد ميگوييم اين نى سل است. در کل شیوه نی‌نوازی به دو گونه نایب اسدالله و کسایی است. از اساتید می‌توان حسن کسایی، حسین عمومی، جمشید عندلیبی، محمد موسوی، حسن ناهید و محمد علی کیانی نژاد را نام برد.

آموزش دوره کامل مبتدی و پیشرفته کمانچه 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,کمانچه یکی از سازهای ایرانی و موسیقی خاور زمین است. این ساز علاوه بر شکم، دسته و سر، در انتهای تحتانی ساز پایه نیز دارد که روی زمین یا زانوی نوازنده قرار می‌گیرد.,اولین نشانه‌های تاریخی در مورد کمانچه در کتاب موسیقی الکبیر اثر ابونصر فارابی در قرن چهارم هجری دیده شده‌است.. او در این کتاب از کمانچه با نام عربی آن، رباب یاد می‌کند. کمانچه در دوران صفویه و قاجاریه جزو سازهای اصلی موسیقی ایران بوده‌است. نخستین صدای ضبط‌شده کمانچه به اوایل قرن بیستم میلادی بر می‌گردد -شکم ساز کروی و توخالی است که مقطع نسبتا کوچکی از آن در جلو به دهانه‌ای اختصاص یافته و روی دهانه پوست کشیده شده و بر روی پوست، خرکی تقریبا شبیه به خرک تار و نه کاملا عمود بر سیم‌ها قرار گرفته‌است. دسته ساز، لوله‌ای تو پر است و به طور نامحسوس به شکل مخروط وارونه خراطی شده‌است. انتهای بالایی این لوله؛ توخالی و در طرف جلو شکاف دارد که نقش جعبهٔ گوشی‌ها را می‌یابد. دسته فاقد پرده می‌باشد. سر ساز متشکل است از جعبهٔ گوشی‌ها که در دو طرف آن هر یک دو گوشی کار گذاشته شده و یک قبه که در بالای جعبه قرار گرفته‌است. طول ساز تا سر قبه حدود 80 سانتی متر است. -این ساز جز دسته سازهای زهی است. کمانچهٔ امروزی دارای 4 سیم می‌باشد. کمانچه در زمان قدیم فقط سه سیم داشته. و احتمالاً از زمان ورود ویولن به ایران به تقلید از آن سیم چهارم به آن افزوده شده‌است. این سیم‌ها به موازات درازای ساز گستردگی دارد و آوای آن خیلی خوش و دلکش می‌باشد. این گرانبها ساز می‌تواند آواهای گوناکون بسیاری را برآرد. آوا دهی گسترده کمانچه این ساز را پادشاه سازها ساخته و در همنوازی بزرگترین پایه خنیاگری در خاور زمین و بویژه زادگاهش ایران است. کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برش‌های از عاج تزیین شده‌است. تاریخچه ,کوک کمانچه (نسبت فاصله سیم‌ها به یکدیگر) در دستگاه‌های مختلف موسیقی ایرانی تفاوت می‌کند. معمول ترین کوک این است که سیم‌های اول و دوم نسبت به هم فاصله چهارم (یا پنجم) داشته، سیم سوم یک اکتاو بم تر از سیم اول و سیم چهارم یک اکتاو بم تر از سیم دوم می‌باشد. به این صورت که کوک اصلی و رایج کمانچه می لا ر سل می‌باشد و از جمله می‌توان به کوک‌های رِ لا رِ سل (برای دستگاه نوا) می لا رِ لا (برای ماهور) و می لا می لا (برای همایون، اصفهان، چهارگاه، ماهور و راست‌پنجگاه) اشاره کرد.کوک ,نوازندهٔ ساز در حالت نشسته پایهٔ کمانچه را روی زمین (یا صندلی) یا زانو قرار می‌دهد. ساز در موقع اجرا کمی حول محور خود می‌چرخد و همین عمل تماس آرشه با سیم‌ها را آسان تر می‌کند. نوازنده ساز را به طور قائم در دست چپ می‌گیرد و انگشتان همان دست را روی دسته می‌لغزاند و آرشه را با دست راست به سیم‌ها تماس می‌دهد.طرز نواختن ,از شاخص‌ترین کمانچه‌نوازان ایرانی می‌توان به علی‌اصغر بهاری، رحمت الله بدیعی و مجتبی میرزاده اشاره کرد. برخی از نوازندگان شاخص معاصر عبارتند از: • اردشیر کامکار • سعید فرجپوری • داوود گنجه‌ای • کیهان کلهر • علی اکبر شکارچی • درویش‌رضا منظمی • سهراب پورناظری • مهدی باقری • مهدی آذرسینا نوازندگان شاخص ,بدیهی است که در امر مهم آموزش موسیقی مقاله ها ، تجربه ها و آمارهای گوناگون وجود دارد .اما با توجه به تجربه شخصی بنده و شناختی که در طی سالیان طولانی تدریس از استعداد نهفته کودکان کسب نموده ام ، بدیهی است که بهترین سن برای آموزش جدی موسیقی همان سنین کودکی است . یعنی کودک همزمان با کسب دیگر مهارتهای زندگی در مسیر کسب مهارتهای هنری نیز هدایت خواهد شد .البته این بدان معنا نیست که سنین دیگر برای آموزش موسیقی دیر است . و مثلا یک فرد پانزده ساله فکر کند که دیگر زمان مناسبی برای یادگیری موسیقی نیست . توصیه بنده به همه این می باشد که در هر سنی هستید موسیقی را شروع کنید و از این دنیای زیبا و منظم وطبیعی لذت ببرید .زمان مناسب برای شروع فراگیری موسیقی ,یکی از مهمترین نکاتی که در فراگیری موسیقی باید به آن توجه نمود انتخاب مربی است . بهترین مربی کسی است که با حوصله و با تجربه باشد . دارای سواد آکادمیک باشد . اخلاقش با خلق و خوی شما نزدیک باشد . با نظم و آراسته باشد .( به خصوص برای آموزش کودکان )توجه داشته باشید که همواره برای تغییر مربی آماده باشید زیرا برای دوره های فراگیری متفاوت که در فصل بعد به آن اشاره میکنم لازم است که معلمان متفاوت را تجربه کنید . البته باید ذکر نمود که این تغیرات حتما باید طبق اصول و ضوابط خاص انجام شود و کارشناسی لازم در این مورد صورت گیرد . زیرا همانقدر که تغییر مربی در سطوح متفاوت مفید است ، به همان اندازه ، تغییر معلم در زمان نا مناسب بسیار مضر خواهد بود . زمان بندی دوره های فراگیری موسیقی برای یک ساز خاص، فراگیری کامل یک ساز به طور کلی به دوره های زیر تقسیم می شود : 1ـ مقدماتی 2ـ متوسطه 3ـ پیشرفته 4ـ استادی انتخاب مربی

ساز بربط 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,بربط یا عود یا رود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی به شمار می‌رود. درباره تاریخ پیدایش و خاستگاه این ساز، نظرات متفاوتی وجود دارد. عده‌ای با استناد به تصاویر حجاری شده، ریشه آن را در هند و برخی دیگر بلخ را خاستگاه آن می‌دانند. البته گسترش این ساز در میانه عصر اشکانی و سراسر عصر ساسانی در ایران، باعث شده بسیاری آن را سازی ایرانی بدانند.,این ساز را می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌رودان متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد، نگاره مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است. در حقیقت سومری‌های باستان نخستین مردمی هستند که در آثار به جای مانده از آن‌ها ردپایی از این ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته‌است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشته‌است. گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده است. بر پایه برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که «عبدالله ابن زبیر» جمعی از ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانه کعبه را تعمیر کنند. دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت. تاریخچه بربط,در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی بربط با کاسه بزرگ و دسته کوتاه و دیگر با کاسه کوچک اما دسته بزرگ. امروز به اشتباه ساز دسته بلند را بربط و ساز دسته کوچک را عود می‌نامند. در حالی که اینگونه نیست و براساس تحقیقاتی که انجام شده توسط سیگارچی هر دو عود یا همان بربط هستند و از یک ساختمان صدایی برخوردارند.انواع بربط,شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. بربط فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. بربط دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند. بربط (عود) بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است(در واقع نت نویسی آن با توجه به وسعت و بمی صدای ساز بر اساس کلید فا می‌باشد که برای سهولت نت خوانی و نوازندگی یک اکتاو بالاتر نوشته میشود) که جمعا دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای بربط(عود) به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید بربط(عود) را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی بربط یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است . مضراب بربط از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقابو حتی پر لاشخور ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند. صدای بربط بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.همانگونه که مستحضرید بربت صدایی بم و تا حدودی تو دماغی داردکه دلیل آن نوع زه (سیم) ساز و عدم وجود پرده بندی (مانند ویلن) روی دسته ساز است.پرده بندی موسیقی ایرانی بخوبی روی این ساز قابل بیان است. نحوه نواختن,با تشکیل هنرستان عالی موسیقی در پنجاه سال پیش، استادانی چون اکبر محسنی، کاموسی و منصور نریمان که اکثرشان سه‌تار می‌نواختند، سعی کردند با تهیه عود و همنوایی آهنگ‌های پخش شده از رادیوهای عربی، شیوه صحیح نواختن عود را یاد بگیرند و به این ترتیب عود در عصر معاصر دوباره احیا شد.احیاء عود (عود معاصر),ساز عود در یک‌صد سال اخیر کاملاً در قبضه عرب‌ها و به‌خصوص مصری‌ها بوده است. از جمله نوازندگان معروف این ساز منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به نام‌هایی چون ریاض سنباطی، فرید الاطرش، ناصر شمه و انور براهم اشاره کرد.عود نوازهای معروف جهان

ساز قانون 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,قانون سازی است متعلق به خانواده قدیمی سیتار (Cythare)، که در سده‌های میانه تحت عنوان Canon یا miocanon به اروپا برده شد. این ساز دارای یک جعبه چوبی به شکل ذوزنقه‌است که به وسیله دو انگشت سبابه و دو مضراب (که میان حلقه‌ای که به انگشت کرده‌اند و خود انگشت قرار می‌گیرند) نواخته می‌شود. در بخش‌های سازشناسی متون کهن موسیقی به سازی سه گوش، بیرون ساعد، با سطحی مجرد تنها، دارای هفتاد و دو وتر آن یک کوک می‌گرفته با تاری از ابریشم و گاه از روده و گاه از مفتول سیم اشارت رفته‌است که همانند چنگ نواخته می‌شده‌است. قانون از سازهایی است که از کهن در موسیقی ایرانی به کار می‌رفته و توانایی بیان گوشه‌های موسیقی ایرانی را دارد. ولی مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده، در حالی که در کشورهای همجوار سال‌ها است که ازاین ساز استفاده شده‌است. کمابیش از نیم قرن پیش تا کنون، موسیقی‌دانان ایرانی به اجرای این ساز روی آورده‌اند.,نام ساز از واژه یونانی Kanon گرفته شده، که در آن زبان به مفهوم «قانون، قاعده» است. درباره ی مفهوم واژه ی «قانون» (و در زبان‌های اروپایی :kanon-kanun-kanon)، در پایین به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود: 1ـ قانون (canon ) و قاعده‌ای که، به ویژه بر حسب احکام شرعی کلیسای مسیحیت و منابع انجیلی وضع شده باشد. 2ـ canon آثار نبوغ آمیز و برجسته یک خلاق هنری 3ـ کانن شکلی از یک قطعه موسیقی، ساخته شده تحت قواعد پیچیده‌ای که یک بخش ملودی بتواند پس از پاسی از زمان، به فاصله همصدا، اکتاو، یا فاصله‌های جز آن، توسط بخش‌های دیگر تقلید شود. 4ـ در موسیقی یونان قدیم، kanon نام مونوکورد است و اینک برای نشان دادن «قانون»‌های فیزیک صوت در آزمایشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. 5ـ یک «پسالتری» (psaltery) نوعی ساز که توسط اروپاییها از شرق گرفته شده و مشتق از کلمه «قانون» (qanun) عربی است. این کلمه و نه الزاما ساز از ریشه kanon یونانی آمده‌است. در حجاری ستونهای کلیسای جامع سانتیاگو، می‌توان ساز canon,mezzo canon قانون متوسط را مشاهده کرد. 6ـ Kanun (qanun) نام عربی برای سازی شبیه به پسالتری به شکل ذوزنقه و با تعداد زیادی سیم است (۶۴ سیم در قرن ۱۴). این کلمه در یونان قدیم (به این شکل Kanon) به معنای مونو کورد به کار می‌رفته و آن دستگاهی است که در آزمایشگاه صوت‌شناسی مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. نام قانون در اوایل سده ی دهم میلادی در کتاب شب‌های عرب آمده‌است. این ساز بعدها به اروپا برده شد (احتمالاً در قرن یازدهم). ریشه‌شناسی نام ,برخی اختراع این ساز را به افلاطون نسبت می‌دهند و عده‌ای بر این باور اند که مخترع این ساز فارابی است و برخی دیگر می‌گویند منشاء آن خراسان بوده و در قرن سیزدهم (میلادی) در موصل پیدا شده، هر چند هیچ یک از این نظردهندگان دلیل بر ادعای خود ندارند. واقعیت این است که در فرهنگ کلاسیک شرق، ردی از سازهای خانواده سیتار پیدا نشده و سرچشمه ی قانون نیز، مانند سرچشمه بسیاری از سازهای دیگر، تاریک مانده‌است. آن چه بیش‌تر محتمل می‌رسد این که قانون از سرزمین‌های خاور نزدیک به اروپا رسیده و در کشورهای اروپایی با مکانیزه کردن آن، بزرگ‌ترین ساز کلاویه‌دار سیمی را ساخته و پرداخته‌اند. قانون را باید سازی از اوایل اسلام دانست. ترک‌ها، زمانی چند این ساز را فراموش کرده بودند، اما از زمان محمود دوم (1899-1808)، عمر افندی، آن را از شام به ترکیه آورد و به سرعت میان مردم رواج یافت. فارابی این ساز را هزار سال پیش، به صورت 45 سیمی اختراع و در کتاب خود «الموسیقی الکبیر» بیان کرده‌است. صفی الدین آن را «نزهه» نامیده‌است. امروزه در سراسر آفریقا و آسیا، ساز قانون از زده سازهای سنتی و هنری اعراب به شمار می‌رود. پیشینه ,سیمهای ساز، به تعداد 72=3*24، به فواصل دیاتونیک کوک می‌شوند، برای تامین تغییرهای کوچک کافی است جهت «کلید»های کوچکی را که برای هر صدا پس از گوشی کوک تعبیه شده، تغییر دهیم. قانون به مثابه همراهی کننده آواز کمتر به کار می‌رود، ولی در شرکت با ارکستر، به همان خوبی عود صدا دهندگی دارد. قانون سازان مصری را می‌توان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد. از لحاظ دسته بندی سازها قانون جزء سازهای زهی مترابی از آلات (ذرات الاوتار مطلق است و تعداد سیمهای آن در مجموع، از 63 تا 84 متغیر، م و قانون معمول در ترکیه دارای 72 سیم است. سیمها از روده گوسفند یا نوعی نایلون ساخته شده، که به دور گوشیهایی که وضع ستونی دارند، پیچیده می‌شوند.م وسیله نواختن، مضرابی است که توسط انگشتانه به انگشت سبابه می‌کنند. هر سه سیم قانون هم صدا کوک شده و یک صوت از آنها بر می‌آید، از این رو از قانون 72 سیمی، تنها می‌توان 24 صوت به دست آورد. قانون مصری 78 سیمی و 26 صوتی است. سطح فوقانی قانون متشکل از پوششی چوبی، به شکل ذوزنقه‌است که سمنت راست نوازنده، قسمتی کم و بیش باریک آزاد است که به پنج خانه چهار گوش (طی ارتفاع ساز) تقسیم شده، روی آن پوست می‌کشند. ضلع سمت راست (به طول تقریبی ۴۰ سانتیمتر) قائم به هر دو مبلغ موازی پیش گفته‌است و ضلع سمت چپ اضلاع موازی را به طور مورب قطع می‌کند. گاه چهار تکهٔ جداگانه یا یک تکه، روی پوست خرک نصب می‌شود که به پنج پایه در زیر پوست تکیه می‌کند. در طرف چپ نوازنده 26 گوشی سه تایی به طور عمودی، و 156 کلید تغییر دهنده کوچک مسی، یا از فلزی دیگر، قرار دارند به این ترتیب، بر روی هر سه سیم هم صدا، 16 کلید، در محلی که سیمها به گوشیها می‌رسند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این کلیدها صدای ساز در هر سه سیم جداگانه، اندکی به دلخواه زیر و بم می‌شود، اما تنظیم کوک به وسیله گوشیها صورت می‌گیرد. هر گاه نوازنده بخواهد در مقامی دیگر بنوازد، با دست چپ کلیدها را بالا یا پایین می‌برد و در همین حال با دست راست روی سیمها می‌نوازد. ساختمان ساز ,1ـ جعبه ذوزنقه شکل ساخته شده از چوب 2ـ پرده گردان: کلیدهای کوچک و متحرک که در سمت چپ ساز بعد از شیطانک نصب شده و باعث تغییر صدا می‌شود. 3ـ شیطانک 4ـ محل گرهِ سیمها 5ـ سیمها (هر سه سیم با یکدیگر همصدا کوک می‌شوند) 6ـ گوشی 7ـ خرک 8ـ پایه خرک 9ـ شبکه‌های صوتی 10ـ صفحه رو 11ـ صفحه زیر 12ـ ضلع کوچک 13ـ ضلع بزرگ 14ـ پوست 15ـ حلقه‌های مضراب 16ـ مضراب 17ـ کلید کوک اجزای تشکیل دهنده ساز قانون ,برای نواختن قانون، آن را روی میزی که تا اندازه‌ای به طرف نوازنه شیب داشته و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن می‌نشیند به طوری که قاعدهٔ بلند جعبه (که سیمهای ضخیم دارد) در پایین و نزدیک به نوازنده قرار گیرد. میز از صندلی نوازنده کمی بلندتر (و بهتر است زیر آن خالی) باشد، به طوری که در حالت نوازندگی اعضاء بدن به شکل زیر قرار گیرد: 1ـ ساعد با بازو یک زاویه قائمه تشکیل دهد. 2ـ پشت، کاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود. 3ـ آرنجها بیرون از بدن قرار نگیرد. 4ـ دستها روی سیمها تکیه نکند. 5ـ هر دو دست از شانه‌ها در حالت نواختن آزاد باشد. (به دست فشاری وارد نشود) گاه ممکن است بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روی پا باشیم. در این شرایط یک پا را بر روی پای دیگر انداخته و ساز را روی پا قرار می‌دهیم. حتی می‌توان روی زمین (به اصطلاح عامیانه چهار زانو) نشست و ساز را روی پاها قرار داد. برای نواختن ساز قانون معمولاً دو طریقه به کاربرده می‌شود: 1ـ دست‌ها در دو طرف: هنگام اجرای ساز، دست راست به موازات پوست قانون (در قسمتی که پوست به چوب می‌چسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها و به طور مایل حرکت کند. به این ترتیب دستها در دو طرف ساز قرار می‌گیرند. طریقه نشستن ,عبارت است از دو حلقه فلزی که از جنس نقره، ورشو، برنج و… که به طور پهن و مدور (به اندازه بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد. مضرابهایی که داخل حلقه قرار می‌گیرد از شاخ گاو، گوزن، بز کوهی و… ساخته شده‌است. حلقه‌ها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده و مضراب را به طرف داخل دست، میان حلقه و انگشت جای می‌دهیم. اندازه مضراب ساخته شده باید از نوک انگشت نشانه کمی بلندتر باشد و از زیر بند دوم انگشت، پایین‌تر نیاید. طریقه مضراب زدن: ابتدا روی یکی از سیمها به وسیلهٔ دست راست یا چپ ضربه‌ای بزنید (موقع مضراب زدن انگشتهای نشانه باید از بند آخر خم شود) به طوری که وقتی مضراب سیم را لمس کرد صدایی که از آن برمی‌خیزد صاف و شفاف باشد و این در صورتی امکان پذیر است که هر سه سیم هم صدا در یک لحظه و هم زمان به صدا درآیند. برای انتقال نیرو به مضراب در یادگیری مراحل اولیه، و هنگام مضراب زدن با دست راست و چپ باید انگشتی که مضراب در آن جای دارد انگشت شست را لمس کند. این علم برای قوی شدن انگشت و مضراب موثر است، که باید آن را در تمرینهای اولیه اموخت. در تمرینهای مربوط به مراحل بالاتر که اجرای ساز رفته رفته سریع‌تر شده و حالتهای گوناگون به آن داده می‌شود، دیگر نیازی به تماس انگشت نشانه با شست نیست. در هنگام ضمراب زدن انگشت شست زیر انگشت نشانه قرار می‌گیرد. سایر انگشتان (سه انگشت دیگر) نه باید جمع و نه باز باشد (به حالت برداشتن مدادی که به طور افقی در جایی قرار دارد) زخمه یا مضراب ,ساز قانون در کشورهای مختلف (مانند مصر، ترکیه، ارمنستان و شوروی، ایران و…) به اندازه‌ها و با وسعت‌های متفاوت ساخته شده‌است و بدین جهت تعیین یک وسعت واحد برای ساز قانون مقدور نیست. قانونهای (مصری) 26 صدایی قانونهای (ترکیه) 24 و 25 صدایی قانونهای (ارمنی) 22 صدایی قانونهای (ایرانی) طبق پیشنهاد نگارنده 27صدایی وسعت ساز قانون در کشورهای مختلف ,از نیم قرن پیش تا کنون، موسیقی دانان ایرانی به اجرای این ساز روی آورده‌اند. با وجود این که زمینه کار اینان بر نغمه‌های موسیقی ایرانی مبتنی بوده‌است، به دلیل تقلید ناآگاهانه از روش و سبک نوازندگی موسیقی عربی، این پندار اشتباه به وجود آمده که ساز قانون عربی است و آن را باید به شیوه عربی نواخت، حال آنکه این سبک در قانون نوازی، علاقه مند به موسیقی ایرانی را فرسنگها از شناخت اصول و ظرایف این ساز که کاملا با موسیقی ایرانی منطبق است، دور می‌سازد. از آنجا که نوازندگی بر روی هر ساز و بیرون کشیدن «نغمه»‌های گوناگون از آن، گذشته از توانایی و مهارت نوازنده، بستگی به امکانات و موانعی دارد که در خود ساز و ساختمان آن نهاده شده‌است، اینک باید اندیشید در ساز قانون که قرنها خارج سرزمین ایران، در کشورهای عربی زبان، ترک زبان و ارمنی زبان، بیرون از مسیر موسیقی ایرانی به رشد و تکامل خود ادامه داده و «بیانی» غیر ایرانی یافته‌است. موسیقی دانان، یعنی آن گروه از نوازندگان پنجاه ساله اخیر، که به معرفی این ساز و اجرای آن دست یازیده‌اند، به فکر این تبدیل نبوده و قانون را کماکان به همان شیوه عربی اجرا کرده‌اند و برخی از نوازندگان پیش گفته، حتی همان شیوه اجرایی را در تعلیم به شاگردان خویش به کار گرفته‌اند، در نتیجه اصالت نخستین آن به مرور از میان رفته ولحنی غیر ایرانی از اجرای ساز قانون انتظار می‌رود. با پرده بندی پیشنهاد شده و امکاناتی که این ساز می‌تواند در اختیار نوازنده بگذارد، نه تنها می‌توان هر قطعه موسیقی ایرانی را در همه ی مقام‌ها و دستگاه‌ها به اجرا در آورد، بلکه توان اجرای اغلب قطعات نوشته شده برای سازهای دیگر اعم از ایرانی یا غربی را نیز خواهیم داشت.احیای قانون در موسیقی ردیفی ,انسان اولیه مبانی موسیقی را از طبیعت آموخت و به تدریج با استفاده از آلات و ادوات کار و زندگی اصوات موزونی را ایجاد نمود.حدود 5000 سال پیش سومری ها با استفاده از چنگ قطعات موسیقی برای رقص می ساختند. در مصر قدیم موسیقی بیشتر جنبه روحانی و مذهبی داشت. در دوران رنسانس تحولاتی در شیوه نت نویسی پدید آمد و موسیقی مذهبی اساس و پایه علمی یافت، قطعات موسیقی رقص دوره رنسانس که امروزه در دست است نشان می دهد که در آن زمان یعنی حدود قرن 15 و 16 میلادی سازهای متعددی در خدمت موسیقی بوده اند.تاریخچه موسیقی کلاسیک ,کلاسیک از واژه کلاسیوس (clasious) به معنای شاهانه گرفته شده است. موسیقی کلاسیک نامی است که به سنت موسیقی هنری غرب داده شده‌است. این نام‌گذاری دقتی ندارد و کوشش‌ها و بحث‌های زیادی برای مشخص کردن معنی آن صورت می‌گیرد. معمولاً شروع این موسیقی را از سده های میانی می‌دانند. واژه ي کلاسيک و کلاسيسم , معمولاً به يک دوره از موسيقي اطلاق شده است, امّا اغلب با معاني مختلف, در اصل عنوان سبک يک دوره ي خاص يا سبک مشخصي از موسيقي نيست. ولي از سوي ديگر, واژه ي کلاسيک بر پديده اي اطلاق مي شود که مي تواند در اکثر دوره هاي مختلف تاريخ موسيقي به کار برود و تکرار شود, مثلاً آوازهاي شوبرت در آلمان نسبت به قرن نوزدهم نمونه ي کلاسيک به شمار مي آيد، در حالي که شوبرت از نظر تاريخي آهنگساز دوره ي رمانتيک محسوب مي شود و افکار و عقايدش نيز رمانتيک است . بنابراين معني واژه ي کلاسيک در ارتباط با يک قطعه ي مشخص يا اصولاً مقوله ي آهنگسازي مي تواند کاملاً با معني آن در رابطه با سبک يک دوره از تاريخ موسيقي متفاوت باشد. با چنين برداشت مشابهي مي توان گفت که " پالسترينا" آهنگساز قرن شانزدهم, قرن ها به عنوان نمونه ي کلاسيک موسيقي کليسايي مد نظرقرار داشته و آثارش مدل اصلي براي ديگر آهنگسازان بوده است . واژه ي کلاسيک در موارد استعمال کلي آن, هنگامي مفهومي بهتر و مفيدتر خواهد داشت که در ارتباط با نوع به خصوصي از آثار موسيقيایی (مانند نمونه هايي که از شوبرت و پالسترنيا ذکر شد) قرار گيرد. در اين مفهوم مي توان بتهوون را استاد کلاسيک در خلق سمفوني، سونات پيانو،کوارتت زهي محسوب گيرد. فرق ميان کلاسيک به عنوان يک راه حل قاطع و استوار براي مسئله ي نقش خلاق در يک اثر هنري يا مقوله ي آهنگسازي از يک طرف و به عنوان يک مفهوم در تاريخ سبک ها از طرف ديگر، هميشه ستيز و اختلاف دايمي را به وجود مي آورد که آثار آن نيز امروزه وجود دارد . تاريخ نويسان قرن نوزدهم، کلمه ي کلاسيک را در آلمان به سبک دوره اي که با نسل " کوانتس " و " هانس " و بعداً پسران باخ و معاصرين آن ها شروع شد، اطلاق مي کنند و در ايتاليا به سبک موسيقي دمينيکو اسکارلاتي و معاصرينش. آواخر اين دوره را به طور واضح نمي توان معين کرد، زيرا جدال بين کلاسيک و رمانتيک تا قرن نوزدهم و حتي قرن بيستم ( با جريان نئوکلاسيسم ) ادامه داشت. اين که چه وقت و کجا کلمه ي کلاسيک وارد فرهنگ موسيقي شد نيز به طور کامل روشن نيست . تعريف کلاسيک در ادبيات تا حدي بغرنج و گنگ است ولي اين تعريف در موسيقي پيچيده تر مي شود . شايد يکي از قدم هايي که به سوي موسيقي کلاسيک برداشته شد، آزاد شدن اثر موسيقي از قيد و بند تقليدها، بيان ،معرفي، در خدمت بودن حتي سرگرمي هاي اجباري بود و نتيجتاً خود اصل موسيقي مد نظر قرار گرفت. پس براي اولين بار در موسيقي اين فکر و ايده ظهور کرد که موسيقي در حقيقت همانند ديگر هنرها " مقصود وهدفي" ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد . در واقع موسيقي به خاطر خود هنر موسيقي . به عبارت ديگر، در دوره ي کلاسيک با ايده" هنر به خاطر هنر " برخورد مي شد که از آن زمان تا کنون هم خيال همراه موسيقي جريان دارد . در کلاسيک هر چيز خارق العاده و افراطي کنار گذاشته شد و بيان موسيقيايي بيشتر با تاکيد بر کمال، تماميت و اعتبار جهاني با استفاده از عوامل ساده و قابل فهم تثبيت شد . مهم ترين ويژگي اوايل دوره ي کلاسيک،ساده کردن هر چه ممکن تمام فرم هاي موسيقي و عوامل سبکي است. در موسيقي دوره ي کلاسيک ملودي به عنوان يک عامل اساسي و پايدار جلوه گر مي شود و تئوري ملوديک مهم ترين مسئله اي بود که موسيقيدانان به آن مي پرداختند . موسیقی کلاسیک چیست؟ ,بدیهی است که در امر مهم آموزش موسیقی مقاله ها ، تجربه ها و آمارهای گوناگون وجود دارد .اما با توجه به تجربه شخصی بنده و شناختی که در طی سالیان طولانی تدریس از استعداد نهفته کودکان کسب نموده ام ، بدیهی است که بهترین سن برای آموزش جدی موسیقی همان سنین کودکی است . یعنی کودک همزمان با کسب دیگر مهارتهای زندگی در مسیر کسب مهارتهای هنری نیز هدایت خواهد شد .البته این بدان معنا نیست که سنین دیگر برای آموزش موسیقی دیر است . و مثلا یک فرد پانزده ساله فکر کند که دیگر زمان مناسبی برای یادگیری موسیقی نیست . توصیه بنده به همه این می باشد که در هر سنی هستید موسیقی را شروع کنید و از این دنیای زیبا و منظم وطبیعی لذت ببرید .زمان مناسب برای شروع فراگیری موسیقی ,یکی از مهمترین نکاتی که در فراگیری موسیقی باید به آن توجه نمود انتخاب مربی است . بهترین مربی کسی است که با حوصله و با تجربه باشد . دارای سواد آکادمیک باشد . اخلاقش با خلق و خوی شما نزدیک باشد . با نظم و آراسته باشد .( به خصوص برای آموزش کودکان )توجه داشته باشید که همواره برای تغییر مربی آماده باشید زیرا برای دوره های فراگیری متفاوت که در فصل بعد به آن اشاره میکنم لازم است که معلمان متفاوت را تجربه کنید . البته باید ذکر نمود که این تغیرات حتما باید طبق اصول و ضوابط خاص انجام شود و کارشناسی لازم در این مورد صورت گیرد . زیرا همانقدر که تغییر مربی در سطوح متفاوت مفید است ، به همان اندازه ، تغییر معلم در زمان نا مناسب بسیار مضر خواهد بود . زمان بندی دوره های فراگیری موسیقی برای یک ساز خاص، فراگیری کامل یک ساز به طور کلی به دوره های زیر تقسیم می شود : 1ـ مقدماتی 2ـ متوسطه 3ـ پیشرفته 4ـ استادی انتخاب مربی

کلاس آموزش سه تار 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,سه‌تار از سازهای زهی و مضرابی موسیقی ایرانی است که آن را با ناخن انگشت اشاره‌ی دست راست می‌نوازند. این ساز، دارای 4 سیم از جنس فولاد و برنج است که به موازات دسته، از کاسه تا پنجه کشیده شده‌اند. سه‌تار دارای 26 پرده‌ی قابل حرکت از جنس روده‌ی حیوانات یا ابریشم است. صدای آن ظریف و تو دماغی و تا حدودی غمگین است و وسعت صوتی آن نزدیک به 3 اکتاو است. سه‌تار پیشتر هم‌خانواده با سازهایی چون دوتار و تنبور بوده است و امروزه به تار بسیار نزدیک‌تر است. در موسیقی دستگاهی ایران استفاده از سه‌تار بسیار رواج دارد؛ گرچه بیشتر برای تک‌نوازی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این ساز برای هر دستگاه کوک ویژه‌ای دارد ولی فاصله چهارم یا پنجم پایین رونده معمولا بین سیم‌های اول و دوم ثابت است. نوازندگان سه‌تار برای اجرای آن، در حالت نشسته روی زمین یا صندلی، کاسه ساز را به صورت مورب و با زاویه 45درجه روی ران راست قرار داده و با سر انگشتان دست چپ روی پرده‌ها (دستان‌ها)ی روی دسته سه‌تار حرکت می‌کنند و با انگشت اشاره دست راست خود به سیم‌ها ضربه می‌رنند. معمولا برای نوازندگی فقط انگشتان اشاره، میانی، حلقه و در بعضی موارد انگشت کوچک دست چپ استفاده می‌شوند اما در آثار استادان، استفاده از انگشت شست برای پرده‌گیری روی سیم بم نیز کاربرد دارد. در حین نوازندگی سه‌تار، می‌توان با زخمه‌زدن نزدیک به خرک، صدا را کمی زبر و خشن کرد؛ و با انجام این کار نزدیک به گلوی ساز، صدایی نرم و ملایم و اصطلاحاً پخته‌تر تولید می‌شود. ,سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد که سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته می‌شوند و مجموعه‌ی آن دو را معمولاً سیم «بم» می‌نامند. با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر به این ساز را درک کرده و سه‌تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده می‌شود). سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علی شاه به این ساز افزوده است. برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند. تاریخچه ,ساز سه‌تار دارای دو قسمت کاسه و دسته است. در انتهای دسته پنجه قرار دارد که محل قرارگرفتن گوشی‌هاست. 1ـ سرپنجه یا جعبه گوشی 2ـ گوشی‌ها 3ـ پرده قبل از شیطانک 4ـ شیطانک 5ـ پرده‌های اصلی (چهارلایی) 6ـ پرده‌های فرعی (سه‌لایی) 7ـ دسته 8ـ کاسه 9ـ صفحه 10ـ خرک 11ـ سیم‌گیر 12ـ سیم‌ها اجزا

آموزش چنگ 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,چنگ گونه‌ای ساز زهی باستانی است. در کنار ساز رود (عود) از مشهورترین سازهای ایران باستان به شمار می‌آمده است. در ادبیات پارسی بسیار از این ساز یاد شده است و سیاره زهره را چنگ‌زن دانسته‌اند. در مهری گلین که در بین سالهای 1961 تا 1966 توسط هلن جی کانتر و پناس پی دلو گاز دو باستان شناس امریکایی در چغامیش خوزستان یافته شد و مربوط به هزاره چهارم قبل از میلادودوران عیلامیان می باشد یک نوازنده چنگ منحنی را نشان می دهد .این چنگ 6 رشته دارد .و باز در ایذه مالمیر چنگ نوازانی را می بینیم که دو نوع چنگ را در دست دارند و پیشاپیش هانی و همسرش برای اجرای یک مراسم عبادی در حال نوازندگی هستند این دو نوازنده چنگ نام خود را نیز با خط میخی ایلامی نگاشته اند . چنگ در این دوران 13 رشته دارد.نقش‌برجسته‌های طاق بستان نوازندگان چنگ را نشان می‌دهد که در قایق برای شاه ساسانی که به شکارگاه آمده چنگ می‌نوازند. در آثار طاق بستان در یک قایق 5 نوازنده چنگ منقش شده است . و در یک قایق که پادشاه در حال شکار است یک نوازنده به احتمال قوی باربد می باشد،در حال نوازنده گی است . چنگ در این زمان از 7 رشته تا 11 رشته مشاهده می شود .به مرور زمان همچون بسیاری از سازهای دیگر مهجور و فراموش شده است. البته چنگ تا دوران صفویه موجود بوده است. انواع ساز چنگ در قرن‌های مختلف در ایران یافت شده است از جمله چنگ منحنی مربوط به قرن هفتم هجری قمری از صفی‌الدین عبدالمؤمن اُرُمَوی (ارومیه‌ای). تصویر چنگ در تمام آثار باستانی ایران از دوران هخامنشیان گرفته تا سلوکیان دیده می شود. ساز چنگ در ایران دارای چهار رشته سیم بوده است که در دوره ساسانیان به 11 رشته می‌رسد و در دوران اسلامی تا 35 رشته هم می‌رسد. پیدایش چنگ از پیدایش کمان نشأت گرفته است، در اثر تیراندازی زه مرتعش می‌شد و صدای کمی به گوش می‌رسید. چنگ‌های اولیه شبیه کمانی از نی و چوب بوده که زهی میان آن کشیده شده است. انواع ساز چنگ یا "هارپ" به چهار دسته کلی چنگ ارکستری، چنگ سنتی، چنگ باستانی و چنگ تزیینی تقسیم می‌شود که خود از لحاظ شکل ظاهری به 17 نوع الگو و فرم چنگ تقسیم می‌شود از جمله "چنگ زاویه‌دار، چنگ منحنی، چنگ ون وچنگ کندوگ و چنگ ون کنار ساسانی و چنگ لیر (چنگی در یونان که به شکل U است)می شود یاد کرد". ساز چنگ به عنوان قدیمی‌ترین ساز سیمی جهان مربوط به شش‌هزار سال پیش در خوزستان ایران یافت شده است، اما اکنون در میان اسامی چنگ‌نوازان مشهور جهان که در ویکی‌پدیا آمده نامی از چنگ‌نوازان ایرانی نیست. در ایران، تعداد چنگ‌نوازان بسیار معدود است و شاید فقط یک چنگ‌نواز باشد که به اجرای برنامه و کنسرت می پردازد. "عبدالعلی باقری نژاد"، استادکار ساخت آلات موسیقی و احیاگر چنگ ایرانی به گفتهٔ خودش تنها خانواده چنگ‌ نواز ایرانی است که به صورت گروهی برنامه اجرا می‌کند.او به همراه همسر و دو فرزندش تا کنون در ایران چهار کنسرت پژوهشی برای معرفی این ساز باستانی انجام داده است . وی با تاسیس آموزشگاه چنگ نوازان اولین آموزشگاه چنگ را درایران دائر نموده است و هم اکنون دهها هنرجوی چنگ نوازی دارد.وی با تلاش فراوان توانسته است ردیف نوازی ایرانی را با این ساز به هنر جویان خود بیاموزد .وی معتقد است که طی این 17 سال تحقیق در مورد ساز چنگ هنوز در اول راه است. گرچه اروپاییان مدعی ابداع چنگ‌های پدالی هستند و ادعا می‌کنند این چنگ‌ها در قرن 18 میلادی در آلمان پایه‌گذاری شده اما همین چنگ‌ها نیز بر اساس چنگ‌های زاویه‌دار شرقی ساخته شده است. چنگ، سازی رشته‌ای است که با انگشت نواخته می‌شود که تکنیک نوازندگی در جهان هشت‌انگشتی است اما تکنیک نوازندگی در ایران طبق اطلاعات استخراج‌شده از مستندات باستانی، ده‌انگشتی است. ساز چنگ غالباً از چوب‌های گردو و افرا ساخته می شود. چنگ‌های بزرگ را در ایران اشتباهاً "هارپ" می‌گویند در حالی که در جهان به هر نمونه از چنگ، "هارپ" می گویند. قیمت چنگ‌ها از 450 هزار تومان تا مدل‌های پدالی که قیمت آن به 15 تا 30 میلیون تومان می‌رسد، متغیر است این گرانی قیمت به خاطر ساختمان پیچیده و ساختن دشوار آن است. آخرین چنگ‌نواز ایرانی در دوران صفویه به نام "سلطان محمد چنگی" بوده است و اکنون چنگ‌نواز استاد و ماهری در ایران وجود ندارد. اخیراً کوشش‌هایی در راستای بازسازی این ساز صورت گرفته است. عبدالعلی باقری‌نژاد، مجید ناظم‌پور و سیامک مهرداد در ایران و فکرت کاراکایا (Fikret Karakaya) در ترکیه، نمونه‌هایی از اين ساز را بازسازی نموده‌اند.

تنبور 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,تَنبور یا طَنبور یکی از سازهای زهی است که در آن سیم‌ها از روی دسته‌ای بلند و کاسه‌ای عبور کرده‌است و با ضربه انگشتان به صدا درمی‌آید. امروزه از تنبور می‌توان به ساز محلی با دسته‌ای بلندتر و کاسه‌ای بزرگتر و منحنی تر از سه‌تار دارای دو یا سه سیم و چهارده پرده که به فاصله اکتاو در ساز پرده‌بندی شده، تعبیر نمود. ویژگی‌های اجرایی آن در دوتار مشهود نیست. تنبور را با پنجه نوازند و این خود دلیلی است بر ارتباط خانوادگی تنبور و دوتار محلی و سه‌تار که آنها نیز با انگشت (ناخن) به صدا در می‌آیند. تنبور در نواحی باختری ایران به ویژه در انجمن تنبورنوازان، قلندران و درویش‌های اهل طریقت و اهل حق کردستان و کرمانشاهان استفاده می‌گردد که با آن موسیقی مذهبی خود را اجرا می‌کنند. در شمال ایران در ناحیه شمال غربی استان گیلان نوعی از تنبور به نام تنبور تالشی در موسیقی اقوام محلی تالش به کار می رود. ,بر پایه سه مجسمه کوچک بازیافت شده در خرابه‌های شوش، تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود 1500 پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع کاسه گلابی شکل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق ترکیه و یونان به غرب رفته و کاسه بیضی شکل آن در مصر باب شده‌است. از تنبور به سه‌تار باستانی ایرانیان تعبیر شده‌است که در زمان ساسانیان (خسرو پرویز) و قبل از آن هم به کار نواختن می‌آمده. تنبور ساز نوازندگانی ایرانیان محسوب می‌شده و ابن خردادبه آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلم را با تنبورها درست شمرده، می‌گوید ایرانیان تنبور را برتر از دیگر سازها دانسته، می‌نوازند. تنبور در نوشته‌های به شکل سازی کامل و مناسب برای همراهی با آواز معرفی گردیده و از آن به عود دسته بلند ایرانی تعبیر شده‌است. تاریخچه,امروزه سه گونه موسیقی بر روی تنبور نواخته می شود: • موسیقی مقامی تنبور • موسیقی سنتی ایرانی • موسیقی سنتی کردی موسیقی تنبور,امروزه سه گونه موسیقی بر روی تنبور نواخته می شود:
• نوازندگان موسیقی مقامی تنبور: کاکی اله مراد حمیدی،عابدینی، سید ولی حسینی، میرزا سید علی کفاشیان، استاد چنگیز فرمانی و استاد خسرو نظری از گوران و سید امراله شاه ابراهیمی و درویش امیر حیاتی و سید خلیل عالی نزادو صادق کیا از صحنه را نام برد که دیگر در قید حیات نیستند. از نوازندگانی که هنوز در قید حیاتند می توان طاهر یارویسی و علی اکبر مرادی را نام برد.
• نوازندگان موسیقی سنتی ایرانی سید خلیل عالی‌نژاد به همراه کیخسرو پورناظری کسانی بودند که در ادامه راه درویش امیر حیاتی موفق شدند موسیقی سنتی ایرانی را با تنبور نواخته و تا حدودی تلفیق نمایند. نوازندگان معروف تنبور ,تنبورها در اندازه‌های مختلفی ساخته شده‌اند که بر اساس تحقیق محمدرضا درویشی، اندازهٔ کوچکترین و بزرگترین این سازها و اجزای کلی آن‌ها به این ترتیب است: • طول کلی: 87 ـ 95٫5 سانتی‌متر؛ • طول صفحه: 34 ـ 42 سانتی‌متر؛ • عرض صفحه: 15.5 ـ 20 سانتی‌متر؛ • عمق کاسه: 13.2 ـ 17 سانتی‌متر. به طور کلی بلندی این ساز در نمونه‌های مختلف یکسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه‌های استثناء ۸۵ تا ۹۰ سانتی‌متر می‌باشد و تشکیل شده‌است از: • کاسه، • دسته، • صفحه، • سیم گیر، • خرک دسته، • خرک صفحه، • دو یا سه گوشی، • دو یا سه سیم، • 13 یا 14 دستان، • گلو/گلویی (در تنبورهای ترکه‌ای، کاسه را به دسته متصل می کند) کاسه: همان قسمت پایین تنبور که خود دارای اشکال مختلفی است که بستگی به منطقه و سازنده خود دارد. کاسهٔ این ساز را عموماً از چوب توت می‌سازند که انتخاب نوع چوب، یعنی اینکه از چه جنس توتی باشد خود دارای نکاتی است. در گوران بیشتر سازها کاسهٔ یکپارچه دارند، اما در صحنه کاسهٔ اغلب سازها از هفت تا دَه ترکه ساخته شده‌اند. دسته: قسمت انتهایی تنبور که به کاسه متصل است که در صدا تاثیر زیادی دارد. صفحه: قسمت روی کاسه که دارای بافت ظریف می‌باشد، صفحهٔ نازکی است از چوب درخت گردو که بر روی دهانهٔ کاسه قرار می‌گیرد و در وسط و یا در کنار صفحه حدود هفت تا دوازده سوراخِ دو تا سه میلیمتری دارد تا موجب نرمی صدای تنبور شود. سوراخ روی صفحه بر صدای تنبور تاثیر بسزایی دارد. دستان: سیزده تا چهارده دستان در تنبور وجود دارد که در محل‌های معیّن بر دسته بسته می‌شوند. به نظر اغلب نوازندگان مشهور، محل دستان‌ها ثابت است اما برخی نیز معتقدند که جای تعدادی از این دستان‌ها متغیر است. خرک: خرک، قطعه چوبی کوچک و محکم از درخت شمشاد و گردوست که سیم بر آن سوار است، و بر روی صفحه با فاصله حدود ۵٫۳ تا ۷٫۴ سانتیمتر از سیم گیر قرار می گیرد. در برخی از سازهای جدید سیم گیر کار خرک را می‌کند. سیم گیر: به قسمت انتهایی کاسه وصل است و سیم را به آن وصل می‌کند. سیم گیر از جنس استخوان یا چوب بوده در انتهای صفحه قرار دارد که تارها را بدان گره می‌زنند و تا انتهای دسته می‌کشند. در برخی از تنبورهای جدید، خرک کار سیم گیر را انجام می‌دهد. گوشی: همان قطعات بالای تنبور را گوشی می‌گویند و از آن برای کوک کردن استفاده می‌کنند. دو تا سه گوشی (در تنبورهای نامتعارف تا پنج گوشی) از چوب بید وجود دارد. تنبور لانهٔ کوک (جعبه گوشی‌ها) ندارد و گوشی‌هایش مستقیماً در سوراخ‌های ایجاد شده در انتهای دسته فرو می‌روند. سیم گیر بالا: برجستگی پایین گوشی را می‌گویند که دارای شیارهایی است. شیطانک، که قطعه چوب یا استخوانی است با دو سه شیار که تارها از روی آن عبور داده شده به گوشی گره می‌خورند. شیطانک در حدود پانزده سانتیمتری ابتدای دسته تعبیه می‌شود. پرده: نخ نازکی است که بر روی دسته بسته شده و فاصلهٔ هر دو دستان را یک پرده می‌گویند. تنبور از قدیم دارای دو سیم بوده که اکنون آن را از دو سیم به سه سیم ارتقا داده‌اند. سیم: دو یا سه سیم، که سیم بالایی معمولاً جفتی است. این سیم‌ها از یک سو به سیم گیر و از سوی دیگر پس از عبور از روی خرک و شیطانک در انتهای دسته به دور گوشی‌ها پیچیده می‌شوند. ساختمان ,در تنبورنوازی از پنج انگشت هر دست استفاده می‌شود. در شیوه معمول نوازندگی، هر یک از انگشتان دست چپ روی یک خانه، چهار انگشت پیاپی روی نیم پرده، شست بین انگشت نشان و انگشت بزرگتر می‌نشیند و از انگشت شست برای سیمِ بم استفاده می‌شود. تنبورنوازی با مهارت، در نواختن ساز به صورت «افقی» نیست (همانطور که در ویولون کلاسیک غربی یا سیتار هندی رایج است)، بلکه با نواختن دقیق و ماهرانه آرایه‌های صوتی، سونوریته (صدادهی) شفاف و سلاست جملات همراه با آرامش، بدون کشش عضلانی و عصبی و با دستیابی به تمرکز روحانی که نوازنده حقیقی تنبور در طی آموزش‌های هنری و معنوی به دست آورده، معنی می‌شود.. مشخص‌ترین عوامل فنی در اجرا عبارت‌اند از: ضرب قوی با چهار انگشت، شُرِّ طولانی (غلتِ صدا)، شُرِّ ساده و نیز ضربات خاصی که گاه بعضی نوازندگان از مکاتب دیگر موسیقی ایرانی، مثل دو تارنوازی یا سه تارنوازی، اخذ می‌کنند. در شیوه استاد نورعلی الهی (متوفی 1353ش) این تأثیرپذیری‌ها از موسیقی اصیل شهری (سنّت ردیف دستگاهی) شنیده می‌شود. ولی در شیوه استادان دیگر، نظیر سیدامراللّه شاه ابراهیمی (متوفی1382ش)، سیدخلیل عالی نژاد (متوفی 1381ش) و علی اکبر مرادی (متولد 1327ش)، خصوصیات اصلی و قدیمی سنّت تنبورنوازی حتی الامکان حفظ می‌گردد. در برخی اجراهای موسیقی شهری، گروه نوازی تنبور به صورت تک صدا (یونیسون) دیده می‌شود که جدید و گونه‌ای بدعت گذاری است و به هر حال با سنّت اصلی و هنری تنبورنوازی، که مبتنی بر تک نوازی و بدیهه سرایی خلاق است، تفاوت و حتی تضاد دارد. با این که تک نوازی را بهترین جلوه هنری تنبورنوازی دانسته‌اند، نواختن سازهای دیگری، از قبیل دوزله و تنبک و دف و کمانچه، همراه تنبور در سنّت موسیقایی منطقه کرمانشاه و کردستان، طبیعی و جا افتاده است. با این حال، مقام‌های تنبور مختص به خود آن است و مراد از «مقام» گاهی نشانه ساختاری مقامی است که قادر است اشکال گوناگون و آهنگ‌های کمابیش ثابتی را تولید کند. برخی از معروف‌ترین مقام‌ها عبارتند از: شیخ امیری، سَحَری، عابدینی، باباکاوسی، ساروخانی، چپی، طرز، قه طار (قطار)، شاه خوشین، جلو شاهی، فه تاح پاشایی (فتاح پاشایی) و هَل پَرِگه. برخی از آن‌ها اساساً برای تنبور ساخته و پرداخته شده و برخی دیگر از قطعاتی گرفته شده است که با سرنا یا سازی دیگر نواخته می‌شود. ضبط مقام‌های موسیقی تنبور بیش از سه دهه قدمت ندارد و بسیاری از «مقام‌های مقدّس» تا ابتدای هزارهٔ سوم میلادی، حق خروج از خانقاه، اجرا در جمع یا ضبط در نوار یا لوح فشرده (سی دی) را نداشتند. روایت فردی استاد نورعلی الهی از این مقامات (که از 1338 تا 1348ش ضبط و حدود سی سال بعد از آن در فرانسه تکثیر شده است)، در کنار روایات سنّت گرایانه‌تر و محافظه کارانه‌تری از قبیل ضبط‌های 1379 تا 1380ش علی اکبر مرادی در پاریس (که با اجازه رسمی و کتبی شیخ خانقاه مبنی بر لزوم ضبط و نگهداری آنها در تاریخ، همراه شده است)، مجموعه‌ای گسترده و قابل تأمل را عرضه می‌کنند. مهمترین این آثار عبارت‌اند از: مسیر عشق الهی و حماسه‌ای روحانی از استاد الهی، موسیقی کُردی ایران از علی اکبر مرادی که بترتیب در 1997، 1998 و 2001میلادی در پاریس ضبط شده‌اند. در این بین، نواخته‌های هنوز منتشرنشدهٔ سیدخلیل عالی نژاد، آخرین بازمانده از سلسله‌ای عرفانی ـ هنری قدیمی در منطقهٔ کردستان، شایان توجه است. در اجرای عالی نژاد، سنّت قدیم با دریافت‌های درخشان فردی و درونی او درآمیخته است؛ اجراهایی برپایه سنّت قومی نیاکان و حاوی قدرت نفوذ معنوی او، که هم در قالب تک نوازی هم در قوالب جدید مثل گروه نوازی و حتی قطعه سازی برای تنبور، تجلی پیدا کرده‌است. شیوه نواختن تنبور ,امروزه مبنای صداهای موسیقی در سازها نت دوی دیاپازن است که سازهای شاخص موسیقی ایرانی نیز از آن تبعیت نموده‌اند. مثلاً اکثر نوازندگان تار، دست باز یا مطابق دو سیم اول که سیم‌های اصلی تارند را برابر با نت یاد شده می‌گیرند. همین امر باعث شده‌است که صدای سازهای ایرانی بدلیل مبالغه در زیر شدن از اعتدال خارج گشته و صداها اکثراً یز و خشک و بدون طنین شده و از حالت اصلی خود خارج گشته‌است. در گذشته مبنای صداهای موسیقی نت لا بوده‌است چه در موسیقی ایرانی و چه در موسقی جهانی. این امر تاکنون در تنبور مراعات گردیده یعنی دست باز یا مطابق دو سیم اول که سیم‌های اصلی تنبوراند، معمولاً برابر است با نت لا. یعنی یک و نیم پرده بم‌تر از مبنای امروزی کوک می‌شوند. دو سیم اول تنبور که دو نامیده می‌شوند نسبت به دیاپازون لا کوک می‌شوند و سیم سوم (سل) که به سیم واخوان نیز مشهور است با فاصله چهارم یا پنجم درست پایین تر از سیم دو کوک می‌شود که در اصل این دو کوک به کوک پنج و هفت یا فا و سل مشهورند. کوک طرز: بیشتر مقام‌های مجلسی با این کوک نواخته می‌شود. نسبت میان وترها در کوک پنجم درست نزولی است و صدای باز وتر دوم اکتاو پایین‌تر از صدای دستان پنجم است. کوک برز: بیشتر در مقام های حقانی استفاده می شود. در این کوک نسبت فاصله سیم زرد به سیم سفید چهارم درست است. کوک تنبور ,انسان اولیه مبانی موسیقی را از طبیعت آموخت و به تدریج با استفاده از آلات و ادوات کار و زندگی اصوات موزونی را ایجاد نمود.حدود 5000 سال پیش سومری ها با استفاده از چنگ قطعات موسیقی برای رقص می ساختند. در مصر قدیم موسیقی بیشتر جنبه روحانی و مذهبی داشت. در دوران رنسانس تحولاتی در شیوه نت نویسی پدید آمد و موسیقی مذهبی اساس و پایه علمی یافت، قطعات موسیقی رقص دوره رنسانس که امروزه در دست است نشان می دهد که در آن زمان یعنی حدود قرن 15 و 16 میلادی سازهای متعددی در خدمت موسیقی بوده اند. تاریخچه موسیقی کلاسیک ,کلاسیک از واژه کلاسیوس (clasious) به معنای شاهانه گرفته شده است. موسیقی کلاسیک نامی است که به سنت موسیقی هنری غرب داده شده‌است. این نام‌گذاری دقتی ندارد و کوشش‌ها و بحث‌های زیادی برای مشخص کردن معنی آن صورت می‌گیرد. معمولاً شروع این موسیقی را از سده های میانی می‌دانند. واژه ی کلاسیک و کلاسیسم , معمولاً به یک دوره از موسیقی اطلاق شده است, امّا اغلب با معانی مختلف, در اصل عنوان سبک یک دوره ی خاص یا سبک مشخصی از موسیقی نیست. ولی از سوی دیگر, واژه ی کلاسیک بر پدیده ای اطلاق می شود که می تواند در اکثر دوره های مختلف تاریخ موسیقی به کار برود و تکرار شود, مثلاً آوازهای شوبرت در آلمان نسبت به قرن نوزدهم نمونه ی کلاسیک به شمار می آید، در حالی که شوبرت از نظر تاریخی آهنگساز دوره ی رمانتیک محسوب می شود و افکار و عقایدش نیز رمانتیک است . بنابراین معنی واژه ی کلاسیک در ارتباط با یک قطعه ی مشخص یا اصولاً مقوله ی آهنگسازی می تواند کاملاً با معنی آن در رابطه با سبک یک دوره از تاریخ موسیقی متفاوت باشد. با چنین برداشت مشابهی می توان گفت که " پالسترینا" آهنگساز قرن شانزدهم, قرن ها به عنوان نمونه ی کلاسیک موسیقی کلیسایی مد نظرقرار داشته و آثارش مدل اصلی برای دیگر آهنگسازان بوده است . واژه ی کلاسیک در موارد استعمال کلی آن, هنگامی مفهومی بهتر و مفیدتر خواهد داشت که در ارتباط با نوع به خصوصی از آثار موسیقیایی (مانند نمونه هایی که از شوبرت و پالسترنیا ذکر شد) قرار گیرد. در این مفهوم می توان بتهوون را استاد کلاسیک در خلق سمفونی، سونات پیانو،کوارتت زهی محسوب گیرد. فرق میان کلاسیک به عنوان یک راه حل قاطع و استوار برای مسئله ی نقش خلاق در یک اثر هنری یا مقوله ی آهنگسازی از یک طرف و به عنوان یک مفهوم در تاریخ سبک ها از طرف دیگر، همیشه ستیز و اختلاف دایمی را به وجود می آورد که آثار آن نیز امروزه وجود دارد . تاریخ نویسان قرن نوزدهم، کلمه ی کلاسیک را در آلمان به سبک دوره ای که با نسل " کوانتس " و " هانس " و بعداً پسران باخ و معاصرین آن ها شروع شد، اطلاق می کنند و در ایتالیا به سبک موسیقی دمینیکو اسکارلاتی و معاصرینش. آواخر این دوره را به طور واضح نمی توان معین کرد، زیرا جدال بین کلاسیک و رمانتیک تا قرن نوزدهم و حتی قرن بیستم ( با جریان نئوکلاسیسم ) ادامه داشت. این که چه وقت و کجا کلمه ی کلاسیک وارد فرهنگ موسیقی شد نیز به طور کامل روشن نیست . تعریف کلاسیک در ادبیات تا حدی بغرنج و گنگ است ولی این تعریف در موسیقی پیچیده تر می شود . شاید یکی از قدم هایی که به سوی موسیقی کلاسیک برداشته شد، آزاد شدن اثر موسیقی از قید و بند تقلیدها، بیان ،معرفی، در خدمت بودن حتی سرگرمی های اجباری بود و نتیجتاً خود اصل موسیقی مد نظر قرار گرفت. پس برای اولین بار در موسیقی این فکر و ایده ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها " مقصود وهدفی" ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد . در واقع موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی . به عبارت دیگر، در دوره ی کلاسیک با ایده" هنر به خاطر هنر " برخورد می شد که از آن زمان تا کنون هم خیال همراه موسیقی جریان دارد . در کلاسیک هر چیز خارق العاده و افراطی کنار گذاشته شد و بیان موسیقیایی بیشتر با تاکید بر کمال، تمامیت و اعتبار جهانی با استفاده از عوامل ساده و قابل فهم تثبیت شد . مهم ترین ویژگی اوایل دوره ی کلاسیک،ساده کردن هر چه ممکن تمام فرم های موسیقی و عوامل سبکی است. در موسیقی دوره ی کلاسیک ملودی به عنوان یک عامل اساسی و پایدار جلوه گر می شود و تئوری ملودیک مهم ترین مسئله ای بود که موسیقیدانان به آن می پرداختند . موسیقی کلاسیک چیست؟

آموزش کلاس تار ویژه بزرگسالان و کودکان 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,از سازهای زهی است که با زخمه نواخته می‌شود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند آذربایجان و ارمنستان و گرجستان برای نواختن موسیقی کلاسیک این کشورها رایج است. در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار می‌رود. کاسه تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته می‌شود که هرچه این چوب کهنه‌تر باشد به دلیل خشک بودن تارهای آن چوب تار دارای صدای بهتری خواهد بود. پرده‌ها از جنس روده گوسفند و دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو تهیه می‌شوند. شکل کاسه تار مانند دو دل به هم چسبیده و از پشت شبیه به انسان نشسته‌ای است. تار آذربایجانی شکل کمی متفاوتی دارد و سیم‌های آن بیشتر است. جنس خرک از شاخ بز کوهی است. در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده می‌شود. از لحاظی ساز تار به سه‌تار نزدیک است. از لحاظ شیوهٔ نوازندگی زخمهٔ عادی در تار به صورت راست (از بالا به پایین) است ولی در سه‌تار بالعکس است (از پایین به بالا). همچنین از نظر تعداد پرده‌ها نیز با هم شباهت دارند. صدای تار به دلیل وجود پوستی که روی آن است از شفافیت خاصی برخوردار است این پوست معمولا پوست جنین گاو می باشد ولی از پوست ماهی نیز می توان استفاده کرد. به خصوص سازهایی که ساخت قدیم هستند از شیوهٔ صدای دیگری برخوردارند. ,قسمت کاسه (شکم) به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسیم می شود که قسمت کوچک را نقاره می گویند.روی کاسه و نقاره ی تار پوست کشده می شود.خرک تار بر پوست کاسه تکیه کرده است.قسمت نقاره در انتهای بالایی به دسته(گردن)متصل شده است. دسته ی تار بلند و حدود 45 تا 50 سانتی متر است و بر کناره های سطح جلویی آن دو روکش استخوانی چسبانده شده است که این استخوان معمولا از استخوان شتر تهیه می شود. دور دسته، پرده هایی عمود بر طول آن با فواصل معین بسته شده است.تعداد پرده ها امروزه 28 است.سازهای قدیمی با تعداد 25 پرده ساخته می شده است.جعبه گوشی (سر) در انتهای بالایی دسته قرار گرفته و از هر طرف سه گوشی بر سطوح جانبی جعبه کار گذاشته شده است. تعداد سیم های تار شش است که از انتهای تحتانی کاسه شروع شده، از روی خرک عبور میکند و در تمام طول دسته کشیده شده، تا بالاخره به جعبه گوشی ها داخل و در آنجا به دور گوشی ها کشیده می شوند . سیم های شش گانه عبارتند از دو سیم سفید (پائین) که همصدا کوک میشوند، دو سیم زرد (همصدا)، یک سیم سفید نازک (بنام زیر) و بالاخره یک سیم زرد (بم)، که دوتای آخری غالبا به فاصله اکتاو کوک میشوند.شکل ظاهری ,فاصله سیم های هم صوت سفید، نسبت به سیم های زرد غالبا "چهارم" و سیم های سفید نسبت به سیم بم معمولا فاصله اکتاو یا هشتم را تشکیل می دهند (به این ترتیب اگر سیم های همصدای سفید را "دو" کوک کنیم، سیم های زرد باید غالبا "سل" و سیم بم "دو" یا "ر" کوک شوند).کوک تار در دستگاه ها و آوازهای مختلف تغییر می کند.کوک تار ,• آقا حسینقلی • میرزاعبدالله • درویش خان • اسماعیل ساقی • علینقی وزیری • موسی معروفی • یحیی زرین پنجه • علی‌اکبر شهنازی • مرتضی نی‌داوود • عبدالحسین شهنازی • غلامحسین بیگجه‌خانی • لطف‌الله مجد • عطا جنگوک نوازندگان پیشین ,• فرهنگ شریف • جلیل شهناز • هوشنگ ظریف • فریدون حافظی • محمدرضا لطفی • حسین علیزاده • محسن نفر • داریوش طلایی • کیوان ساکت • داریوش پیرنیاکان • حمید متبسم • ارشد تهماسبی • مجید درخشانی • شهرام میرجلالی نوازندگان حاضر ,از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار می‌توان از یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ و در دوران ما به استاد ابراهیم قنبری مهر و رضا ژاله و پژوهشگر سازهای ایرانی استاد تسنیمی اشاره کرد. تار از جمله سازهای زهی مضرابی است که در ساخت آن از چوب، پوست، استخوان، زه، استفاده می‌شود. تار یکی از مهمترین سازهای موسیقی کلاسیک (سنتی) ایران است و از حدود 200 سال پیش، از آن به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی ایرانی نام برده شده است. طول کلی این ساز حدود 95 سانتی متر است. نوازنده تار ایرانی در حالت نشسته ساز را به صورت افقی روی ران پا قرار می‌دهد، به طوری که دسته تار طرف چپ و کاسه طنینی طرف راست نوازنده قرار گیرد. نوازنده سر انگشت‌های دست چپ را روی دستان‌هایی که در طول دسته تار بسته شده است حرکت می‌دهد و با مضرابی که در دست راست دارد به سیم‌ها زخمه می‌زند. تار از اواسط قرن 18 میلادی با شمایل کنونی‌اش شناخته شده است. دسته‌ای بلند متصل به کاسه‌ای دو تکه (کاسه و نقاره) است که از کنده‌کاری در چوب درخت توت درست شده و لایه نازکی از پوست روی کاسه‌ها کشیده شده است. در قسمت دسته 26 تا 28 پرده قابل تنظیم وجود دارد. تار دارای 6 سیم از جنس فلز بوده و در ۳ دسته ۲ تایی روی آن کشیده شده است و به‌وسیله مضراب (زخمه‌ای از جنس برنج) نواخته می‌شود. روی کاسه و نقاره تار پوست کشیده شده و خرک تار بر پوست کاسه تکیه کرده است. قسمت نقاره در انتهای بالائی به دسته (گردن) متصل شده است. دسته تار بلند (45 تا 50 سانتیمتر) است و بر کناره‌های سطح جلویی آن دو روکش استخوانی چسبانده‌اند. دور دسته، دستان‌ها (پرده‌هائی عمود بر طول آن با فواصل معین) بسته شده، قطر هر دستان در اصوات اصلی دستگاه‌های موسیقی ایرانی، کمی بیشتر از اصوات گذرا و کم اهمیت‌تر این موسیقی است. جعبه گوشی (سر) در انتهای بالائی دسته قرار گرفته و از هر طرف 3 گوشی بر سطوح جانبی جعبه کار گذاشته شده است. سیم‌های 6 گانه عبارتند از: 2 سیم سفید (پائین) که همصدا کوک می شوند، 2 سیم زرد (همصدا)، یک سیم سفید نازک (به نام«زیر») و یک سیم زرد (بم) که دوتای آخری غالباً به فاصله اکتاو کوک می‌شوند واژه "تار" در نوشته های موسیقی دانان قدیم ایران همچون صفی الدین ارموی، خواجه بهاءالدین، ابوالفرج اصفهانی و تنی چند از شاعران و نویسندگان دوران گذشته بسیار یاد شده است ولی معلوم نیست منظور ایشان همین سازی باشد که ما امروزه به نام تار می شناسیم. حتی دوبیتی شاعر معروف و شوریده ایران بابا طاهر همدانی که واژه تار در آن به کار رفته است نمی تواند رد پای درستی از این ساز به دست دهد: دلی دیدم چو مرغ پا شکسته چو کشتی، بر لب دریا نشسته همه گویند که طاهر تار بنواز صدا چون می دهد تار شکسته در گذشته سازهایی با عنوان چهار تار، پنچ تار و شش تار بوده اند که این نام ها فقط تعیین کننده تعداد سیم یا تارهای آن سازهایند. بنابراین نمی توان به چنین عنوان هایی اعتماد کرد و مطمئن بود که منظور از چهارتار، پنج تار یا شش تار، همین ساز تار امروزی بوده باشد. بر اساس نقاشی های مربوط به بزم شاه عباس صفوی در عمارت چلهستون اصفهان، معلوم می شود در آن زمان سازی مانند تار امروزی رواج نداشته است. در یکی از این نقاشی ها، سازهایی مانند دف، نی، قانون، کمانچه و سازی مضرابی شبیه به تار دیده می شوند. با توجه به این که یکی از سندهای محکم برای یافتن پیشینه هر ساز، وجود نقش ها و نقاشی های مختلف از عهد گذشته می باشد و چنین سندی تا کنون برای ساز تار بدست نیامده است، می توان گمان داشت که این ساز خیلی قدیمی نیست و احتمالاً در 200 تا 250 سال پیش به شکل امروزی در آمده باشد. قدیمی ترین تصویر متعلق به آن مربوط به اوایل دوران حکومت ناصرالدین شاه است که میرزا علی اکبر فراهانی، بزرگ خاندان هنرپرور فراهانی را در حال آموزش تار به هنرآموزان دربار قاجار نشان می دهد. تار از دوره فتحعلی شاه قاجار کم کم به ساز اول موسیقی شهری ایران تبدیل شد. مهم ترین و معروف ترین نوازندگان این دوره نیز همگی تارنواز بودند و همچنین ردیف موسیقی دستگاهی ایران نیز به کوشش نوازندگان تار شکل گرفت. به جز منطقه آذربایجان، هیچ شکلی از تار در موسیقی های بومی ایران وجود ندارد. اما شکل متفاوتی از آن به نام رباب در مناطق وسیعی از بلوچستان، افغانستان و تاجیکستان از گذشته های دور به یادگار مانده است. به گمان ژان دورینگ پژوهشگر معاصر فرانسوی، تار امروزی برگرفته از ساز رباب قدیم است. زیرا شکل کاسه هر دو ساز، دوقلوست و سطح روی شان با پوست حیوان پوشیده می شود. شکل دیگری از تار، در مناطق شمال غرب ایران و همچنین کشور آذربایجان به نام تار قفقازی وجود دارد. این ساز نیز بنا به پژوهش های ورتکف Vertkov و دیگر صاحب نظران آذربایجانی، تا پیش از قرن 12 هجری (اواخر قرن 18 میلادی) در قفقاز دیده نشده است. در آن زمان یک نوازنده ماهر به نام صادق اوغلی به آن سه سیم واخوان افزود و کمی شکلش را تغییر داد. بدین ترتیب تار قفقازی اقتباسی از تار ایرانی و در اصل برگرفته از رباب است. در حال حاضر این ساز با کاسه ای کوچک تر از تار ایرانی، هشت سیم دارد و محل قرار گرفتن آن همانند عکس های نوازندگان تار دربار قاجار، بر روی سینه نوازنده است. قدیمی ترین تار ایرانی که در جهان غرب شناسایی شده، به سال 1289 هجری خورشیدی در یک موزه انگلیسی و قدیمی ترین سند تارنوازی با شکل و شمایل امروزی نیز، نوشته ای از گوبینو Gobineau جهانگرد فرانسوی است که در سال 1235 خورشیدی، تارنوازی آقا علی اکبر فراهانی را در تهران از نزدیک دیده و او را یک هنرمند طراز اول جهانی توصیف کرده است. جناب آقای علیرضا اصغری: استاد تار و ستار سازندگان تار ,شروع کار موسیقی از سال 73 با ساز سه تار و از سال 76 ساز تار ، فراگیری مبانی موسیقی تا سال 78 و از سال 79 تا 82 بهره گیری از محضر اساتیدی چون هوشنگ ظریف عطا جنگوک بهروز همتی و مستر کلاسهای استاد حسین علیزاده از سال 84 و بازگشت استاد محمدرضا لطفی به ایران طی 4 سال نزد ایشان تجزیه و تحلیل ردیف موسیقی ایران فرا گرفته شد. همچنین یک دوره تیوری موسیقی و هارمونی و کنترپوان و مبانی اهنگ سازی و هارمونی در موسیقی دستگاهی ایران زیر نظر استاد امیر اسلامی فارغ التحصیل هنرستان عالی موسیقی در مقطع کارشناسی نوازندگی ایرانی بیوگرافی ,سرپرستی و اهنگسازی و تشکیل گروه پرنیان همکاری با استاد مجید درخشانی و گروه خورشید به سر پرستی ایشان و اجرا در تالار وحدت و جشنواره موسیقی فجر و اجراهای متعدد در شهر های مختلف از جمله شیراز یادواره سعدی و حافظ و اجرای کنسرت سواران دشت اید استاد حسین علیزاده زیر نظر خود استاد در تالار وحدت و همچنین اجرا در کاخ ورسای و ساختمان یونسکو در شهر پاریس فرانسه و..... فعالیتهای اجرایی ,ریکوردر یکی از مناسبترین سازها برای شروع آموزش موسیقی به کودکان است. بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه دایم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند. بسیاری از پدران و مادران که در دوران کودکی و نوجوانی توفیق یادگرفتن یکی از شاخه های هنر موسیقی را نداشته اند، هم اکنون با علاقه به موسیقی گوش می دهند و در عوض سعی میکنند تا فرزندان خود را از فراگیری این هنرروح نواز محروم نکنند. فراگیری موسیقی کودکان ,اولین سئوال برای هنرآموز یا والدین او این است که کدام ساز را آموزش ببیند و یا اینکه به رشته خوانندگی قدم بگذارد؟ کارشناسان آموزش موسیقی معتقد هستند که : "نوع ساز به هیچ وجه مهم نیست، نباید انتظار داشته باشید که فرزند شما همانند فلان موسیقی دان مهارت ساز زدن پیدا کرده و الگوهای قدیمی را دنبال کند. مهم آن است که فرزند شما بتواند با ساز انتخابی ارتباط برقرار کند و بتواند نوآوری های جدیدی در نواختن یا استفاده از ساز داشته باشد، موفقیت یعنی همین." امروزه اغلب کودکان با سازهایی مانند ویلن، ریکوردر و یا پیانو در شاخه غربی و با سازهایی چون سه تار و سنتور در شاخه ایرانی کار را آغاز می کنند. اما نکته مهم آن است که بتوان در مدت فراگیری، تشخیص داد که آیا کودک با ساز خود ارتباط لازم را برقرار کرده یا خیر؟ اگر کودک شما بی صبرانه منتظر فرا رسیدن زمان کلاس خود می شود و یا اغلب با ساز خود خلوت می کند شک نکنید که انتخاب درستی انجام داده اید. کدام ساز ,آموزش پیانو هنگامی آغاز می شود که کودک به ساز تسلط نسبی داشته باشد. برای پیدا کردن اینکه فرزند شما به چه سازی علاقه دارد و یا از چه سبک موسیقی بیشتر لذت میبرد، بکار بردن پیشنهادهای زیر می تواند مفید واقع شود. ▪ امکان گوش دادن و مشاهده نحوه نواختن انواع سازهای ممکن را بدون آنکه او متوجه شود شما هدف خاصی را دنبال می کنید برای او فراهم نمایید. ▪ هنگامی که با هم از رادیو ضبط به موسیقی گوش می دهید و یا به کنسرت رفته اید راجع به سبک موسیقی کلاسیک، اصیل، پاپ و ... با او صحبت کنید. ▪ فقط به فکر انتخاب ساز نباشید، موارد دیگری نیز مهم است. بعنوان مثال هنرجویان کودک گیتار بیس به مراتب کمتر از هنرجویان کودک فلوت یا ریکوردر هستند. ممکن است با فرستادن فرزند خود به کلاس گیتار بیس که به احتمال زیاد خلوت است ذوق موسیقی در او کمرنگ شود حال آنکه اگر به کلاس فلوت فرستاده می شد به علت شرکت بیشتر هم سن و سالهای او، علاقه به موسیقی در او متبلورتر می گشت. ▪ قبل از قول دادن به کودک که فلان ساز را برایش خواهید خرید از قیمت آن مطلع شوید تا با بودجه شما هماهنگی داشته باشد. ▪ به احتمال زیاد فرزند شما در اوایل کار از دشوار بودن یادگیری شکایت خواهد کرد، توجهی نکنید و تنها سعی کنید او را تشویق به یادگیری کنید. ▪ تجربه نشان داده است که سازهایی مانند ریکوردر یا پیانو برای شروع کار کودکان مناسبتر هستند و برعکس سازهای مضرابی یا آرشه ای دشوار تر، لذا جز در موارد خاص سعی نکنید که این قانون را زیر پا بگذارید. پس از چند سال تمرین و آشنایی با موسیقی فرزند شما می تواند ساز اصلی خود را انتخاب کند. ▪ علاوه بر همه موارد بالا باید دقت کنید که آیا در منزل خود فضای نگهداری ساز را دارید یا خیر؟ و اینکه سر و صدایی که این ساز ایجاد خواهد کرد آیا ممکن است مزاحم زندگی دیگران شود؟ شاید قبول نکنید ولی همین موضوع اخیر می تواند مانع تمرین و پیشرفت فرزند شما شود. ● آیا فرزند شما آماده فراگیری موسیقی است؟ آموزش ویلن از حدود شش سالگی با سازهای کوچکتر از سایز معمول آغاز می شود. بسیاری از اساتید موسیقی معتقد هستند که اگر فرزند خود را زودتر از آنچه لازم است به کلاسهای موسیقی بفرستید ممکن است، استعداد موسیقی آنها را برای همیشه کور کنید. کودک ممکن است در صورت برخورد با دشواری های فراگیری ساز نا امید شود و اعتماد بنفس خود را برای مدت زیادی از دست دهد، این امر می تواند برای او در سایر زمینه های زندگی از جمله مدرسه نیز مضر باشد. بسیاری از کودکانی که در سنین زیر8 سال به کلاسهای آموزش موسیقی جدی فرستاده می شوند دچار چنین مشکلاتی خواهند. ▪ اگر از زیر 8 سال می خواهید موسیقی را وارد زندگی فرزند خود بکنید، فلوت ریکوردر بهترین انتخاب است. تجربه نشان داده است از زمانی که کودک انگشتان خود را با اختیار به حرکت در می آورد، می تواند هنرآموز فلوت باشد. ▪ برعکس مورد اول پیانو را باید زمانی شروع کرد که کودک حد اقل بتواند در حالت ایستاده به کلاویه ها تسلط نسبی داشته باشد و قدرت فیزیکی آن برای فشار دادن کلاویه ها کافی باشد. ▪ سازهای زهی از خانواده ویلن معمولا" از سن شش سالگی زودتر شروع نمی شوند، ضمن اینکه یقینا" باید با سازهایی در ابعاد کوچکتر مثل یک هشتم یا یک چهارم آموزش را آغاز کرد. ▪ سازهای بادی بجز فلوت ، ریکوردر معمولا" هنگامی شروع می شوند که دندانهای اصلی کودک رشد کرده باشند و کودک قدرت کافی برای دمیدن در ساز را دارا باشد. همچنین چون این سازها کمتر در ابعاد کوچکتر موجود هستند باید دقت کرد که آیا وضعیت فیزیکی کودک توانایی اجرای ساز را دارد یا خیر. ▪سازهای مضرابی مانند سه تار، گیتار و ... که در ابعاد کوچکتر هم وجود دارند برای کودکان زیر 8 سال توصیه نمی شوند. نکته بسیار مهم آنکه فرا گیری مهارت های آوازی برای کودکان و نوجوانان بصورت جدی برای سنین پایین 15 سال توصیه نمی شود. اما کلاس های آوزا خوانی دست جمعی از سن سه سالگی با عث رشد علاقه آنها به موسیقی خواهد شد. مشخص کردن علاقه فرزند

تدریس سنتور بصورت مبتدی و پیشرفته 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,سنتور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است. فرهنگ دهخدا سنتور را اینگونه بازشناخت کرده است: « از سازهای ایرانی به شکل ذوزنقه که دارای سیم‌های بسیاری است و با دو مضراب چوبی نواخته می‌شود. که در اصل سنتور رایج (9 خرکی) دارای 72 سیم است که به دسته های 4 تایی و در 18 دسته تقسیم میشود.,سنتور بر پایه بررسی‌ها و پژوهش‌ها یکی از کهن‌ترین سازهای گستره ایران به شمار می‌رود. کهن‌ترین نشا نه ای که از این ساز بر جا مانده، از سنگ‌تراشی‌های آشور و بابلیان [نیازمند منبع] (559 پیش از میلاد) است. در این سنگ‌تراشی‌ها، صف تشریفاتی که به بزرگ داشت آشور بانیپال بر پا شده تراشیده گردیده و سازی که همانندی زیادی به سنتور دستوروزی دارد، در میان آن صف دیده می‌شود. ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (مرگ به سال 346 ه.ق) گذشته نگار نامدار و نویسنده نسک مروج‌الذهب در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان، هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیقی ساسانی، واژه سنتور (سنطور) را ذکر می‌کند. در کتب کهن و تألیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام سنتور چند بار ذکر شده‌است. عبدالقادر مراغه‌ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور دستوروزی بود با این تفاوت که برای هر آواتنها یک تار می‌بستند و با جابجا کردن خرک‌ها، آن را کوک می‌کردند. نام سنتور در سروده‌ها منوچهری نیز آمده‌است: الگو: کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است فاخته نای زن بط شده تپور زنا سنتور، سازی کاملاً ایرانی است که برخی ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می‌دهند که مانند بربت، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده‌شد.[نیازمند منبع] برخی پژوهشگران بر این باورند که سنتور در زمان‌های بسیار دور از ایران به دیگر کشورهای آسیایی رفته‌است، چنان که امروزه گونه‌های مشابه این ساز در عراق، ترکیه، سوریه، مصر، پاکستان، هند، تاجیکستان، چین، ویتنام، کره، اوکراین و دیگر کشورهای آسیای میانه و نیز در یونان نواخته می‌شود. بر پایه اسناد و مدارک، نگارگری‌ها و مینیاتورهای سده‌های پیش، آنچه که ما دستوروزه به نام سنتور در اختیار داریم در واقع سنتوری است که از نزدیک به یکصد و پنجاه سال پیش (زمان قاجار) با شکل و شمایل کنونی خود در اختیار هنرمندان این مرز و بوم قرار دارد. چنان که سنتورهای محمدصادق خان (که نخستین نمونه صوتی ساز سنتور به جا مانده از دوران قاجار متعلق به وی می‌باشد)، حبیب سماع حضور و حبیب سماعی، در ابعاد، شمار خرک و چگونگی ساخت، بسیار نزدیک به سنتور دستوروزی است. بررسی دیرینه گردش و تحول ساز سنتور نشان می‌دهد که این ساز طیف گسترده‌ای از سبک‌ها و مکاتب گوناگون را در سدهٔ کنونی به خود اختصاص داده، به گونه‌ای که پس از یک بررسی اجمالی، می‌توان اذعان داشت حداقل 15 سبک و مکتب گوناگون و فعال در این عرصه شهره ویژه و عام‌اند.[نیازمند منبع] تگونه و جوراجوری چشمگیر مکاتب و سبک‌ها انگیزه تگونه در آوادهی ساز، تکنیک نوازندگی و چگونگی آهنگ‌سازی و نغمه‌پردازی در سطوح گوناگون بوده‌است. سنتور، یا آنچنان که استاد ابوالحسن خان صبا گاه می‌نوشت: سنطور، در سال‌های پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. شمار کمی سنتور می‌نواختند و شمار کمتری نیز سنتور می‌ساختند و می‌آموختند. پیشینه ,با پشتگرمی به سالگذشت آثار پیدا شده گمان این است که این ساز از کلکرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نام‌های گوناگونی پیدا کرده‌است. سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام‌های گوناگون در شرق و باختر جهان وجود دارد. این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای‌ها، در آلمان و اتریش مک پر، در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در آمریکا زیتر می‌نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند. ساز سنتور در شماری از کشورها مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست. همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود360 سیم دارند.گسترش در جهان ,این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که لبه‌ها آن بنامند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلعپیشی و دور از نوازنده و دو ضلع کناری با طول برابر که دو ضلعپیشی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح کناری 8 تا 10 سانتیمتر است. جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است.؛ دوسطح فوقانی وتحتامی به کلاف سنتور که سطح جانبی دور آن را تشکیل می دهد متصل می شوند نیروی ناشی از فشار سیم ها که از طریق خرک ها به صفحه ی بالایی منتقل می شوند باعث تغییر شکل و نشست صفحه و تشدید آن در دراز مدت می شوند برای جبران این کاستی پل هایی در حعبه ی سنتور قرار داده می شود و نیز ضخامت صفخه ها باید برای بار وارده از صفحه پیشبینی گردد صفحه ی پایینی گرجه تحت تاثیر مستقیم نیروی سیم ها نیست اما واکنش آنها را از پل دریافت می کند و باید برای مقاومت دربرابر تغییر شکل ها پیش بینی شود بر روی سطوح فوقانی دو ردیف (معمولاً 9تایی)خرک چوبی قرار دارد ردیف راست نزدیک‌تر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر با کناره چپ فاصله دارد (فاصله میان هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم هم‌کوک گذر می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح کناری راست کنار گذاشته شده‌اند. سیم‌های سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) بخش می‌شوند. دسته سیم‌های سفید بر روی خرک‌های ردیف چپ و سیم‌های زرد بر روی خرک‌های ردیف راست به تناوب قرار گرفته‌اند. طول بخش جلوی خرک در سیم‌های سفید دو برابر طول آن در بخش پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز از سیم‌های سفید استفاده کرد (آوای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به آوای بخش جلوی خرک بالاتر است). همچنین هر سیم زرد، یک اکتاو بم‌تر از سیم سفید بی درنگ پس از آن آوا می‌دهد. ساختار ساز ,ساز سنتور پیشتر با 12 وتر سیم بم و 12 وتر سیم زیر ساخته می‌شد و سنتور 12 خرکی نامیده می‌شد. امروزه سنتور 10 خرک و سنتور 11 خرک نیز ساخته می‌شود. سنتور 9 خرک رایج‌ترین گونه سنتور است که پر استفاده ترین نوع آن سنتور «سُل کوک» است و نت‌های ردیف بر اساس آن نوشته شده‌اند. در سنتور 9 خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیم‌ها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک می‌شوند و برای اجرای گروهی و ارکستر باره است.گذشته و امروز ,به خواست تکمیل فواصل کروماتیک میان اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو گونه سنتور با شمار زیادتر خرک ساخته شده‌اند. سنتور کروماتیک با همان میدان آوای سنتور معمولی ولی دارای خرک‌ها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان آوای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم‌تر از سنتور کروماتیک است و گسترش آن سه اکتاو و نیم است. در دو گونه سنتور کروماتیک، هر صوت بدست سه رشته سیم هم‌کوک حاصل می‌شود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده‌است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم استفاده‌های هم‌نوازی می‌شود و در کارهای جدید تکنوازی سنتور های کروماتیک دیده میشود .سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم ,نوازندگی سنتور با دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته می‌شود، انجام می‌شود. مضراب ها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیش‌تر به مضراب ها نمد می‌چسبانند که باعث نرمتر شدن و کم زنگ تر شدن آوای سنتور می‌شود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضراب ها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضراب ها که بیش‌تر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا می‌شود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دست‌ها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با آزمون فراوان بدست می‌آید. سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، می‌تواند با آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تکنوازی و همنوازی را دارا می‌باشد. برابر نیمهٔ زندگانی آزمون سنتورنوازان، به کوک کردن آن می‌گذرد. چون کوبه‌های مداوم مضراب روی سیم‌ها و تاثیر گذاری نم و گرما روی چوب و سیم‌ها کوک را به هم می‌زند و 72 سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته می‌شود که همراه با زیبایی، بسیاری از پیامدهای پزشکی می‌تواند روی آوا و کوک آن تاثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های کارکشته را برای یک کوک دلخواه ناکام می‌گذارد. نوازندگی سنتور ,بدیهی است که در امر مهم آموزش موسیقی مقاله ها ، تجربه ها و آمارهای گوناگون وجود دارد .اما با توجه به تجربه شخصی بنده و شناختی که در طی سالیان طولانی تدریس از استعداد نهفته کودکان کسب نموده ام ، بدیهی است که بهترین سن برای آموزش جدی موسیقی همان سنین کودکی است . یعنی کودک همزمان با کسب دیگر مهارتهای زندگی در مسیر کسب مهارتهای هنری نیز هدایت خواهد شد .البته این بدان معنا نیست که سنین دیگر برای آموزش موسیقی دیر است . و مثلا یک فرد پانزده ساله فکر کند که دیگر زمان مناسبی برای یادگیری موسیقی نیست . توصیه بنده به همه این می باشد که در هر سنی هستید موسیقی را شروع کنید و از این دنیای زیبا و منظم وطبیعی لذت ببرید . زمان مناسب برای شروع فراگیری موسیقی ,یکی از مهمترین نکاتی که در فراگیری موسیقی باید به آن توجه نمود انتخاب مربی است . بهترین مربی کسی است که با حوصله و با تجربه باشد . دارای سواد آکادمیک باشد . اخلاقش با خلق و خوی شما نزدیک باشد . با نظم و آراسته باشد .( به خصوص برای آموزش کودکان )توجه داشته باشید که همواره برای تغییر مربی آماده باشید زیرا برای دوره های فراگیری متفاوت که در فصل بعد به آن اشاره میکنم لازم است که معلمان متفاوت را تجربه کنید . البته باید ذکر نمود که این تغیرات حتما باید طبق اصول و ضوابط خاص انجام شود و کارشناسی لازم در این مورد صورت گیرد . زیرا همانقدر که تغییر مربی در سطوح متفاوت مفید است ، به همان اندازه ، تغییر معلم در زمان نا مناسب بسیار مضر خواهد بود . زمان بندی دوره های فراگیری موسیقی برای یک ساز خاص، فراگیری کامل یک ساز به طور کلی به دوره های زیر تقسیم می شود : 1ـ مقدماتی 2ـ متوسطه 3ـ پیشرفته 4ـ استادی انتخاب مربی

ساز کوبه ای دف 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,ساختمان دف کلاف اصلی دف، بدنه‌ای استوانه‌شکل و کوتاه از جنس چوب است که در یک طرف آن استوانه، پوست حیوانات یا پلاستیک کشیده‌شده‌است(بهترین نوع دف، با پوست حیوانات و در فصل بهار ساخته می شود). ابتدا و انتهای قاب اصلی با برش زاویه‌دار (اصطلاحا برش فارسی) به هم چسبیده می‌شوند و ضخامت یک سمت از کلاف با تراشیدن چوب کمتر شده و پوست با سریش روی این لبه می‌چسبد و با گل‌میخ محکم می‌شود. ساختمان دف را می توان به اجزای زیر تقسیم کرد: • کلاف اصلی • پوست • حلقه‌ها • گل‌میخ‌ها
پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک و قصبات در مجالس عیش و سرور به کار می‌بردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سال‌های اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایج‌تر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آورده‌اند.[سیامک عزیززاده] از نوازندگانی است که ضمن رعایت نکات اصیل در دف نوازی، مقام ها را بطور کامل در کتاب[ آموزش دف از مبتدی تا عالی ] نت نویسی کرده است. این کتاب نخستین اثر خلاق آموزش دف در قالب قطعات می باشد. [هومن توتونچیان و امیر مقرب صمدی] از نوازندگان و معملین دف هستند که با شناخت روش آموزش موسیقی به کودکان و رعایت اصول دف نوازی، روش آموزش دف نوازی به کودکان را در کتاب [ راز دف: آموزش ریتم و دف نوازی به کودکان ] نت نویسی کرده اند.این کتاب نخستین اثر آموزش دف به کودکان بصورت مصور می باشد. از نوازندگان صاحب سبک آن می‌توان بیژن کامکار و مسعود حبیبی را نام برد که استاد کامکار نقش به سزایی را در شخصیت دادن به این ساز در موسیقی اصیل ایرانی ایفا کرده است و استاد حبیبی با ابداع شیوه مدرنی در نوازندگی این ساز آن را بصورت کاملا اصولی و تکنیکی مانند دیگر سازها در آورده است. نوازندگان دف : بیژن کامکار،عماد توحیدی،مهرداد کریم خاوری، مسعود حبیبی، احمد خاک طینت، سیامک عزیززاده،پژمان حدادی، پژهام اخواص، حافظ ناظری، سیاوش ناظری ، مهدی سنگی کرمانشاهی و ....

آموزش دوره کامل مبتدی و پیشرفته طبل 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,طبل نوعی ساز موسیقی از خانواده پرکاشن است که در رده سازه‌های کوبه‌ای قرار دارد. طبل تشکیل شده از حداقل یک پوسته، به نام پوسته طبل، که به منظور ایجاد صدا بر روی بدنه آن کشیده شده‌است. طبل یکی از قدیمی‌ترین و پرکاربردترین سازهای دنیا به شمار می‌رود، و طرح اولیه آن طی صدها سال بدون هیچ تغییری ثابت مانده‌است. دهانه بدنه که پوسته طبل بر روی آن کشیده می‌شود به طور ثابت دایره می‌باشد، اما شکلِ دیگر قسمت‌های آن بسیار گوناگون است. در موسیقی سنتی غرب، رایج‌ترین شکل آن استوانه است. سر دیگر طبل ممکن است باز باشد و یا روی آن هم پوسته کشیده باشند، که به آن طبل دوسر می‌گویند. معمولاً در بین دو سر این نوع طبل‌ها حفره‌ای ایجاد می‌کنند تا صدا تشدید شود. در گذشته طبل به جز کاربرد در زمینه موسیقی، در ارتباطات نیز کاربرد داشته، و بعضی مواقع از آن برای فرستادن پیام نیز استفاده می‌کردند.

آموزش دوره کامل موسیقی ساز تمبک 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,تُمبَک (تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبه‌ای ایرانی است. این ساز پوستی، از نظر سازشناسی جزء طبل‌های جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد.,بدنه تنبک را در گذشته از جنس چوب، سفال و گاهی هم فلز می‌ساختند، لیکن امروزه از جنس چوب می‌سازند. تنبک از قسمت‌های پایین تشکیل شده است: • پوست • دهانه بزرگ • تنه • گلویی(نفیر) • دهانه کوچک(کالیبر) ساختمان ,قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام می‌رسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شده همین نام است.پیشینه ,تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این پیشرفت مرهون تلاش استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می‌یابد که از او می‌توان با عنوان پدر تنبک‌‌نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز، مرحوم ناصر فرهنگ‌فر، مرحوم امیر ناصر افتتاح، استاد محمد اسماعیلی - جهانگیرملک محمود فرهمند بافی - مرتضی‌ اعیان - بهمن رجبی - آبتین اجلالی - جمشید محبی - بهمن مبیِن - مجید حسابی - رضا قاسمی - شاهین مهاجری - کامبیز گنجه ای - محمد اخوان - فربد یدالهی - نوید افقه - پژمان حدادی - پدرام خاورزمینی و پژهام اخواص نیز نقش مهمی داشته‌اند.تنبک و زن قاجاری ,درباره وجه تسمیه این ساز، هنوز یک رای نهایی حاصل نشده‌است. گروهی معتقدند که نام این ساز در اصل تنبک بوده و تبدیل آن به تمبک به دلیل قلب حرف «ن» ساکن به «م»، قبل از حرف «ب» است؛ مثل اتفاقی که در تلفظ واژه «شنبه» می‌افتد. اما گروهی دیگر اعتقاد دارند که صورت «تنبک» منشاء منطقی نداشته و به همین دلیل به اشتباه در میان مردم رواج یافته است. اما در نوازندگی این ساز از تکنیک‌هایی به نام‌های «تُم»، «بک»، «پلنگ» و «ریز» استفاده می‌شود. بنابراین چندان بعید نیست اگر نامگذاری «تمبک» بر اساس همین اسامی صورت گرفته باشد. از دیدگاه زبان‌شناسان واژه Tambourine که در زبان‌های اروپایی برای تمبک به کار می‌رود از واژه تنبور پهلوی وام گرفته شده‌است.ریشه نام ,• حسین تهرانی • بهمن رجبی • محمد اسماعیلی • جهانگیر ملک • امیرناصر افتتاح • امیر بیداریان نژاد و از قدما می توان : ابوالحسن صبا ( معلمِ حسین تهرانی ) ، مسعود خان و عبدالله دوامی ، نام برد . نوازندگان شاخص

تدریس کامل ساز دهل مبتدی و پیشرفته 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,دُهُل نام یکی از سازهای کوبه ای موسیقی است. دهل طبلی بزرگ و دورویه‌ای که هر دو طرف آن پوستی از گاو یا گاومیش دارد، است. در متن‌های مختلف نام آن، داول، تاول و داوول آمده است. شکلی از آن به همراه سرنا در مناطق روستایی نواخته می‌شود. نوازنده، دهل را با ریسمانی که از شانه‌ها می‌گذرد به خود آویخته و با دو مضراب مختلف می‌نوازد. برخی گفته‌اند انتهای مضراب دهل، پارچه‌ای گلوله‌ای شکل دارد ولی دهل را از یک طرف با چوب کلفتی به نام چنگال و از یک طرف با چوب باریکتری به نام دیرک نوازند. البته در نواحی جنوبی ایران مانند هرمزگان و اطراف آن دهل را با دو دست می‌نوازند. دهل در خاورمیانه و بویژه ایران دارای گونه‌های فراوان محلی است. برای نمونه در جنوب ایران گونه‌های زیادی از دهل وجود دارد مانند پیپه، جفه، پونکه و تویری. ساز کوبه ای دوار و از نوع دوطرفه است که با یک چوب بزرگ به نام "چوگان" Chogan و یک چوب کوچک به نام "ترکه" Tarkeh نواخته می شود. گاهی به جای استفاده از چوگان و ترکه، آن را با دست می نوازند. به ویژه اگر اجرا در مکان سربسته باشد. دهل غالباً در کنار دو ساز سرنا و کرنا مورد استفاده قرار می گیرد. گونه ای از دهل های بزرگ تر در مناطق مرکزی ایران مانند یزد، اردکان و نایین ویژه آیین های سوگواری وجود دارند که بدون همراهی هیچ ساز ملودیک، مورد استفاده قرار می گیرند. دهل در مناطق مختلف ایران دارای اندازه های متفاوتی است. بزرگ ترین نمونه های آن را در مناطق کویری یزد، نایین و کاشان می توان یافت که منحصراً در آیین مذهبی عاشورا مورد استفاده قرار می گیرند و برای مردمان آن منطقه مقدس اند. دهل های رایج در کردستان اندازه ای متوسط دارند و نمونه دهل بختیاری کوچک تر از آن است. در برخی مناطق مانند سیستان هم، کاسه دهل در مقایسه با سایر نقاط ایران عمق زیادی دارد.

آموزش دوره های کامل دف 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,دف، یکی از سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی است. این ساز شبیه به دایره ولی بزرگ‌تر از آن است. چنانکه از کتاب‌های موسیقی و نوشته‌ها و اشعار بر می‌آید، در دوره اسلامی ایران، این ساز برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار می‌رفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار می‌بردند. در کتاب‌های لغت در معنی دف یا دایره می‌نویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه‌ها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو می‌کشیدند. در قدیم دف یا دایره کوچک را که چنبر آن از روی و برنج ساخته می‌شد خمک یا خمبک می‌گفتند. به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمک یا خمبک می‌گفتند. دف‌هایی هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبیه می‌کردند و می‌نواختند. زنگهای دف را جلاجل می‌گفتند. در دوره اسلامی به کسانی که دف یا دایره می‌نواختند جلاجل زن می‌گفتند. در ایران کهن جلاجل وسیله‌ای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگ‌هایی بر آن می‌بستند و در جنگ‌ها به کار می‌بردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است. دف را که بر آن زنگوله تعبیه می‌کنند دف زنگی می‌گویند. ساز کوبه ای دوار و از نوع یک طرفه با قطری حدود 70 سانتی متر است. روی آن پوست گوسفند یا بز می کشند و مجموعه زنجیرهایی نیز به آن متصل می کنند که صدای ویژه ای تولید می کند. خاستگاه اصلی ساز دف، کردستان است ولی شکل های مختلفی از آن با نام هایی متفاوت مانند دپ و غیره در نقاط دیگر ایران وجود دارد. امروزه در همه موسیقی های شهری می توان نشانی از دف پیدا کرد. دف در کردستان صرفاً کاربرد آیینی و مذهبی دارد. انواع دیگری از دف در ایران رواج دارد که می توان به منطقه شرق خراسان و همچنین جنوب ایران در دو استان هرمزگان و بوشهر اشاره کرد. به جز کردستان، سایر دف های ایران بدون حلقه نواخته می شوند. دف در فرهنگ بوشهر ابزار شادمانی است ولی در هرمزگان یک ساز آیینی محسوب می شود که معمولاً نوازنده اش با صدایی خوش نواخته های خود را همراهی می کند. پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک و قصبات در مجالس عیش و سرور به کار می‌بردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سال‌های اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایج‌تر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آورده‌اند.[سیامک عزیززاده] از نوازندگانی است که ضمن رعایت نکات اصیل در دف نوازی، مقام ها را بطور کامل در کتاب[ آموزش دف از مبتدی تا عالی ] نت نویسی کرده است. این کتاب نخستین اثر خلاق آموزش دف در قالب قطعات می باشد. [هومن توتونچیان و امیر مقرب صمدی] از نوازندگان و معملین دف هستند که با شناخت روش آموزش موسیقی به کودکان و رعایت اصول دف نوازی، روش آموزش دف نوازی به کودکان را در کتاب [ راز دف: آموزش ریتم و دف نوازی به کودکان ] نت نویسی کرده اند.این کتاب نخستین اثر آموزش دف به کودکان بصورت مصور می باشد. از نوازندگان صاحب سبک آن می‌توان بیژن کامکار و مسعود حبیبی را نام برد که استاد کامکار نقش به سزایی را در شخصیت دادن به این ساز در موسیقی اصیل ایرانی ایفا کرده است و استاد حبیبی با ابداع شیوه مدرنی در نوازندگی این ساز آن را بصورت کاملا اصولی و تکنیکی مانند دیگر سازها در آورده است. نوازندگان دف : بیژن کامکار،عماد توحیدی،مهرداد کریم خاوری، مسعود حبیبی، احمد خاک طینت، سیامک عزیززاده،پژمان حدادی، پژهام اخواص، حافظ ناظری، سیاوش ناظری ، مهدی سنگی کرمانشاهی و .... ,کلاف اصلی دف، بدنه‌ای استوانه‌شکل و کوتاه از جنس چوب است که در یک طرف آن استوانه، پوست حیوانات یا پلاستیک کشیده‌شده‌است (بهترین نوع دف، با پوست حیوانات و در فصل بهار ساخته می شود). ابتدا و انتهای قاب اصلی با برش زاویه‌دار (اصطلاحا برش فارسی) به هم چسبیده می‌شوند و ضخامت یک سمت از کلاف با تراشیدن چوب کمتر شده و پوست با سریش روی این لبه می‌چسبد و با گل‌میخ محکم می‌شود. ساختمان دف را می توان به اجزای زیر تقسیم کرد: • کلاف اصلی • پوست • حلقه‌ها • گل‌میخ‌ها ساختمان دف ,انسان اولیه مبانی موسیقی را از طبیعت آموخت و به تدریج با استفاده از آلات و ادوات کار و زندگی اصوات موزونی را ایجاد نمود.حدود 5000 سال پیش سومری ها با استفاده از چنگ قطعات موسیقی برای رقص می ساختند. در مصر قدیم موسیقی بیشتر جنبه روحانی و مذهبی داشت. در دوران رنسانس تحولاتی در شیوه نت نویسی پدید آمد و موسیقی مذهبی اساس و پایه علمی یافت، قطعات موسیقی رقص دوره رنسانس که امروزه در دست است نشان می دهد که در آن زمان یعنی حدود قرن 15 و 16 میلادی سازهای متعددی در خدمت موسیقی بوده اند.تاریخچه موسیقی کلاسیک ,کلاسیک از واژه کلاسیوس (clasious) به معنای شاهانه گرفته شده است. موسیقی کلاسیک نامی است که به سنت موسیقی هنری غرب داده شده‌است. این نام‌گذاری دقتی ندارد و کوشش‌ها و بحث‌های زیادی برای مشخص کردن معنی آن صورت می‌گیرد. معمولاً شروع این موسیقی را از سده های میانی می‌دانند. واژه ی کلاسیک و کلاسیسم , معمولاً به یک دوره از موسیقی اطلاق شده است, امّا اغلب با معانی مختلف, در اصل عنوان سبک یک دوره ی خاص یا سبک مشخصی از موسیقی نیست. ولی از سوی دیگر, واژه ی کلاسیک بر پدیده ای اطلاق می شود که می تواند در اکثر دوره های مختلف تاریخ موسیقی به کار برود و تکرار شود, مثلاً آوازهای شوبرت در آلمان نسبت به قرن نوزدهم نمونه ی کلاسیک به شمار می آید، در حالی که شوبرت از نظر تاریخی آهنگساز دوره ی رمانتیک محسوب می شود و افکار و عقایدش نیز رمانتیک است . بنابراین معنی واژه ی کلاسیک در ارتباط با یک قطعه ی مشخص یا اصولاً مقوله ی آهنگسازی می تواند کاملاً با معنی آن در رابطه با سبک یک دوره از تاریخ موسیقی متفاوت باشد. با چنین برداشت مشابهی می توان گفت که " پالسترینا" آهنگساز قرن شانزدهم, قرن ها به عنوان نمونه ی کلاسیک موسیقی کلیسایی مد نظرقرار داشته و آثارش مدل اصلی برای دیگر آهنگسازان بوده است . واژه ی کلاسیک در موارد استعمال کلی آن, هنگامی مفهومی بهتر و مفیدتر خواهد داشت که در ارتباط با نوع به خصوصی از آثار موسیقیایی (مانند نمونه هایی که از شوبرت و پالسترنیا ذکر شد) قرار گیرد. در این مفهوم می توان بتهوون را استاد کلاسیک در خلق سمفونی، سونات پیانو،کوارتت زهی محسوب گیرد. فرق میان کلاسیک به عنوان یک راه حل قاطع و استوار برای مسئله ی نقش خلاق در یک اثر هنری یا مقوله ی آهنگسازی از یک طرف و به عنوان یک مفهوم در تاریخ سبک ها از طرف دیگر، همیشه ستیز و اختلاف دایمی را به وجود می آورد که آثار آن نیز امروزه وجود دارد . تاریخ نویسان قرن نوزدهم، کلمه ی کلاسیک را در آلمان به سبک دوره ای که با نسل " کوانتس " و " هانس " و بعداً پسران باخ و معاصرین آن ها شروع شد، اطلاق می کنند و در ایتالیا به سبک موسیقی دمینیکو اسکارلاتی و معاصرینش. آواخر این دوره را به طور واضح نمی توان معین کرد، زیرا جدال بین کلاسیک و رمانتیک تا قرن نوزدهم و حتی قرن بیستم ( با جریان نئوکلاسیسم ) ادامه داشت. این که چه وقت و کجا کلمه ی کلاسیک وارد فرهنگ موسیقی شد نیز به طور کامل روشن نیست . تعریف کلاسیک در ادبیات تا حدی بغرنج و گنگ است ولی این تعریف در موسیقی پیچیده تر می شود . شاید یکی از قدم هایی که به سوی موسیقی کلاسیک برداشته شد، آزاد شدن اثر موسیقی از قید و بند تقلیدها، بیان ،معرفی، در خدمت بودن حتی سرگرمی های اجباری بود و نتیجتاً خود اصل موسیقی مد نظر قرار گرفت. پس برای اولین بار در موسیقی این فکر و ایده ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها " مقصود وهدفی" ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد . در واقع موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی . به عبارت دیگر، در دوره ی کلاسیک با ایده" هنر به خاطر هنر " برخورد می شد که از آن زمان تا کنون هم خیال همراه موسیقی جریان دارد . در کلاسیک هر چیز خارق العاده و افراطی کنار گذاشته شد و بیان موسیقیایی بیشتر با تاکید بر کمال، تمامیت و اعتبار جهانی با استفاده از عوامل ساده و قابل فهم تثبیت شد . مهم ترین ویژگی اوایل دوره ی کلاسیک،ساده کردن هر چه ممکن تمام فرم های موسیقی و عوامل سبکی است. در موسیقی دوره ی کلاسیک ملودی به عنوان یک عامل اساسی و پایدار جلوه گر می شود و تئوری ملودیک مهم ترین مسئله ای بود که موسیقیدانان به آن می پرداختند . موسیقی کلاسیک چیست؟,بدیهی است که در امر مهم آموزش موسیقی مقاله ها ، تجربه ها و آمارهای گوناگون وجود دارد .اما با توجه به تجربه شخصی بنده و شناختی که در طی سالیان طولانی تدریس از استعداد نهفته کودکان کسب نموده ام ، بدیهی است که بهترین سن برای آموزش جدی موسیقی همان سنین کودکی است . یعنی کودک همزمان با کسب دیگر مهارتهای زندگی در مسیر کسب مهارتهای هنری نیز هدایت خواهد شد .البته این بدان معنا نیست که سنین دیگر برای آموزش موسیقی دیر است . و مثلا یک فرد پانزده ساله فکر کند که دیگر زمان مناسبی برای یادگیری موسیقی نیست . توصیه بنده به همه این می باشد که در هر سنی هستید موسیقی را شروع کنید و از این دنیای زیبا و منظم وطبیعی لذت ببرید . زمان مناسب برای شروع فراگیری موسیقی ,یکی از مهمترین نکاتی که در فراگیری موسیقی باید به آن توجه نمود انتخاب مربی است . بهترین مربی کسی است که با حوصله و با تجربه باشد . دارای سواد آکادمیک باشد . اخلاقش با خلق و خوی شما نزدیک باشد . با نظم و آراسته باشد .( به خصوص برای آموزش کودکان )توجه داشته باشید که همواره برای تغییر مربی آماده باشید زیرا برای دوره های فراگیری متفاوت که در فصل بعد به آن اشاره میکنم لازم است که معلمان متفاوت را تجربه کنید . البته باید ذکر نمود که این تغیرات حتما باید طبق اصول و ضوابط خاص انجام شود و کارشناسی لازم در این مورد صورت گیرد . زیرا همانقدر که تغییر مربی در سطوح متفاوت مفید است ، به همان اندازه ، تغییر معلم در زمان نا مناسب بسیار مضر خواهد بود . زمان بندی دوره های فراگیری موسیقی برای یک ساز خاص، فراگیری کامل یک ساز به طور کلی به دوره های زیر تقسیم می شود : 1ـ مقدماتی 2ـ متوسطه 3ـ پیشرفته 4ـ استادی انتخاب مربی

آموزش کلاس موسیقی مبتدی و پیشرفته ساز ویلن 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاه‌رنگ در عقب) و سیم‌های ویولون این ساز از 58 قطعه مختلف ساخته می‌شود.وزن آن در حدود 400 گرم می‌باشد. ویلن از بخش‌های زیر تشکیل شده‌است : آرشه: یا کمان ترکه‌ای چوبی است که رشته‌های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده‌است. بخش‌های ویولون ,بدیهی است که در امر مهم آموزش موسیقی مقاله ها ، تجربه ها و آمارهای گوناگون وجود دارد .اما با توجه به تجربه شخصی بنده و شناختی که در طی سالیان طولانی تدریس از استعداد نهفته کودکان کسب نموده ام ، بدیهی است که بهترین سن برای آموزش جدی موسیقی همان سنین کودکی است . یعنی کودک همزمان با کسب دیگر مهارتهای زندگی در مسیر کسب مهارتهای هنری نیز هدایت خواهد شد .البته این بدان معنا نیست که سنین دیگر برای آموزش موسیقی دیر است . و مثلا یک فرد پانزده ساله فکر کند که دیگر زمان مناسبی برای یادگیری موسیقی نیست . توصیه بنده به همه این می باشد که در هر سنی هستید موسیقی را شروع کنید و از این دنیای زیبا و منظم وطبیعی لذت ببرید .زمان مناسب برای شروع فراگیری موسیقی ,یکی از مهمترین نکاتی که در فراگیری موسیقی باید به آن توجه نمود انتخاب مربی است . بهترین مربی کسی است که با حوصله و با تجربه باشد . دارای سواد آکادمیک باشد . اخلاقش با خلق و خوی شما نزدیک باشد . با نظم و آراسته باشد .( به خصوص برای آموزش کودکان )توجه داشته باشید که همواره برای تغییر مربی آماده باشید زیرا برای دوره های فراگیری متفاوت که در فصل بعد به آن اشاره میکنم لازم است که معلمان متفاوت را تجربه کنید . البته باید ذکر نمود که این تغیرات حتما باید طبق اصول و ضوابط خاص انجام شود و کارشناسی لازم در این مورد صورت گیرد . زیرا همانقدر که تغییر مربی در سطوح متفاوت مفید است ، به همان اندازه ، تغییر معلم در زمان نا مناسب بسیار مضر خواهد بود . زمان بندی دوره های فراگیری موسیقی برای یک ساز خاص فراگیری کامل یک ساز به طور کلی به دوره های زیر تقسیم می شود : 1ـ مقدماتی 2ـ متوسطه 3ـ پیشرفته 4ـ استادی انتخاب مربی

آموزش کامل موسیقی مبتدی و پیشرفته ویلنسل 1397/6/19

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,ویلنسل(Violoncello) سازی زهی و آرشه‌ای از خانواده ویولن است. صدای این ساز در منطقه میانی سازهای این خانواده قراردارد. ویلنسل از ویولن و ویولا (ویلن آلتو) بزرگ‌تر است. در هنگام اجرا، این ساز در بین دو پای نوازنده قرار می‌گیرد و از طرفی دیگر، توسط میله‌ای که در انتهای آن وجود دارد روی زمین استوار می‌گردد. این ساز از خانواده سازهای زهی آرشه‌ای است . استفاده از این ساز در تک نوازی ها( سلو)، در گروه نوازی‌ها، از جمله در ارکسترهای مجلسی و ارکستر سمفونی متداول است. این ساز عضو ثابت در ارکسترها به صورت استاندارد می‌باشد که در بخش باس زهی‌ها قرار می‌گیرد. همچنین در بیشتر آنسامبل‌های دیگر نیز حضور دارد. کنسرتوها و سونات‌های فراوان برای ویلنسل نوشته شده است.

آموزش تدریس کامل کنترباس مبتدی و پیشرفته 1397/6/19

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,کنترباس بزرگ‌ترین و بم‌ترین ساز زهی آرشه‌ای است که یا به وسیله آرشه، و یا از طریق زخمه زدن(پیسیکاتو) نواخته می‌شود. امروزه این ساز در موسیقی کلاسیک غرب در دسته سازهای زهی نقش مهمی را در ارکستر ایفا می‌کند. کنتر باس نه تنها در موسیقی کلاسیک غربی، بلکه در دیگر سبک‌های موسیقی مانند جاز، بلوز و راک اند رول کاربرد دارد. این ساز دارای 4 سیم است، اما نمونه‌های 5 سیمه این ساز نیز وجود دارد.( کنترباس‌های 5 سیمه قادرند 4 نت بمتر از کنترباس‌های 4 سیمه اجرا کنند) سیم‌های کنترباس با فاصله چهارم درست کوک می‌شوند. اولین سیم کنترباس که زیرترین کوک را دارد سیم سل و به ترتیب: ر، لا و می.( در صورت 5 سیمه بودن بم ترین سیم، سیم دو است) زیرترین سیم کنترباس نت سل در اکتاو سوم است. برای این ساز با کلید فای خط چهارم نت نویسی می‌گردد. صدای حاصله، یک اکتاو بم تر از نت نوشته شده برای این ساز است. ,از کنترباس به عنوان تنها ساز مدرن خانواده ویولا دا گامبا نام برده می‌شود، خانواده‌ای که اصلیت اروپایی دارد و در قرن 15 میلادی پدید آمد. به همین خاطر می‌توانیم به این ساز ویول بیس نیز بگوییم. با این حال این مسئله که آیا کنترباس مستقیماً از خانواده ویولا دا گامبا است یا نه، به طور کامل به جواب نرسیده ‌است. تا قبل از صده 20 میلادی بسیاری از کنترباس‌ها تنها سه سیم داشتند، در مقابل سازهای معمول خانواده ویولا دا گامبا که پنج یا شش سیم داشتند، و یا سازهای خانواده ویولون که چهار سیم داشتند. پال برن در کتاب «تاریخی از کنتر باس»، با اشاره به چندین منبع می‌گوید کنترباس به عنوان یک بیس حقیقی در خانواده ویولون ریشه دارد. وی توضیح می‌دهد، در صورتی که شکل ظاهری کنترباس به خانواده ویولا دا گامبا شبیه می‌باشد، اما ساختمان داخلی‌اش تقریباً با سازهای خانواده ویولون برابری می‌کند، و با ساختمان داخلی ویولاها بسیار متفاوت می‌باشد. پیشینه ,مقایسه آرشه فرانسوی (بالا) و آلمانی (پایین) برای نواختن کنترباس دو مدل آرشه توسط نوازندگان این ساز استفاده می‌شود : 1- آرشه آلمانی 2-آرشه فرانسوی از نظر ساختمان آرشه، در آرشه فرانسوی فاصله بین فراگ آرشه و چوب کمتر از آرشه آلمانی است .(آرشه فرانسوی شبیه به آرشه دیگر سازهای زهی میباشد). هرکدام از این دو نوع آرشه دارای تکنیک نوازندگی متفاوت میباشد. آرشه

تدریس دوره کامل موسیقی ساز ویلن 1397/6/19

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,ویولن ساز زهی و آرشه‌ای است. این ساز کوچک‌ترین عضو سازهای زهی آرشه‌ای است. برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می‌گیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده‌است نواخته می‌شود. کوک سیم‌های ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم) اصوات سیم‌های مجاور نسبت به‌یکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل می‌دهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچکتر از آن را اجرا نماید. طریقه نواختن ,تاریخچه ویولون در اروپا به قرن ۹ میلادی باز میگردد.بسیاری معتقدند که ویولون نمونه تکمیل شده ساز رباب است. رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخی بر این باورند که ساز ویلن متعلق به یک امپراطوری هند در حدود 500 سال قبل از میلاد بوده‌است و برخی دیگر ریشه ان را در افریقا و حتی کشورهای عربی میدانند. فرمهای اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با چهار سیم سر اغاز ساز ویلن تکامل یافته در سالهای اینده شد. در اروپا از قرن 11 به بعد ساز ویلن به صورت تکامل یافته دیده می‌شود. برخی ایرانیان بر این باورند که این ساز از ساز ایرانی کمانچه مشتق شده است.تاریخچه ویولن ,از اولین سازندگان ویلن می‌توان به گاسپارو برتولونی ایتالیایی نام برد، که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می‌دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آندره آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن‌های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید. تاکنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده‌اند نه تنها نتوانسته‌اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده‌اند. پیشینه ساز ,خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاه‌رنگ در عقب) و سیم‌های ویولون این ساز از 58 قطعه مختلف ساخته می‌شود.وزن آن در حدود 400 گرم می‌باشد. ویلن از بخش‌های زیر تشکیل شده‌است : • آرشه: یا کمان ترکه‌ای چوبی است که رشته‌های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده‌است. • جعبه طنینی (جعبه ریزونانس): جعبه‌ای است که از سه بخش صفحه روئی، صفحه زیرین و زوارهای دور تشکیل شده‌است. گریف، خرک و سیم گیر در این ساز از جنس چوب آبنوس (به دلیل استحکام بیشتر)می باشد. • دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند.انتهای دسته به جعبه کوچکی (جعبه کوک) ختم می‌شود که سیم‌ها در درون آن به دور گوشی‌های کوک پیچیده می‌شوند. • خرک: پلیست بین سیم‌ها و جعبه طنینی. نقش خرک تقسیم راه سیم‌ها، نگه داشتن سیم‌ها با ارتفاع خاص برای عبور بر روی جعبه طنینی و انتقال ارتعاشات سیم‌ها به جعبه طنینی. در داخل جعبه طنینی استوانه چوبی کوچکی قرار دارد (تقریباً در زیر محلی که خرک قرار دارد)، که نقش آن انتقال ارتعاشات به صفحه زیرین ساز و مانعی در جهت عدم شکسته شدن صفحه روئی ساز از فشار سیم‌ها و خرک. • گریف: از آبنوس ساخته شده و در طول دسته ویلن چسبیده‌است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد. گریف بخشی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می‌چسباند و به این ترتیب طول سیم را کوتاه می‌کند و نت‌های مختلف را می‌نوازد. • سیم گیر: از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده‌است. با زهی از جنس روده یا پلاستیک یا سیم به دکمه‌ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می‌شود. • سیم‌ها: سیم‌ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیه‌گاه سیم‌ها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیم‌گیر مهار می‌شوند. سیم‌های ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته می‌شد. امروزه در سیم‌های بم‌تر، روی روده سیم فلزی نازکی می‌پیچند و در سیم‌های زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده می‌شود. نقش این ساز چه در ارکسترها، به صورت گروه نوازی و چه در ارکستر مجلسی و ختی بصورت تکنوازی پر اهمیت است و بیشترین نقش را در ارکستر بر عهده دارند. نخستین سازندگان معروف ویولن ازایتالیا هستند. گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین ویولن‌ها در شهر کرمونا ساخته شدند. آندره اماتی و فرزندش نیکولا آماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواری، بهترین ویولن‌های دنیا را تاکنون ساخته‌اند. بخش‌های ویولون ,نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی بسیار پر اهمیت است. وجهه جهانی ویولن را می‌توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف و حضور این ساز در موسیقی ملل مختلف دید. محل قرار گرفتن ویلن بر روی سطح شانه و در نزدیکی گردن نوازنده‌است. نوازندگی ویولون ,بدیهی است که در امر مهم آموزش موسیقی مقاله ها ، تجربه ها و آمارهای گوناگون وجود دارد .اما با توجه به تجربه شخصی بنده و شناختی که در طی سالیان طولانی تدریس از استعداد نهفته کودکان کسب نموده ام ، بدیهی است که بهترین سن برای آموزش جدی موسیقی همان سنین کودکی است . یعنی کودک همزمان با کسب دیگر مهارتهای زندگی در مسیر کسب مهارتهای هنری نیز هدایت خواهد شد .البته این بدان معنا نیست که سنین دیگر برای آموزش موسیقی دیر است . و مثلا یک فرد پانزده ساله فکر کند که دیگر زمان مناسبی برای یادگیری موسیقی نیست . توصیه بنده به همه این می باشد که در هر سنی هستید موسیقی را شروع کنید و از این دنیای زیبا و منظم وطبیعی لذت ببرید . زمان مناسب برای شروع فراگیری موسیقی ,یکی از مهمترین نکاتی که در فراگیری موسیقی باید به آن توجه نمود انتخاب مربی است . بهترین مربی کسی است که با حوصله و با تجربه باشد . دارای سواد آکادمیک باشد . اخلاقش با خلق و خوی شما نزدیک باشد . با نظم و آراسته باشد .( به خصوص برای آموزش کودکان )توجه داشته باشید که همواره برای تغییر مربی آماده باشید زیرا برای دوره های فراگیری متفاوت که در فصل بعد به آن اشاره میکنم لازم است که معلمان متفاوت را تجربه کنید . البته باید ذکر نمود که این تغیرات حتما باید طبق اصول و ضوابط خاص انجام شود و کارشناسی لازم در این مورد صورت گیرد . زیرا همانقدر که تغییر مربی در سطوح متفاوت مفید است ، به همان اندازه ، تغییر معلم در زمان نا مناسب بسیار مضر خواهد بود . زمان بندی دوره های فراگیری موسیقی برای یک ساز خاص، فراگیری کامل یک ساز به طور کلی به دوره های زیر تقسیم می شود : 1ـ مقدماتی 2ـ متوسطه 3ـ پیشرفته 4ـ استادی انتخاب مربی

آموزش ساز گیتار الکتریک 1397/6/19

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,ایده پیدایش گیتارهای الکتریکی از آنجا آغاز شد که در همنوازی‌ها صدای گیتار آکوستیک در بین صدای سازهای دیگر مانند بیس و درامز گم بود و به وضوح شنیده نمی‌شد. در نتیجه در صدد آن برآمدند تا صدای گیتار را تقویت کنند، و بهترین راه برای این کار استفاده از علم الکترونیک بود. در حدود دهه 30 میلادی گیتارهای الکتریکی وارد موسیقی شدند. این اتفاق پدید آورندهٔ انقلابی در صدا و تکنولوژی بود که تا امروز نیز ادامه دارد. با پیدایش راک اند رول در دهه 50 میلادی، گیتارهای الکتریکی به سرعت در موسیقی جا باز کردند و به یکی از فراگیرترین سازهای تاریخ مبدل شدند. معمولاً در گروه‌های راک دو نوازنده گیتار الکتریک وجود دارد که یک نفر ملودی‌ها را می‌نوازد (گیتار لید) و دیگری ریتم‌ها را (گیتار ریتم). ,ارتعاشات وارده بر سیم‌های گیتار توسط قطعه‌ای به نام پیکاپ به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌شود. در واقع پیکاپ همانند یک میکروفن عمل می‌کند، با این تفاوت که چون یک سیستم مغناطیسی است فقط ارتعاشات سیم فلزی گیتار را دریافت کرده و آن‌ها را به صورت سیگنال صوتی در می‌آورد و از طریق پیکاپ سلکتور می‌توان پیکاپ مورد نظر را انتخاب کرد. سپس سیگنال‌ها از طریق یک سیم به آمپلی‌فایر (تقویت‌کننده) فرستاده می‌شوند و در آخر صدای تقویت‌شده توسط یک یا چند بلندگو پخش می‌شود. در ابتدا گیتارهای الکتریکی تنها یک پیک‌آپ داشتند، اما امروزه با دو تا پنج پیک‌آپ نیز ساخته می‌شوند.طرز کار ,قسمت‌های مختلف گیتار الکتریک بخش 1) سرِ دسته گیتار: 1.1. پیچ‌های کوک 1.2. تنظیم کننده دسته 1.3. نگهدارنده و راهدان رشته‌ها 1.4. خرک بخش 2) دسته: 2.1. تخته انگشت‌گذاری 2.2. علامت‌های نشان شدهٔ شیار زیر سیم 2.3. شیارهای پرده 2.4. بندگاه یا مفصل دسته بخش 3) بدنه: 3.1. زَخمه‌گاه 3.2. رابط یا پل زَخمه‌گاه 3.3. زین‌ها 3.4. پل گیتار 3.5. کوک‌کننده پشتی و سیم گیر (زه گیر) 3.6. بازوی یا دسته لرزش 3.7. کلید گزینش‌گر زَخمه‌گاه (پیکاپ) 3.8. پیچ‌های تنظیم‌کننده صداها و آواها 3.9. خروجی یا رابط تی‌آراس 3.10. تسمه بند بخش 4) سیم‌ها (رشته‌ها): 4.1. سیم‌های بم 4.2. سیم‌های زیر از نظر بدنه : این ساز را از نظر بدنه می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: بدنه توپر و بدنه توخالی. گیتارهای بدنه توخالی مورد استفاده نوازندگان جاز قرار می‌گیرد، در صورتی که بدنه توپر عموماً در موسیقی راک و متال کاربرد دارد. انواع ,معمولاً گیتارهای الکتریکی شش سیم دارند. بعضی نیز دارای 12 سیم می‌باشند که هرجفت با یک نت کوک می‌شود، منتهی با اکتاوهای متفاوت، این گیتارها اکثراً در موسیقی فولک کاربرد دارند. گیتارهای 7 و 8 سیمی نیز وجود داردند که البته غیرمعمول هستند.از نظر تعداد سیم‌ها :

آموزش گیتار بیس 1397/6/19

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,گیتار بیس (Bass Guitar) نوعی ساز زهی است که صدایش به وسیله یک تقویت کننده الکتریکی (آمپلیفایر) تقویت می‌شود. این ساز که برای تولید صداهایی با فرکانس و تن پایین استفاده می‌شود، از نظر ظاهری بسیار شبیه به گیتار الکتریک می‌باشد با این تفاوت که بدنه بزرگ‌تری دارد، دسته و میزان‌بندی‌اش بلندتر است، و معمولاً دارای چهار سیم (گاهی پنج یا شش) می‌باشد که از نظر تن یک اکتاو پایین‌تر از گیتار الکتریک، در محدوده بیس کوک می‌شود. گیتار بیس هم می‌تواند دارای پرده‌بندی باشد و هم نباشد، اما در اکثر موسیقی‌های عامه‌پسند بیس‌های پرده‌بندی شده رایج‌اند. علاوه بر این‌ها گیتار بیس آکوستیک تو خالی نیز موجود می‌باشد.,در دهه‌ی 1930 پاؤل توتمارک موزیسین و مخترع معروف (اهل سیاتل، واشینگتن) اولین گیتار الکتریک بیس را به صورت مدرن، از یک ساز پرده بندی شده که برای نگه داشتن در دست و نواخته شدن به صورت افقی طراحی شده بود ساخت. کاتالوگ فروش سازهای الکتریک کمپانی پاؤل توتمارک، آئودیووکس (Audiovox) شامل مدل 736 Bass Fiddle می‌شد که دارای 4 سیم، پرده بندی شده بود و بدنه‌ای توپر به طول 30.5 اینچ داشت. تغییر شکل این ساز به فرم گیتار مانند باعث می‌شد که راحت تر نگه داشته شود و حمل و نقل آن آسان شود. اضافه شدن پرده‌های بیشتر باعث شد تا بیسیستها آزادی عمل بیشتری در نواختن داشته باشند. حدود 100عدد از این نوع ساز در دهه ی 1930 ساخته شد. در سال 1947، باد توتمارک ( Bud Tutmarc)شروع بهفروختن مدلی شبیه "Fiddle 736" برای شرکتی به نام سرنادر (Serenader) کرد و به صورت آشکارا به تبلیغ آن در کاتالوگ شماره ی 48 شرکت هیتر (Heater Co) پرداخت. گرچه اختراعات خانواده ی توتمارک موفقیت زیادی در بازار کسب نکرد.دهه‌های 1930 و 1940 ,لئو فندر به کمک همکارش جورج فولرتن اولین گیتار بیس توپر الکتریکی را تولید کرد.گیتار فندر پرسیژن (Fender Precision Bass) و در سال 1951 معرفی شد و به یک مدل استاندارد صنعتی تبدیل شد.پرسیژن بیس یا P-bass از یک تخته سنگ نتراشیده ی ساده که به مدل تلکستر (Telecaster) با پیکاپ تک سیمپیچ شبیه بود به گیتاری با بدنه ی منحنی و لبه‌های تخت تبدیل شد که موجب راحتی نوازنده می‌شد. همچنین یک پیکاپ چهار قطبی (تک سیمپیچ)نیز روی آن سوار بود. پیکاپ چند تکه در سال 1957 معرفی شد.دهه‌ی 1950

کلاس های آموزش پیانو 1397/6/19

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه‌ها) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحه صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد. پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدوده بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدوده صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود 20 تا 5000 هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند. ,پیانوی گرند استاین‌وی با پایه‌های مزین به عقاب طلایی در کاخ سفید. پیانو به شکل مدرن را بارتولومئو کریستوفوری در سال 1709 میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می‌شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربه واردشده بر کلید، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد. تاریخچه,نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) میباشد، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی قوی تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کننده توانایی این ساز در تولید شدت‌های گوناگون می‌باشد. پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آن‌چه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه‌بهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایه کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شده‌اند. نام‌گذاری,چکش‌های پیانو به واسطه مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعه این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفه این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحه صدا و غیره نیز می‌باشد.چکش‌های پیانو,7 کلید سفید در هر اوکتاو پیانو برای 7نت دو ر می فا سل لا سی وجود دارد. علاوه بر این کلیدهای سفید کلیدهای سیاه‌رنگی هم بین بعضی از کلیدهای سفید وجود دارد. بین کلیدهای سفیدرنگ می و فا و نیز بین کلیدهای سفیدرنگ سی و دو کلید سیاه‌رنگ وجود ندارد. هر کلید سیاه‌رنگ در پیانو در حکم نت دیز برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت چپ آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت راست آن کلید سفید قرار دارد) و در حکم نت بمول برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت راست آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت چپ آن کلید سفید قرار دارد) است. کلیدهای پیانو ,• پیانو دیواری (Vertical - Upright) • پیانو اسپینت • پیانو کنسول • پیانوی بزرگ البته پیانوهای بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانوهای پیشرفته تر استفاده می‌شود. انواع پیانو ,پیانو توسط ضربه نوک انگشتان نواخته می‌شود. برای این کار دست را بلند کرده و سپس فرود آورده و با نوک انگشت مورد نظر ضربه می‌زنیم. مکانیسم پیانو تولید صدا می‌کند. بدلیل شکل مکانیسم پیانو یک پیانسیت می تواند همزمان تا ده نت را به صدا درآورد. محل قرارگیری انگشتان دو دست روی کلیدهای پیانو در نواختن آن اهمیت دارد. معمولاً در آهنگ‌ها نت اول شماره دارد که انگشت شروع کننده در نواختن آن آهنگ را مشخص می‌کند. در این صورت شماره یک برای انگشت‌های شست دو دست است و به ترتیب سایر انگشت‌ها شماره‌های ۲ تا ۵ را خواهد داشت. شست دست راست روی چهارمین نت دوی پیانو قرار می‌گیرد. البته این مورد در مورد همه آهنگ‌ها عمومیت ندارد و برخی آهنگ‌سازان نت شروع کننده در آهنگشان را شماره نمی‌زنند. در این صورت پیانیست باید خودش محل قرارگیری انگشتانش روی کلیدهای پیانو را با توجه به نوع نت‌های موجود در آهنگ تشخیص دهد. گاهی پیانیست جای دو دست‌اش را روی کلیدهای پیانو با هم عوض می‌کند و گاهی بدون نواختن کلید پیانو با انگشتان شست دو دستش از سایر انگشتها استفاده می‌کند. نحوه نواختن پیانو ,نت نویسی پیانو در دو حامل انجام می‌شود. حامل بالا برای دست راست و حامل پایین برای دست چپ. معمولاً حامل بالایی را با کلید سل و حامل پایین را با کلید فای خط چهارم نشان می‌دهند. این دو حامل با نت دوی وسط از هم متمایز می‌گردند. یک نوازنده پیانو باید بتواند همزمان دو خط موسیقی را خوانده و با هر دو دست اجرا نماید.نحوه نت‌نویسی برای پیانو ,پیانو توسط بارتولومئو کریستو فری ( (Bartolommeo Cristoferiدر سال 1709 در ایتالیا اختراع شد. او این ساز را ((گراوی چمبالو کول پیانو اِ فورته )) نامید که به Piano Forte یعنی (قوی و ملایم) مشهور شد اما کم کم نام نام اختصاری پیانو را به خود گرفت . پیانوهای اولیه فاقد پدال بودند و در طول قرن هجده میلادی شکل کاملتری به خود گرفتند . پیانوهای جدید به صورتهای آکوستیک یا دیواری و گرند یا رویال ساخته شده و به بازار راه یافته اند . در دو قرن آخر آثار برجسته ای ساخته شده برای پیانو بیش از هر ساز تکنواز دیگر بوده است و این بخاطر توانایی های اجرایی بی همتا و متنوع و گستره صوتی که بیش از هفت اکتاو می باشد ،است. گستره دینامیکی پیانو نیز پهناور است ، یعنی قابلیت ایجاد صدایی بسیار ملایم تا صدایی بسیار پر قدرت را دارد. آهنگسازان بزرگ پیانو بسیارند ولی می توان به (لودویک وان بتهوون)،(آمادئوس موتزارت)،(فردریک شوپن)و (فرانس لیست) اشاره کرد که همگی از بزرگترین آهنگسازان جهان به شمار می روند. تاریخچه پیانو ,تا چند سال قبل اگر انواع پیانو دو نوع بود امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی انواع پیانو به سه نوع افزایش یافته اند: 1ـ رویال یا گرند پیانو Royal or Grand Piano این نوع پیانو ها هم نسبت به اندازه به سه نوع تقسیم میشوند: Small,Medium,Larg که از یک متر و هشتاد سانتیمتر که کوچکترین آنها است تا سه متر و گاها بیشتر میرسند. این نوع پیانو بیشتر برای اجرای کنسرت استفاده میشوند. 2ـ آکوستیک یا دیواری or up right (acoustic) این نوع پیانو ها یک نوع اند و بیشتر برای خانه یا هنرستان ها و دانشگاه ها استفاده می شوند. و تنها فرقشان با گرند پیانو این است که در گرند پیانو چکش به صورت خوابیده به سیم میخورد ولی در آکوستیک چکش به صورت ایستاده به سیم میخورد. انواع پیانو,بدیهی است که در امر مهم آموزش موسیقی مقاله ها ، تجربه ها و آمارهای گوناگون وجود دارد .اما با توجه به تجربه شخصی بنده و شناختی که در طی سالیان طولانی تدریس از استعداد نهفته کودکان کسب نموده ام ، بدیهی است که بهترین سن برای آموزش جدی موسیقی همان سنین کودکی است . یعنی کودک همزمان با کسب دیگر مهارتهای زندگی در مسیر کسب مهارتهای هنری نیز هدایت خواهد شد .البته این بدان معنا نیست که سنین دیگر برای آموزش موسیقی دیر است . و مثلا یک فرد پانزده ساله فکر کند که دیگر زمان مناسبی برای یادگیری موسیقی نیست . توصیه بنده به همه این می باشد که در هر سنی هستید موسیقی را شروع کنید و از این دنیای زیبا و منظم وطبیعی لذت ببرید .زمان مناسب برای شروع فراگیری موسیقی ,یکی از مهمترین نکاتی که در فراگیری موسیقی باید به آن توجه نمود انتخاب مربی است . بهترین مربی کسی است که با حوصله و با تجربه باشد . دارای سواد آکادمیک باشد . اخلاقش با خلق و خوی شما نزدیک باشد . با نظم و آراسته باشد .( به خصوص برای آموزش کودکان )توجه داشته باشید که همواره برای تغییر مربی آماده باشید زیرا برای دوره های فراگیری متفاوت که در فصل بعد به آن اشاره میکنم لازم است که معلمان متفاوت را تجربه کنید . البته باید ذکر نمود که این تغیرات حتما باید طبق اصول و ضوابط خاص انجام شود و کارشناسی لازم در این مورد صورت گیرد . زیرا همانقدر که تغییر مربی در سطوح متفاوت مفید است ، به همان اندازه ، تغییر معلم در زمان نا مناسب بسیار مضر خواهد بود . زمان بندی دوره های فراگیری موسیقی برای یک ساز خاص، فراگیری کامل یک ساز به طور کلی به دوره های زیر تقسیم می شود : 1ـ مقدماتی 2ـ متوسطه 3ـ پیشرفته 4ـ استادی انتخاب مربی ,تقسیم بندی دوره های موسیقی کلاسیک تا حدی شبیه تقسیم بندی دوره های هنرهای دیگر در اروپاست ولی زمان این دوره ها برای هنرهای مختلف مقداری متفاوتند. به هر حال موسیقی کلاسیک را میشود به شش دوره تقسیم کرد. دوره اول دوره قرون وسطایی (به طور متوسط از قرن 6 تا 14) و دوره دوم یعنی رنسانس (قرن 15 و 16) آنچنان در موسیقی کلاسیک دارای اهمیت نیست (بر خلاف هنرهایی مثل نقاشی و معماری)، چرا که تحولات در زمینه سازها و همین طور ثبت آثار خیلی چشمگیر نیست. اما بعد از رنسانس، موسیقی کلاسیک همانند بقیه هنرها در اروپا به چهار دوره زمانی تقسیم میشود: سبک موسیقی اوایل کلاسیک که تا سال های 1770 را دربر می گیرد و شامل دو سبک روکوکو (Rococo) و اکسپرسیو (Expressive) است . سبک روکوکو خصوصاً در فرانسه نُزج گرفت و واژۀ فرانسوی سبک گالانت (Style Galant) اغلب به عنوان مترادف آن به جایش به کاربرده می شود. بانی سبک اکسپرسیو که بعداً رواج یافت, آهنگسازان آلمانی بودند و معادل آن در زبان آلمانی Empfindsamer Stil ) سبک حساس و باوقار ) است. این دو سبک حاصل و نتیجه ی اهمیت بخشیدن به دو صدای طرفین در موسیقی باروک است. امّا در قرن هیجدهم, خط باس اهمیت, رهبری و استقلال کنترپوانتیک خود را از دست داد و صرفاً حمایت کننده ی ملودی شد در حالی که صداهای میانی فقط پر کنندۀ هارمونی بودند. سبک روکوکو یا گالانت در مجامع باوقار اشرافی ظهور کرد و سبکی بسیار ظریف, دقیق, چابک, شوخ, آسان,پرجلال و شکوه بود. روکوکو همان شیوۀ زینت و آذین بیش از حد دوره ی باروک است ولی بدون بزرگی و عظمت. از سوی دیگر سبک اسپرسیو ( به معنی رسا و پر معنی ) در ارتباط بیشتری با طبقه ی متوسط جامعه قرار داشت و در کل سبک بورژواها بود . این سبک برخلاف روکوکو نه تنها پر طمطراق و پرزینت نبود, بلکه گاهی به طور عمد و اغراق آمیزی ساده بود . سبک دوره ی عظمت کلاسیک که در آن فرم ها و سبک ها اصولاً ثابت ماندند, آهنگسازان موقعیتی یافتند تا افکار و رویدادهایی را که از تخیلات آزادشان برمی خواست شکل دهند. تاریخ نویسان دوره ی عظمت کلاسیک را به دو دلیل مکتب " کلاسیک وین" نام نهادند: اول این که تمام آهنگسازان مهم در وین یا اطریش فعالیت کرده اند و دوم اینکه عوامل موسیقیایی وین ( یا اطریش ) در موسیقی سبک کلاسیک راه یافت و تأثیرات فراوانی بر آن به جای گذاشت . موسیقی کلاسیک را از نظر سبک و تحول تاریخی آن به چند دوره کوچک‌تر تقسیم کرده‌اند: در این دوره موسیقی‌دانان بیشتر از ادرکات حسی و تمایلات روحی خود در ساخت موسیقی و شکل دادن به سبکها بهره می‌‌بردند. دوره باروک ... دوره کلاسیک .... دوره رومانتیک .... دوره مدرن نوگرایی یا مُدرنیسم به معنی گرایش فکری و رفتاری به پدیده‌های فرهنگی نو و پیشرفته‌تر و کنار گذاردن برخی از سنت‌های قدیمی است. تقسیم بندی دوره های هنری - از جمله موسیقی - بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشود. اول سبک باروک (Baroque) که بطور تقریبی بین سالهای 1600 تا 1750 میلادی ادامه داشته، دوم دوره کلاسیک بین سالهای 1750 تا 1820 ، سوم رمانتیک بین سالهای 1820 تا 1910 و بالآخره موسیقی مدرن یا همین موسیقی عصر حاضر از 1910 تا به امروز. طبیعی است که این تاریخ ها تقریبی هستند و انتقال سبک موسیقی از یک دوره به دوره بعد طی یک دوران گذر اتفاق بوده است که در آن مدت هنرمندانی بوده اند که با سبک هایی بینابین ، آثار هنری خود را خلق میکردند. چهره های بزرگ این دوره ها شامل آهنگسازان اتریشی هایدن و موتسارت و آهنگساز آلمانی یعنی بتهوون هست. شاید موتسارت و بتهوون به همراه باخ سه چهره برتر کل تاریخ موسیقی کلاسیک باشند. هچنین آهنگسازان بزرگ دیگر نیز دراین دوره ها شهرت پیدا کردند به نام های: شوبرت،شوپن،شومان،برامس،یوهان اشتراوس،پاگانینی،روسینی، چایکوفسکی، بیزه، وردی، وگنر، لیست، مندلسون، البنیز، دورژاک، افن باخ، سن سان، گریگ، الگار، دبوسی، موسرگسکی، ریمسکی کورساکف و مالر از موسیقیدانان مشهور این دوره هستند. سبک موسیقی کلاسیک

دوره کامل آموزشی گیتار الکتریک 1397/6/19

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,گیتار الکتریک نوعی گیتار است که صدای آن به‌وسیله تقویت‌کننده‌ای الکتریکی تشدید و یا تغییر می‌یابد. استفاده این ساز در موسیقی از دهه 1930 آغاز شد. گیتار الکتریک در سبک‌های مختلفی از جمله راک، متال، بلوز، پاپ، جاز و هیپ هاپ استفاده می‌شود، اما در سبک راک ، متال و بلوز به عنوان ساز اصلی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ,ایده پیدایش گیتارهای الکتریکی از آنجا آغاز شد که در همنوازی‌ها صدای گیتار آکوستیک در بین صدای سازهای دیگر مانند بیس و درامز گم بود و به وضوح شنیده نمی‌شد. در نتیجه در صدد آن برآمدند تا صدای گیتار را تقویت کنند، و بهترین راه برای این کار استفاده از علم الکترونیک بود. در حدود دهه 30 میلادی گیتارهای الکتریکی وارد موسیقی شدند. این اتفاق پدید آورندهٔ انقلابی در صدا و تکنولوژی بود که تا امروز نیز ادامه دارد. با پیدایش راک اند رول در دهه 50 میلادی، گیتارهای الکتریکی به سرعت در موسیقی جا باز کردند و به یکی از فراگیرترین سازهای تاریخ مبدل شدند. معمولاً در گروه‌های راک دو نوازنده گیتار الکتریک وجود دارد که یک نفر ملودی‌ها را می‌نوازد (گیتار لید) و دیگری ریتم‌ها را (گیتار ریتم). پیشینه ,ارتعاشات وارده بر سیم‌های گیتار توسط قطعه‌ای به نام پیکاپ به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌شود. در واقع پیکاپ همانند یک میکروفن عمل می‌کند، با این تفاوت که چون یک سیستم مغناطیسی است فقط ارتعاشات سیم فلزی گیتار را دریافت کرده و آن‌ها را به صورت سیگنال صوتی در می‌آورد و از طریق پیکاپ سلکتور می‌توان پیکاپ مورد نظر را انتخاب کرد. سپس سیگنال‌ها از طریق یک سیم به آمپلی‌فایر (تقویت‌کننده) فرستاده می‌شوند و در آخر صدای تقویت‌شده توسط یک یا چند بلندگو پخش می‌شود. در ابتدا گیتارهای الکتریکی تنها یک پیک‌آپ داشتند، اما امروزه با دو تا پنج پیک‌آپ نیز ساخته می‌شوند.طرز کار,قسمت‌های مختلف گیتار الکتریک بخش 1) سرِ دسته گیتار: 1.1. پیچ‌های کوک 1.2. تنظیم کننده دسته 1.3. نگهدارنده و راهدان رشته‌ها 1.4. خرک بخش 2) دسته: 2.1. تخته انگشت‌گذاری 2.2. علامت‌های نشان شدهٔ شیار زیر سیم 2.3. شیارهای پرده 2.4. بندگاه یا مفصل دسته بخش 3) بدنه: 3.1. زَخمه‌گاه 3.2. رابط یا پل زَخمه‌گاه 3.3. زین‌ها 3.4. پل گیتار 3.5. کوک‌کننده پشتی و سیم گیر (زه گیر) 3.6. بازوی یا دسته لرزش 3.7. کلید گزینش‌گر زَخمه‌گاه (پیکاپ) 3.8. پیچ‌های تنظیم‌کننده صداها و آواها 3.9. خروجی یا رابط تی‌آراس 3.10. تسمه بند بخش 4) سیم‌ها (رشته‌ها) 4.1. سیم‌های بم 4.2. سیم‌های زیر انواع,این ساز را از نظر بدنه می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: بدنه توپر و بدنه توخالی. گیتارهای بدنه توخالی مورد استفاده نوازندگان جاز قرار می‌گیرد، در صورتی که بدنه توپر عموماً در موسیقی راک و متال کاربرد دارد.از نظر بدنه ,معمولاً گیتارهای الکتریکی شش سیم دارند. بعضی نیز دارای 12 سیم می‌باشند که هرجفت با یک نت کوک می‌شود، منتهی با اکتاوهای متفاوت، این گیتارها اکثراً در موسیقی فولک کاربرد دارند. گیتارهای 7 و 8 سیمی نیز وجود داردند که البته غیرمعمول هستند.از نظر تعداد سیم‌ها ,1. سردسته (Head Stock): قسمت بالایی گیتار که سیم‌ها در آنجا تنظیم می‌شوند. 2. خرک بالا 3. پیچ‌های کوک یا گوشی‌ها (Tuning Switch): پیچ‌هایی که بر روی دسته گیتار قرار گرفته‌اند و با آن می‌توان گیتار را کوک کرد. 4 . پرده‌نما یا دستان (Fret): قطعه‌های فلزی که بر روی دسته گیتار قرار دارد و پرده‌های موسیقی را از هم جدا می‌کند. 5. تنظیم کننده دسته (truss rod): برای تنظیم و تثبیت دسته 6 . علامت‌های روی دسته 7 . دسته (Neck): قسمت بلند و باریک گیتار است که جای انگشت‌گذاری نوازنده برای انتخاب نت‌ها است. این بخش بین بدنه و سر دسته گیتار قرار دارد. 8. اتصال دسته به بدنه 9. بدنه: قسمت اصلی گیتار است که به دسته متصل شده و برخلاف گیتار آکوستیک معمولاً توخالی نیست و بخش‌هایی مانند پیک‌آپ و خرک بر روی آن قرار دارد. 10 . زخمه‌گاه (Pick up): یک سیم‌پیچ مغناطیسی است که بر روی بدنه گیتار و زیر سیم‌ها قرار دارد و وقتی سیم‌ها بر اثر پیک زدن مرتعش می‌شوند تحت تأثیر میدان مغناطیسی پیک‌آپ قرار می‌گیرند و این تحریک به آمپلی‌فایر فرستاده می‌شود و سپس آنجا تقویت می‌شود. 11. کنترل صدا و تن: پیچ‌هایی که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته‌اند و می‌توانند صدا و تن گیتار را تغییر دهند. 12. کلید زخمه‌گاه (Pick up Switch): یک تعویض کننده که بر روی بدنه گیتار قرار گرفته و برای تعویض پیک‌آپ و تغییر دادن تُن و صدا بکار می‌رود. 13. محافظ پیک (Pickguard): صفحه‌ای است که از زخمی شدن بدنه به‌وسیله پیک جلوگیری می‌کند. 14. خرک (Bridge): ناحیه‌ای است بر روی گیتار که سیم‌های گیتار بر روی آن قرار می‌گیرند. 15. لرزانه (Tremolo): میله‌ای که روی بعضی گیتارها قرار دارد و به خرک متصل شده. با حرکت دادن آن به بالا و پایین خرک حرکت می‌کند و باعث زیر و بم شدن صدا می‌شود. به آن اصطلاحا دسته ویبراتو (Vibrato) نیز گفته می‌شود (در این تصویر نیست.) اجزا گیتار برقی

آموزش کلاس گیتار کودکان و بزرگسالان 1397/6/19

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,گیتار نوعی ساز زهی است که با پیک یا انگشت نواخته می‌شود و از این جهت که سیم‌های آن در اثر ارتعاش تولید صدا می‌کند به سازهای گروه کوردوفون (به انگلیسی: Cordophones) یا زه‌صدا تعلق دارد. این ساز علاوه بر داشتن قدمت تاریخی قابل توجه (چه از لحاظ ساختار آن و چه از لحاظ تکنیک‌های نوازندگی) توانسته‌است هم‌گام با تحولات موسیقی غرب پیشرفت چشمگیری داشته باشد؛ که در نتيجه گونه‌های متفاوتی از آن بوجود آمده و هم اكنون جایگاه ویژه‌ای در موسیقی جهان دارد.,واژه guitar در زبان انگلیسی، gitarre در آلمانی و guitare در فرانسوی همگی مشتق شده از واژه guitarra در زبان اسپانیایی هستند که آن خود از واژه قیثاره در زبان عربی اندلوسی مشتق شده است. این واژه نیز خود مشتق شده از واژه لاتین cithara است که نسبت آن به واژه κιθάρα kithara در یونانی باستان می‌رسد. این واژه یونانی به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم از واژه پارسی کهن سیه‌تار (سه‌تار) آمده است. روايت هاي متفاوتي در مورد تاريخچه گيتار وجود دارد عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته است و عده ای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری (Greek Assyrian Cithara) که بوسیله رومی ها به اسپانیا آورده شده گرفته شده است. گیتار نتیجه تحول لوت در اروپا است. لوت نیز خود تحول یافته عود (به عربی العود=چوب) و بربط است. گفته می‌شود زریاب نامی عود را به اندلس آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق اروپا رایج شد. در زمان حکومت اسلام در اروپا، این ساز توسط زریاب دارابگردی و چند تن از شاگردانش به آندلس برده شد. در آن زمان به گیتار، کیتارا یا قیتارا می‌گفتند و نام کنونی آن برگرفته از همین نام است. در واقع وجود پسوند تار در نام گیتار می‌تواند موید این باشد که گیتار سازی ایرانی است. زریاب در ابتدا در اسپانیا شروع به آموزش گیتار کرد. در آن زمان اسپانیایی‌ها خود سبکی غنی بنام فلامنکو داشتند که با سازهایی از جمله کاستانت، کاخون با همراهی پالماس، بایلا (رقص فلامنکو) و کانته (آواز فلامنکو) نواخته می‌شد. جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی مي باشد که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد می شده و این صدا بوسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت می شده است. از آنجائیکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد میکرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاهتر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده است. ازدیاد این سیمها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی (Harp Arquee) گردید. سپس سازی، متشکل از مجموعه ای از سیمها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیمهایی به طول مساوی کار گذاشته شده بود. یونانیها دو نوع لیر داشتند، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا، کیتارا بوسیله رومی ها تغییر شکل یافت؛ نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است . بعدها رو می ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا، پاندورا Pandـra و فیدیکولا Fidicula را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت؛ در واقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید؛ این گیتار ها به دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند. به تدریج در قرنهای چهارده و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده گیتار با اسم هایی از قبیل: گیتارا، گیترنه، گیترن (Giteren)(سازی سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به زبان اسپانیایی گیتارا گفته می شد.) و شیتارا معین شدند. در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن، با اسمهایی از قبیل: ویهوئلا (Vihuela) در اسپانیا و ویولا (Viـla) در ایتالیا خوانده می شدند. كه بعضی از این سازها با آرشه (de arcـ)، بعضی با مضراب (de penـla) و بضی دیکر هم با انگشت (de manـ) نواخته می شدند. بعدها از ویهوئلای انگشتی (Vihuela de manـ ) نوعی گیتار بوجود مي آيد. درطی قرنهای چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلاي انگشتي تغییرات قابل توجه ای بوجود مي آيد، به تدریج در پهلوهای آنها فرورفتگی ایجاد مي شود و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار مي شوند. در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند انگشت (de manـ) در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شد. از آن پس گیتار بدنه ای بزرگتر و شکلی مدورتر به خود گرفت. سیر تاریخی ,همان طور که در عکس‌ها ملاحظه می‌کنید، گونه‌های مختلف گیتار ممکن است شامل اجزای متفاوتی باشند. یا شکل اجزا و یا جنس آن‌ها با هم فرق داشته باشند. اما نهایتا اجزای موجود در همهٔ انواع گیتارها همین‌ها هستند. 1ـ سردسته 2ـ خرک 3ـ گوشی‌ها (برای کوک کردن ساز) 4ـ فرت (Fret) 5ـ Truss Rـd پیچی ست که برای تنظیم انحنای دسته به کار می‌رود 6ـ Inlays تزئیناتی هستند که نقش راهنما را دارند و معمولاً پشت فرت‌های 3 5 7 9 12 15 17 19 21 24 قرار می‌گیرند 7ـ دسته 8ـ پاشنه (اتصال بدنه با دسته( 9ـ بدنه 10ـ پیکاپ‌ها (pickups) 11ـ قسمت‌های مربوط به مدار الکتریکی (تنظیمات ولوم و تن صدا) 12ـ خرک پایینی (Bridge) 13ـ صفحه پیک گارد (گاهی برای مخفی کردن مدارها و گاهی صرفا برای جلوگیری از خش‌دار شدن رنگ بدنه در اثر برخورد پیک به مرور زمان) 14ـ صفحه پشتی 15ـ صفحه جلویی 16ـ قسمت‌های جانبی 17ـ سوراخ صدا معمولا دارای تزئینات زیبا به نام rـsset 18ـ سیم‌ها 19ـ saddle تنظیم‌کننده ارتفاع هر سیم 20ـ فرت بورد (چوبی که فرت‌ها روی آن کوبیده شده‌اند( اجزای گیتار ,گیتارها را به شیوه‌های مختلفی می‌توان دسته بندی کرد. در این بین اگر بخواهیم از لحاظ صوتی آن‌ها را دسته بندی کنیم، که مسلما برای یک ابزار موسیقی مناسب‌ترین روش خواهد بود. انواع گیتار ,گیتار آکوستیک گیتاری است که وسیله‌ای جز بدنه آن صدای سیم‌ها را تقویت نمی‌کند، صدای سیم‌ها تنها در بدنه چوبی توخالی آن تقویت مي شود و به گوش می‌رسد. این نوع از گیتار معمولاً شش سیم فلزی دارند که ضخامت آن‌ها از زیرترین سیم تا بم‌ترین سیم به طور معمول بین 13 تا 56 هزارم اینچ می‌باشد. بدنه از اتصال صفحه چوبی پشتی، صفحه چوبی جلویی، و دو قسمت چوبی انحنادار کناری ساخته می‌شود، که صفحه بالایی معمولاً دارای سوراخ یا سوراخ‌های بزرگی است که به واسطه شکل و محل قرار گرفتنشان می‌توانند ویژگی‌های آکوستیکی خاصی به ساز بدهند. **گونه اسپانیایی گیتار آکوستیک با عنوان گیتار فلامنکو شناخته می‌شود. که نامش را از سبک زیبای فلامنکو به ارث برده‌است. گیتار زمانی وارد موسیقی فلامنکو شد که اسپانیایی‌ها فلامنکو را با سازهای دیگری می‌نواختند. پس از آن گیتار به شدت بر این موسیقی تاثیر گذاشت و هم اکنون کاملا به آن وابسته‌است. انواع گیتارهای آکوستیک ,ـ انواع رزوناتور گیتارها را از جنبه‌های دیگری هم می‌توان دسته بندی کرد: ـ از نظر طول گام دسته (Scale Size): ـ تنور (با گام دسته در حدود 21 تا 23 اینچ) ـ معمولی (با گام دسته در حدود 24 تا 25.5 اینچ) ـ باریتون (با گام دسته در حدود 26 تا 28 اینچ) ـ بیس (با گام دسته در حدود 30 تا 36 اینچ) ـ از نظر تعداد و جنس سیم‌ها: ـ چهار و پنج سیم (معمول در انواع گیتاربیس) ـ شش سیم (معمول در انواع گیتار و گاهی در گیتاربیس) از جنس فلز (معمول در انواع گیتار آکوستیک) از جنس نایلون (معمول در انواع گیتار کلاسیک) ـ هفت و هشت سیم (گاهی در انواع گیتار الکتریک) ـ دوازده سیم به صورت شش سیم دوبله (گاهی در انواع گیتار الکتریک) ـ از نظر شیوه صدابرداری ـ آکوستیک (بدون واسطه توسط میکروفون) ـ الکتریک (با استفاده از پیکاپ گیتار با بدنه فلزی ,آموزش موسیقی به کودکان نیاز به روشهای وِیژه دارد، آنها هنر فراگیری را نمی دانند. بطور کلی چندین روش بعنوان روشهای آموزش موسیقی کودک در دنیا وجود دارد که در حقیقت تدوین این روشها از ابتدای قرن بیستم بنا به ضرورت و نیاز به روشهای موثر و مفید آموزشی و وجود آشفتگی و سردرگمی فراوان در امر آموزش موسیقی کودک بوجود آمده است. اولین کسی که به تدوین روشهای صحیح و کامل موسیقی پرداخت یک پزشک ایتالیایی بنام "کلودید مونته سوری " (Claudio Montessory) می باشد، که حرفه اصلی او موسیقی نبود و اطلاعات زیادی در این مورد نداشته است. بعد ها افراد دیگری که بیشتر آنها از اهالی سوئیس بودند با بکارگیری شیوه های علمی تر دامنه وسیعتری را در این زمینه بوجود آورند. مانند: "امیل ژاک دالکروز (Emile Jaqucs Dalcroze 1865 -1950)، "کارل ارف (Karl Orff 1895-1982)، "زلتان کدای (Zoltan Kodaly) که سیستم مجارستانی را ابداع نمود. البته باید متذکر شویم که همگی آنها در یک محدوده جغرافیایی زندگی می کردند. بعد از دو یا سه نسل، "ادگار ویلمز" (Edgar Willcms) و "مارتینو (Martinoe) سیستمهای جدیدی را بنیانگذاری نمودند، و تحول چشمگیری در عرضه آموزش موسیقی کودک بوجود آوردند. خاتمه جنگ جهانی دوم، مصادف بود با پیدایش دو سیستم متفاوت در دو منطقه دنیا، یکی سیستم "سوزوکی" (Suzuki Shinchi 1898-1998) در ژاپن و دیگری سیستم "مانهاتان" (Manhatan Vill) در ایالات متحده آمریکا. این هشت روش تا امروز هر کدام بنحوی اجرا شده و هر یک ویژگی خاص خود را دارا می باشد. در اینجا به بررسی هر یک از این روشها می پردازیم: کودید مونته سوری : همانطور که گفته شد او یک پزشک بود که به هیچ وجه موسیقی نمی دانست. وی در سال 1907 "خانه کودکان" را برای کودکان 3 تا 7 ساله تاسیس نمود و سعی کرد مسائل آموزشی تربیتی کودکان معلول را مطرح کند و از همین طریق به موسیقی دست یافت. بنابراین، آراء نظرات "مونته سوری" اصلا" موسیقیایی نبودند، بلکه تعلیم و تربیتی بودند. مونته سوری معتقد بود کودک باید در فرایند آموزشی خود عامل فعالی باشد یا باید به او عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه کرد. کودک کسی نیست که فقط در معرض اتفاقات قرار گیرد، بلکه کسی است که باید بوسیله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همین خاطر ما باید دائما" ساختمان تجربه مداومی را پی ریزی کنیم، چون کودک در هر لحظه ممکن است حرکت متفاوتی را انجام دهد. پس روش آموزش به خود کودک بستگی دارد. اولین نتیجه ای که می توان از این روش گرفت این است که فرآگیری کودک بسیار آزاد است و آنرا در هیچ سیستمی نمی توان محدود کرد و به عقیده او اشیاء بهترین مربیان هستند. او محیطی را بوجود آورد که در آن اشیاء همگی واقعی هستند، یعنی هیچ اسباب مصنوعی وجود ندارد. مونته سوری معتقد است کودک را نباید رها کرد بلکه مربی باید گام به گام با او حرکت کند. البته نه اینکه مثل کودکان رفتار کند، ولی حتی الامکان سعی نماید بیاموزد که چگونه با کودک رفتار کند. مونته سوری پس از همکاری با دوست موسیقیدانش "ماچرونی" (Maccriaronni) ساس دوره های آموزشی خود را بر مبنای درک مفاهیم موسیقی بنیانگذاری کرد. ابتدا صدا ها را دسته بندی نمود و با شیوه های مختلف کودکان را آزمود و تمریناتی را در جهت دقیق شنیدن صداها بعنوان برترین نمود آموزش موسیقی پایه ریزی کرد و معتقد بود بسیاری از فعالیتهای صدایی و غیر صدایی باید به آواز خواندن منجر شود. یعنی بچه ها صداهایی را که می شنوند باید بخوانند. نکته مهم دیگری که در روش مونته سوری حائز اهمیت است، حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود. برای این منظور نیز "ماچرونی" با تغییر سرعت در قطعاتی که توسط پیانو می نواخت به کودکان می آموخت که چگونه به صداهای مختلفی که با سرعتهای متفاوت اجرا می شوند عکس العمل نشان دهند. علی رغم نکات مثبتی که در روش مونته سوری وجود داشت، بسیاری از نقطه نظرات او به زودی به فراموشی سپرده شد. چراکه او به کار گروهی اعتقادی نداشت و تجربیاتش بسیار فردی بود. ولی یک نقطه نظر اساسی مونته سوری هیچگاه از یاد نرفت و آن هم این بود : "بچه ها باید بیاموزند چگونه بیاموزند!؟" تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا

ساز ترومپت 1397/6/19

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,ساز بادی به سازی گفته می‌شود که تولید صدا در آن از طریق دمیده شدن هوا در آن تولید گردد.,سازهای بادی از اولین آلات موسیقی بودند که به دست بشر ساخته شدند. انسان‌های قرون گذشته آموخته بودند که با دمیدن در مخروط، برگ، یا حتی شاخ حیوانات می توانند صدایی بلند و بوقی مانند تولید کنند. آن‌ها با استفاده از این دانش به ساختن آلات موسیقی کنونی پرداختند.ریشه سازهای بادی کنونی از همان سازهای بادی اولیه است که از نظر ساختمان و چگونگی تولید صدا به دو دسته کلی تقسیم می شود: • سازهای بادی چوبی • سازهای بادی برنجی تقسیم بندی سازهای بادی سازهای بادی چوبی خود به سه دسته تقسیم میشوند : • سازهای بادی چوبی بی زبانه • سازهای بادی چوبی تک زبانه • سازهای بادی چوبی دو زبانه اصطلاح "چوبی" و یا "برنجی" بدان معنا نسیت که آن ساز از چه جنسی ساخته شده، بلکه این طبقه بندی بر پایه چگونگی و نحوه تولید صدا در دهنی آن‌ها مربوط می‌شود. مثلاً فلوت جزءسازهای بادی چوبی محسوب می‌گردد، هرچند که بدنه آن از فلز است. یا فلوت ریکوردر که در گذشته بسیار رایج بود و از چوب ساخته می‌شد و امروز برای آموزش موسیقی به کودکان رواج دارد و از پلاستیک ساخته می‌شود ولی جزو سازهای بادی چوبی است. تاریخچه

تدریس مبتدی و پیشرفته سنتور 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. یک جلسه خصوصی نیم ساعته است. یک جلسه گروهی یک و نیم ساعته. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,سنتور، یا آنچنان که استاد ابوالحسن خان صبا گاه می‌نوشت: سنطور، در سال‌های پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. شمار کمی سنتور می‌نواختند و شمار کمتری نیز سنتور می‌ساختند و می‌آموختند.,نوازندگی سنتور با دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته می‌شود، انجام می‌شود. مضراب ها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیش‌تر به مضراب ها نمد می‌چسبانند که باعث نرمتر شدن و کم زنگ تر شدن آوای سنتور می‌شود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضراب ها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضراب ها که بیش‌تر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا می‌شود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دست‌ها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با آزمون فراوان بدست می‌آید. سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، می‌تواند با آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تکنوازی و همنوازی را دارا می‌باشد. برابر نیمه زندگانی آزمون سنتورنوازان، به کوک کردن آن می‌گذرد. چون کوبه‌های مداوم مضراب روی سیم‌ها و تاثیر گذاری نم و گرما روی چوب و سیم‌ها کوک را به هم می‌زند و 72 سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته می‌شود که همراه با زیبایی، بسیاری از پیامدهای پزشکی می‌تواند روی آوا و کوک آن تاثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های کارکشته را برای یک کوک دلخواه ناکام می‌گذارد. نوازندگی سنتور

هفت قطعه برای ویلن و پیانو 1397/6/14

تالیف : خلیل ا.. واعظی اقتباس گرفته شده از صفر تا سفر. ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,

کامل ترین کتاب آموزش اُرف به همراه کلام و سلفژ 1397/6/14

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. ,این کتاب اصول و مبانی آموزش گام به گام موسیقی کودک و نوجوان مبتنی بر شیوه اُرف به همراه کلام و سلفژ در قالب ملودی و شعر برای سنین 3 تا 12 سال تدوین شده است که برای نخستین بار ساز شناسی و پوزوسیون طی دروس و تمرین هنر جویان آموزش و در پایان دوره صفحاتی برای آزمون هنرجو و گواهی پایان دوره اختصاص داده شده است.

آموزش تئوری موسیقی 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,نواک: مسلما صداهای موسیقیایی می‌توانند در سطح‌های مختلف زیر و بمی حاصل شوند. مثلا می‌دانید که صدای اصلی مردان از زنان و کودکان بم تر است و از نظر فیزیک، فرکانسهای آن دارای طول بیشتری هستند و صدای کودکان نسبت به صدای مردان زیر تر است که فرکانسهای آن دارای طول کمتری هستند. پس به این( زیر وبم) بودن صدا نواک می‌گویند. دیرند: به ارزش زمانی کشش صدا دیرند می‌گویند. مثلا اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن بکشیم صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدت کمتر پدید می‌آید. شدت: صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشند مثلا اگر مضراب سنتور را یک بار با ملایمت و بار دیگر به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی خواهد بود. طنین و رنگ: مثلا فرض کنید یک پیانو و گیتار الکتریک که هر دو همزمان در حال نواختن یک قطعه می‌یاشند تنها فرق بین صدای این دو ساز جنس صدای آنهاست. پیانو صدایی نرم و آرام بخش دارد ولی گیتار الکتریک صدایی خشن و هیجانی دارد. دقیقا همین تفاوت ( جنس صدا ) را طنین و رنگ می‌گویند. مشخصه‌های صدای موسیقیایی ,قراردادی است که با نشان دادن جای یک نت خاص در پنج خط حامل، به طور طبیعی جای دیگر نت ها را نیز مشخص می کند. در تئوری موسیقی کلاسیک غرب سه نوع کلید وجود دارد: 1- کلید سل: محل نت سل بعد از دو میانی* را مشخص می کند که همواره روی خط دوم حامل قرار می گیرد. 2- کلید دو: محل نت دو میانی* را مشخص می کند که در گذشته روی خط های اول، دوم، سوم و چهارم حامل قرار می گرفته، اما در حال حاضر تنها روی خط سوم (و به ندرت خط چهارم) قرار می گیرد. 3- کلید فا: در گذشته روی خطوط سوم و چهارم قرار می گرفته و مکان نت فا قبل از دو میانی* را مشخص می کرده، اما امروزه تنها روی خط چهارم قرار می گیرد. در تقسیم بندی امروزی صداهای موسیقی، ۴ گروه در نظر گرفته می شوند که به ترتیب از زیر به بم شامل سوپرانو (کلید سل)، تنور (کلید دو خط سوم)، آلتو (کلید دو خط چهارم) و باس (کلید فا خط چهارم) می شوند، که باز از میان این ها کلید سل و فا به ترتیب پراستفاده ترین ها هستند. مفهوم کلید در موسیقی,تعریف حامل: پنج خط موازی و هم فاصله با هم به صورت افقی را گویند که نت های موسیقی روی خط¬¬¬¬ ها، بین خطوط، و یکی بالا و یکی پایین پنج خط حامل قرار می گیرند: خطوط حامل از پایین به بالا از 1 تا 5 شماره گذاری می شوند. هرچه نت ها به سمت بالا می روند زیرتر و هرچه به سمت پایین می آیند بم تر می شوند. پس چنانچه به صورت قراردادی جای یکی از نت ها را مشخص کنیم (برای مثال خط دوم را سل بنامیم) جای دیگر نت ها خود به خود مشخص خواهد شد. خطوط کمکی: از آن جایی که این 5 خط تنها توانایی نشان دادن 11 نت را دارند، برای گسترش دادن محدوده ی صدایی حامل، از خطوطی کوچک و موازی خطوط حامل در بالا و پایین آن استفاده می کنیم که با استفاده از 4 تا 5 خط کمکی از بالا و از پایین مجموع تعداد نت های ما 31 عدد خواهد شد، اما این محدوده هم چنان برای سازهایی چون پیانو کوچک است نت ها به ترتیب از نت "دو" تا نت "سی" زیر می شوند و برعکس. لازم است ترتیب نت ها چه به صورت زیرشونده و چه به صورت بم شونده، از هر نتی یادگرفته شود. از آنجایی که دامنه ی صداهای موسیقی بسیار بیشتر از 7 نت است (بیشترین دامنه ی صوتی موسیقیایی از آن ارگ کلیساست) برای راحت شدن یادگیری از این 7 نت به صورت تناوبی استفاده می شود. دو ر می فا سل لا سی دو ر می فا سل لا سی دو ر می فا سل لا سی دو ر می فا سل لا سی دو ر می .... تعریف اکتاو: به فاصله ی میان هر نت تا نت هم نام بعد از خودش یک اکتاو گویند که فرکانس نت دوم در این حالت دو برابر فرکانس نت اول شده است. گفتنی است دامنه ی صدایی پیانو، 7 اکتاو و 2 نت و دامنه ی صدایی ارگ کلیسا 9 اکتاو می باشد. حامل, 1. نواک/ زیروبمی/ زیرایی (pitch): برای مثال صدای کودکان و خانم ها از صدای آقایان زیرتر است و یا کلاویه های سمت راست پیانو از کلیدهای سمت چپ آن زیرترند. 2. دیرند/ کشش/ امتداد (duration): به مدت زمانی که یک صدا طول می کشد گویند. 3. شدت/ دینامیک (dynamics): میزان قوی (بلند) و یا ضعیف (کم) بودن صدا. 4. رنگ/ طنین/ شیوش (timbre): تفاوت صدای ایجاد شده توسط پیانو و ویولون و یا دو انسان که دارای نواک و دیرند و شدت یکسان باشد. برای نگارش موسیقی باید از خطی استفاده کنیم که قابلیت پیاده شدن این ویژگی ها روی آن وجود داشته باشد. صوت (صدا): در نتیجه ی ارتعاش یک جسم تولید می شود و در محیط مادی مانند هوا یا آب، به صورت موج انتشار می یابد و به گوش ما می رسد. ویژگی های صوت موسیقیایی, 1. بسامد (فرکانس): تعداد حرکت تناوبی ارتعاشی در واحد زمان را گویند که با واحد هرتز (Hz) سنجیده می شود. هرچه بسماد بیشتر باشد، صدا زیرتر است و بعکس. گوش انسان صداهای بین حدود 20 تا 20000 هرتز را می شنود. 2. طول موج: به فاصله ی افقی یک دوره تناوب گویند که با واحد متر (m) اندازه گیری می شود. هر چه طول موج بیشتر باشد، صدا بم تر است و بعکس. 3. دامنه: حداکثر فاصله ی یک دوره تناوب موج از خط میانی تعادل. هرچه دامنه بلندتر باشد، صدا شدیدتر (بلندتر) است و بعکس. 4. طنین/ رنگ/ شیوش صدا: برای مثال اگر یک بسامد معین را با طول موج و دامنه ی یکسان توسط سازهای ویولون و پیانو ادا کنیم، تفاوت ایجاد شده ناشی از تفاوت رنگ صدایی آن هاست. ویژگی های صوت, 1. صداهای غیرموسیقیایی: صداهای ناگهانی و یا ممتد و... 2. صداهای موسیقیایی: صداهایی جز موارد بالا که عموما توسط سازهای موسیقی تولید می شوند. بحث ما درباره ی صداهای موسیقیایی است، ابتدا باید ویژگی های این اصوات را بشناسیم تا برای پیاده کردن آن ها از خط و زبان مناسب استفاده کنیم. تئوری موسیقی (کلاسیک غرب) که هدف این وبلاگ می باشد، در حالت کلی به دو بخش پایه و پیشرفته تقسیم می شود. مباحثی که در این وبلاگ بحث خواهند شد عموما در رده ی تئوری موسیقی پایه جای می گیرند و به صورت زیر در سه بخش تقسیم بندی می شوند: انواع صوت,بخش اول: کلیات (صوت و ویژگی ها و انواع آن ـ صوت موسیقیایی و ویژگی های آن - الفبای موسیقی و نام نت ها ـ حامل و انواع آن - کلیدها و بخش های صدایی ـ دیرند نت ها و ریتم ـ وزن و ضرب ـ عدد میزان های ساده + ترکیبی ـ تاکید - ...) بخش دوم: فواصل موسیقیایی (پرده و نیم پرده ـ علائم ترکیبی و عرضی ـ فواصل ترتیبی ـ فواصل خوشایند و ناخوشایند - ...)، گام های موسیقیایی (تعریف گام ـ گام های کروماتیک ـ مد گام های دیاتونیک ماژور ـ سری دیز ها و بمل های گام های دیاتونیک ماژور ـ مد گام های دیاتونیک مینور ـ سری دیزها و بمل های گام های دیاتونیک مینور ـ گام های مینور تئوریک، هارمونیک و ملودیک - گام های نسبی مینور و ماژور ـ دایره ی پنجم ها - ...) بخش سوم: تاریخچه ی حامل و کارکردهای آن، تکمیل بحث گام ها (مدهای قرون وسطی و باروک)، انتقال و مدولاسیون، تکمیل مباحث ریتمیک و متریک (عدد میزان های لنگ و مخلوط و... ـ وزن گزینی)، مقدمه ای بر آکورد شناسی* (تعریف آکورد ـ آکوردهای سه صدایی/تریادها ـ انواع آکروهای سه صدایی ـ حالت های آکوردهای سه صدایی ـ چهاربخشی کردن آکوردهای سه صدایی ـ آشنایی اجمالی با دیگر انواع آکوردها)، آشنایی با هارمونی از جمله بحث های تئوری موسیقی پیشرفته می توان به موارد زیر اشاره کرد که عموما دارای بخش های عملی نیز می باشند: هارمونی ـ کنترپوآن ـ مبانی آهنگسازی ـ سازشناسی ـ ارکستراسیون ـ فرم های موسیقی ـ اصول رهبری ارکستر و ... تئوری موسیقی پایه

آموزش ارف 1397/6/18

ساعات کلاس ها هر روز از ده صبح تا ده شب می باشد. ساعات کلاس ها به انتخاب خود هنرجو می باشد. هفته ای دو جلسه تشکیل می شود. **آموزش همه کلاس ها توسط اساتید مجرب ** ,سازهای ارف بخش مهمی از روش ارف را تشکیل می دهند. در این شیوه سازهای ضربه ای ویژه ای جهت کمک به توسعه ضرب آهنگ و مفهوم ملودی در کودک طراحی شده است، سازهای ارف شامل زیلوفون(باس،آلتو،سوپرانو)و متالوفون (باس،آلتو،سوپرانو) و گلوگن اشپیل (آلتو ، سوپرانو) می باشد. روش ارف وابستگی زیادی به حرکت در بیان موسیقی دارد.کودکان خردسال حرکات را با بدنشان کشف می کنند و به نظر می رسدکه همه کودکان می توانند موسیقی را با بدن خودشان بیان کنند و ملودی را به طور خودجوش و با کمک حرکات اجرا کنند . با بررسی روش ارف بنظر می رسد، چنانچه این روش آموزش موسیقی کودک درست اجرا شود می تواند در توانمند کردن کودکان و درک صحیح مفاهیم موسیقیایی به طور چشمگیری موثر باشد.هدف از آموزش موسیقی در روش ارف ارائه مهارتهایی است که کودکان می توانند به واسطه آن به کشف دنیای جدیدی دست یابند، دنیایی که خلاقیت رکن اساسی آن است. ,بدیهی است که در امر مهم آموزش موسیقی مقاله ها ، تجربه ها و آمارهای گوناگون وجود دارد .اما با توجه به تجربه شخصی بنده و شناختی که در طی سالیان طولانی تدریس از استعداد نهفته کودکان کسب نموده ام ، بدیهی است که بهترین سن برای آموزش جدی موسیقی همان سنین کودکی است . یعنی کودک همزمان با کسب دیگر مهارتهای زندگی در مسیر کسب مهارتهای هنری نیز هدایت خواهد شد .البته این بدان معنا نیست که سنین دیگر برای آموزش موسیقی دیر است . و مثلا یک فرد پانزده ساله فکر کند که دیگر زمان مناسبی برای یادگیری موسیقی نیست . توصیه بنده به همه این می باشد که در هر سنی هستید موسیقی را شروع کنید و از این دنیای زیبا و منظم وطبیعی لذت ببرید .زمان مناسب برای شروع فراگیری موسیقی ,یکی از مهمترین نکاتی که در فراگیری موسیقی باید به آن توجه نمود انتخاب مربی است . بهترین مربی کسی است که با حوصله و با تجربه باشد . دارای سواد آکادمیک باشد . اخلاقش با خلق و خوی شما نزدیک باشد . با نظم و آراسته باشد .( به خصوص برای آموزش کودکان )توجه داشته باشید که همواره برای تغییر مربی آماده باشید زیرا برای دوره های فراگیری متفاوت که در فصل بعد به آن اشاره میکنم لازم است که معلمان متفاوت را تجربه کنید . البته باید ذکر نمود که این تغیرات حتما باید طبق اصول و ضوابط خاص انجام شود و کارشناسی لازم در این مورد صورت گیرد . زیرا همانقدر که تغییر مربی در سطوح متفاوت مفید است ، به همان اندازه ، تغییر معلم در زمان نا مناسب بسیار مضر خواهد بود . زمان بندی دوره های فراگیری موسیقی برای یک ساز خاص، فراگیری کامل یک ساز به طور کلی به دوره های زیر تقسیم می شود : 1ـ مقدماتی 2ـ متوسطه 3ـ پیشرفته 4ـ استادی انتخاب مربی ,آموزش موسیقی به کودکان نیاز به روشهای وِیژه دارد، آنها هنر فراگیری را نمی دانند. بطور کلی چندین روش بعنوان روشهای آموزش موسیقی کودک در دنیا وجود دارد که در حقیقت تدوین این روشها از ابتدای قرن بیستم بنا به ضرورت و نیاز به روشهای موثر و مفید آموزشی و وجود آشفتگی و سردرگمی فراوان در امر آموزش موسیقی کودک بوجود آمده است. اولین کسی که به تدوین روشهای صحیح و کامل موسیقی پرداخت یک پزشک ایتالیایی بنام "کلودید مونته سوری" (Claudio Montessory) می باشد، که حرفه اصلی او موسیقی نبود و اطلاعات زیادی در این مورد نداشته است. بعد ها افراد دیگری که بیشتر آنها از اهالی سوئیس بودند با بکارگیری شیوه های علمی تر دامنه وسیعتری را در این زمینه بوجود آورند. مانند: "امیل ژاک دالکروز" (Emile Jaqucs Dalcroze 1865 -1950)، "کارل ارف" (Karl Orff 1895-1982)، "زلتان کدای" (Zoltan Kodaly ) که سیستم مجارستانی را ابداع نمود. البته باید متذکر شویم که همگی آنها در یک محدوده جغرافیایی زندگی می کردند. بعد از دو یا سه نسل، "ادگار ویلمز" (Edgar Willcms) و "مارتینو" (Martinoe) سیستمهای جدیدی را بنیانگذاری نمودند، و تحول چشمگیری در عرضه آموزش موسیقی کودک بوجود آوردند. خاتمه جنگ جهانی دوم، مصادف بود با پیدایش دو سیستم متفاوت در دو منطقه دنیا، یکی سیستم "سوزوکی" (Suzuki Shinchi 1898-1998) در ژاپن و دیگری سیستم "مانهاتان" (Manhatan Vill) در ایالات متحده آمریکا. این هشت روش تا امروز هر کدام بنحوی اجرا شده و هر یک ویژگی خاص خود را دارا می باشد. در اینجا به بررسی هر یک از این روشها می پردازیم: کودید مونته سوری : همانطور که گفته شد او یک پزشک بود که به هیچ وجه موسیقی نمی دانست. وی در سال 1907 "خانه کودکان" را برای کودکان 3 تا 7 ساله تاسیس نمود و سعی کرد مسائل آموزشی تربیتی کودکان معلول را مطرح کند و از همین طریق به موسیقی دست یافت. بنابراین، آراء نظرات "مونته سوری" اصلا" موسیقیایی نبودند، بلکه تعلیم و تربیتی بودند. مونته سوری معتقد بود کودک باید در فرایند آموزشی خود عامل فعالی باشد یا باید به او عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه کرد. کودک کسی نیست که فقط در معرض اتفاقات قرار گیرد، بلکه کسی است که باید بوسیله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همین خاطر ما باید دائما" ساختمان تجربه مداومی را پی ریزی کنیم، چون کودک در هر لحظه ممکن است حرکت متفاوتی را انجام دهد. پس روش آموزش به خود کودک بستگی دارد. اولین نتیجه ای که می توان از این روش گرفت این است که فرآگیری کودک بسیار آزاد است و آنرا در هیچ سیستمی نمی توان محدود کرد و به عقیده او اشیاء بهترین مربیان هستند. او محیطی را بوجود آورد که در آن اشیاء همگی واقعی هستند، یعنی هیچ اسباب مصنوعی وجود ندارد. مونته سوری معتقد است کودک را نباید رها کرد بلکه مربی باید گام به گام با او حرکت کند. البته نه اینکه مثل کودکان رفتار کند، ولی حتی الامکان سعی نماید بیاموزد که چگونه با کودک رفتار کند. مونته سوری پس از همکاری با دوست موسیقیدانش "ماچرونی" (Maccriaronni) اساس دوره های آموزشی خود را بر مبنای درک مفاهیم موسیقی بنیانگذاری کرد. ابتدا صدا ها را دسته بندی نمود و با شیوه های مختلف کودکان را آزمود و تمریناتی را در جهت دقیق شنیدن صداها بعنوان برترین نمود آموزش موسیقی پایه ریزی کرد و معتقد بود بسیاری از فعالیتهای صدایی و غیر صدایی باید به آواز خواندن منجر شود. یعنی بچه ها صداهایی را که می شنوند باید بخوانند. نکته مهم دیگری که در روش مونته سوری حائز اهمیت است، حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود. برای این منظور نیز "ماچرونی" با تغییر سرعت در قطعاتی که توسط پیانو می نواخت به کودکان می آموخت که چگونه به صداهای مختلفی که با سرعتهای متفاوت اجرا می شوند عکس العمل نشان دهند. علی رغم نکات مثبتی که در روش مونته سوری وجود داشت، بسیاری از نقطه نظرات او به زودی به فراموشی سپرده شد. چراکه او به کار گروهی اعتقادی نداشت و تجربیاتش بسیار فردی بود. ولی یک نقطه نظر اساسی مونته سوری هیچگاه از یاد نرفت و آن هم این بود : " بچه ها باید بیاموزند چگونه بیاموزند!؟" تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا,پژوهشگران می گویند نتایج تحقیقات گوناگون نشان می دهد که موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا ۷ درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کرده‌اند افرادی که می‌توانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفق‌ترند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را می‌نوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر می‌دهند که این عامل در نهایت می‌تواند به بهبود مهارتها و تواناییهای ادراکی آنها منجر شود. حتی نواختن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا ۷ درجه افزایش دهد. محققان در این باره اعلام کردند: شواهد نشان می‌دهد مغز موسیقی‌دانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد. نواختن موسیقی سبب می‌شود قسمتهای خاصی از مغز که وظیفه پردازش و نواختن یک آهنگ خاص را دارند تقویت شوند. این قسمتها همچنین وظایف دیگری مانند تواناییهای حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیره‌سازی اطلاعات را دارند و زمانی که فردی شروع به آموختن نواختن یک ساز می‌کند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد کرده و عملکرد آنها طی دوران آموزش روز به روز بهتر می‌شود. لوتز جانک، روانشناس دانشگاه زوریخ، در این‌باره گفت: «آموختن موسیقی بدون شک فواید زیادی برای مغز انسان دارد تا جایی که می‌تواند ضریب هوشی (IQ) فرد را تا ۷ امتیاز افزایش دهد. ما در بررسی‌های خود متوجه شدیم که حتی افراد بالای ۶۵ سال‌ هم، ۴ یا ۵ ماه بعد از شروع به آموزش نواختن یک ساز تغییرات زیادی در مغزشان به وجود می‌آید. حتی چند هفته بعد از شروع آموزش موسیقی نشانه‌های مثبتی در مغز سالمندان دیده می‌شود که این تغییرات در نهایت سبب می‌شود سالمندان ابتلا به بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر را به تأخیر بیندازند و حتی از بروز بعضی از فلجی‌ها که به خاطر کاهش عملکردی مغز به وجود می‌آید پیشگیری می‌شود.»موسیقی روی هر دو نیمکره مغزی انسان تأثیر‌گذار است و باعث تقویت هر دو بخش می‌شود. قسمتهایی از مغز افرادی که موسیقی می‌نوازند و وظیفه کنترل قدرت شنیداری، حافظه و قسمتهایی که وظیفه کنترل دستها را دارند در حین آموزش موسیقی به بهترین شکل تمرین داده می‌شوند و تقویت می‌شوند. موسیقی به دو شکل می‌تواند به بهبود وضع جسمی و روحی فرد کمک کند به طوری که در فرد شنونده باعث تحریک واکنش‌های عاطفی و ذهنی فرد می‌شود و در فرد نوازنده که خود نیز در ایجاد موسیقی فعال است، علاوه بر تحریک عواطف موجب تقویت ارتباط جسم و ذهن شده و به هماهنگی این ارتباط در بدن کمک می‌کند. از آنجایی که نواختن موسیقی به صورت گروهی یا فردی انجام می‌شود و تأثیر آن نیز بر روح متفاوت است بنابراین تأثیر نواختن و یا شنیدن آن می‌تواند غمگین کننده، اضطراب آور یا نشاط بخش و آرام‌کننده باشد. جانک در ادامه گفت: «در مورد کودکان ما متوجه شدیم یاد گرفتن موسیقی به آنها نظم و توجه بیشتر و برنامه‌ریزی را می‌آموزد که همه این تواناییها برای بهبود عملکرد این کودکان در طول دوران تحصیل آنها در مدرسه و دانشگاه بسیار مفید است. کودکانی که موسیقی را فرا‌می‌گیرند با سرعت بیشتری می‌توانند خود را با آموزش زبان… دوم تطبیق دهند و کلمات را مدت زمان بیشتری در ذهن خود نگاه دارند. البته نواختن موسیقی تنها روش برای تقویت این مهارتها نیست، اما ما مطمئنیم این روش میتواند درکنار دیگر متدها کمک مؤثری به انسانها کند. زمانی که شما در حال آموزش موسیقی هستید باید نت‌های موسیقی را بیاموزید، زمانبندی‌ها را رعایت کنید و بتوانید صداها را بهتر به ذهن خود بسپارید. تقویت همین مهارتها به شما کمک می‌کند زبانهای جدید را بهتر بیاموزید و کلمات را مدت طولانی‌تری در ذهن خود به خاطر بسپارید. موسیقی آن چنان تأثیری روی انعطاف‌پذیری مغز دارد که ما به دنبال استفاده از آن برای کمک به بیماران ذهنی هستیم و تحقیقات زیادی در مورد علم موسیقی – درمانی هم‌اکنون در نقاط مختلف جهان در حال انجام است.» از طرف دیگر، قرار گرفتن کودکان درمعرض موسیقی حال چه آنها موسیقی را بنوازند وچه به آن‌ گوش بدهند اثرات بسیار مفیدی روی قدرت شنیداری آنها دارد. محقق دونالد هاگس، استاد دانشگاه کارولینا، دراین باره گفت: «هیچ چیزی مانند موسیقی نمی‌تواند همه قسمت‌های مغزی را فعال کند. زمانی که کودکان با موسقی آشنا می‌شوند قسمت‌های زیادی از مغز آنها به طور همزمان تقویت می‌شوند که از جمله آن می‌توان به مرکز زبان‌آموزی و محاسباتی اشاره کرد. کودکانی که موسیقی گوش می‌دهند قدرت شنیداری آنها به طورقابل توجهی افزایش پیدا می‌کندکه همین عامل سبب می‌شود مهارت‌های زبان‌آموزی آنها رشد چشمگیری داشته باشد. این کودکان بهتر می‌توانند الگوهای زبانی را تقلید کرده و فراز و فرودهای خاص هر زبان را تحلیل کنند که همه این مسائل به بهترین شکل می‌توانند روی مهارت‌های زبان‌آموزی تأثیر مثبت داشته باشد. جالب این‌جاست که هیچ‌گاه برای آشنا کردن کودکان با موسیقی دیر نیست. تحقیقات نشان داده که کودکان حتی قبل از تولد نیز می‌توانند به صدای موسیقی گوش داده و آن را به خاطر بسپارند. کودکانی که موسیقی می‌آموزند در امتحاناتی که رابطه مستقیم با قدرت شنیداری دارند نتایج بسیار بهتری می‌گیرند. هرچه زمانی که کودکان در طول هفته به یادگیری موسیقی اختصاص می‌دهند بیشتر باشد به همان میزان قدرت شنیداری آنها نیز بیشتر است. بررسی‌ها نشان می‌دهد کودکانی که قبل از شروع امتحانات خود به موسیقی‌های اجرا شده توسط موتزارت گوش می‌دهند در امتحانات نتایج بهتری می‌گیرند. این نتایج به خصوص در درس ریاضیات بیشتر به چشم می‌خورد که نشان از تأثیر مثبت موسیقی در قدرت پردازش مغزی دارد. موسیقی همچنین می‌تواند روی رفتار کودکان تأثیر مثبتی داشته باشد به طوری که کودکان زمانی که به شکل گروهی اقدام به آموزش موسیقی می‌کنند با مفاهیمی مانند همکاری، بردباری و نظم گروهی آشنا شده و آنها را به طور عملی می‌آموزند. نواختن موسیقی به شدت حس اعتماد به نفس کودکان را افزایش می‌دهد.زمانی که کودکی قادر به نواختن یک ساز خاص است از طرف دیگران مورد تحسین واقع می‌شود و همین عامل تأثیر بسیار شگرفی در بالا رفتن اعتمادبه‌نفس در میان کودکان دارد. موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی کودکان و بزرگسالان را افزایش دهد

تاثیر موسیقی در کودکان 1397/6/18

موسیقى كلاسیك و تأثیر آن بر كودكان:جنین انسان، پس از گذشت 20 هفته از تشكیل نطفه مى تواند صداهاى خارج و موسیقى را بشنود. تحقیقات به عمل آمده نشان مى دهد آنها مى توانند آنچه را كه در محیط رحم مادرشان مى شنوند، پس از 12 ماه از تولد به خاطر آورند و در برابر آن واكنش نشان دهند. ,موسیقى كلاسیك و تأثیر آن بر كودكان:جنین انسان، پس از گذشت 20 هفته از تشكیل نطفه مى تواند صداهاى خارج و موسیقى را بشنود. تحقیقات به عمل آمده نشان مى دهد آنها مى توانند آنچه را كه در محیط رحم مادرشان مى شنوند، پس از 12 ماه از تولد به خاطر آورند و در برابر آن واكنش نشان دهند.

چه نوع موسیقى براى كودكان بهتر است؟ دكتر لامونت مى گوید: هر نوع موسیقى كه خودتان دوست دارید، قابل اجرا است و مى توانید از آن نیز براى جنین و یا كودك خود استفاده كنید ولى ترجیحاً آرامش بخش باشد. لازم به ذكر است، فركانس هاى بم و باس بهتر مى توانند در مایع درون رحم به حركت درآیند و براى جنین قابل شنیدن باشند.

موسیقى چه تأثیرى برجنین مى گذارد؟ در آزمایشهاى انجام شده روى یك خواننده اپرا به نام «كاترین سنگلتن» ((Kathryn Singleton)) اپرا، مشخص شد ضربان قلب كودك را تغییر مى دهد واین امر زمانى كه تنالیته وریتم موسیقى عوض مى شود، كاملاً محسوس است. لذا استفاده از موسیقى هاى كلاسیك بخصوص موسیقى موتسارت تأثیر بسزایى بر كودك وجنین دارد. یك خواننده پاپ اعتقاد دارد موسیقى را كه درزمان باردارى همسرش براى پسرشان اجرا كرده است، ماهها بعد از فراغت همسر از زایمان برفرزندشان تأثیرگذارده است. او مى گوید: قبل از آنكه پسرمان متولد شود ، بارها از یك موسیقى مشخص استفاده كردم. بعدها زمانى كه كودكمان 4 ماهه شد، هنگامى كه گریه مى كرد، با گوش دادن وشنیدن این آهنگ لبخند مى زد وساكت مى شد» . دكتر لامونت عقیده دارد؛ اگر درسه ماه آخر باردارى از یك موسیقى مشخص «ترجیحاً كلاسیك» براى جنین استفاده شود، او دریك سالگى با شنیدن آن واكنش نشان مى دهد وموسیقى را درك مى كند. به عقیده كاترین سنگلتن تأثیر موسیقى كه كودك دررحم مادر خود بارها گوش مى دهد حتى بیش از 12ماه است. او مى گوید: زمانى كه درماه پنجم باردارى خود بودم درحال اجراى قطعه موسیقى اى بودم وفرزندم درتمام این مدت این قطعه را مى شنیده است. هنگامى كه كودكم 5 سال داشت بار دیگر این قطعه را اجرا كردم و او به مدت 3 ساعت بدون آنكه كوچكترین حركتى از خودنشان دهد یا خسته شود به این اجرا گوش مى داد. موسیقى حتى پس از تولد كودك و بخصوص تا قبل از سن 7 سالگى نیز تأثیر بسیار زیادى درپرورش هوش وحافظه كودكان دارد. درسال 1993 دو فیزیكدان متخصص درامر پرورش وحافظه به نامهاى گوردون شاو Gorden shaw و فرانسیس رایچر Frabcix Rausche 10 دقیقه از ابتداى سونات نابغه بزرگ موسیقى كلاسیك ولفگانگ آمادئوس موتسارت را براى گروهى از دانشجویان دانشگاه كالیفرنیا اجرا كردند ونتیجه اى كه یافتند، افزایش موقتى حافظه آنها بود. دررابطه با این تأثیر باید بگوییم والدین آمریكایى براین باورند كه براى افزایش هوش وحافظه فرزندان از موسیقى هاى كلاسیك استفاده شود. درسال 1998 درایالت جورجیاى آمریكا دولتمردى به نام زل میلر ((Zell miller)) جهت جمع آورى یك CD از آثار كلاسیك تحت عنوان ((حافظه فرزندان خود را با موسیقى بسازید)) 105‎/000 پوند سرمایه گذارى كرد و به كلیه نومادرانى كه دربیمارستان ها درانتظار زایمان بودند ویا فارغ شده بودند ، یك نسخه از این CD را هدیه كرد. برخى از مردم به این عقیده اند كه تنها با گوش دادن به موسیقى تأثیرى بر روى كودكان صورت نمى گیرد بلكه باید ساز مشخصى را آموخت. یك مادر انگلیسى صاحب دو فرزند دختر مى گوید:پدر من در آمریكا تحصیل كرده و كتابهاى زیادى درباره روانشناسى كودكان خوانده است، او همیشه مى گفت: به موسیقى گوش كنید ولى بیشتر به موسیقى كلاسیك و از همه بیشتر به موسیقى موتسارت چه براى فرزندانتان، چه براى خودتان و چه براى جنین! دلیل آنكه تأكید بسیار زیادى بر موسیقى موتسارت بخصوص براى جنین شده است آن است كه ریتم موسیقى او 60 بار در یك دقیقه است كه ضربان قلب كودك نیز با این ریتم برابرى مى كند و بسیار شبیه و همگون است و به همین جهت موسیقى موتسارت تأثیر بسیار زیادى برجنین و كودك مى گذارد. همانطور كه قبلاً هم گفتیم آرامش و موسیقى كلاسیك در روحیه كودك و جنین تأثیر مثبت بیشترى دارد، تا یك موسیقى پر تلاطم و خشن اگر چه انواع مختلف موسیقى بر روى كودكان تأثیر خاص خود را مى گذارد، در مورد ریتم موسیقى باید بگوییم كه ما مى توانیم از برخى از موسیقى هاى راك یا پاپ و یا جاز كه با ریتم كلاسیك همگام باشند نیز استفاده كنیم. در مطالعه اى كه دكتر رایچر و همكارانش در آمریكا به عمل آوردند، نشان داده شده است كه درسهاى موسیقى و ارتباط دادن آنها با سازهاى گوناگون تأثیر بسزایى در هوش كودكان خواهد گذاشت.

منبع : ماهنامه موسیقی مقام

فراگیری موسیقی کودکان 1397/6/19

ریکوردر یکی از مناسبترین سازها برای شروع آموزش موسیقی به کودکان است. بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه دایم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند. ,ریکوردر یکی از مناسبترین سازها برای شروع آموزش موسیقی به کودکان است. بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه دایم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند. بسیاری از پدران و مادران که در دوران کودکی و نوجوانی توفیق یادگرفتن یکی از شاخه های هنر موسیقی را نداشته اند، هم اکنون با علاقه به موسیقی گوش می دهند و در عوض سعی میکنند تا فرزندان خود را از فراگیری این هنرروح نواز محروم نکنند.

کدام ساز اولین سوال برای هنرآموز یا والدین او این است که کدام ساز را آموزش ببیند و یا اینکه به رشته خوانندگی قدم بگذارد؟ کارشناسان آموزش موسیقی معتقد هستند که : "نوع ساز به هیچ وجه مهم نیست، نباید انتظار داشته باشید که فرزند شما همانند فلان موسیقی دان مهارت ساز زدن پیدا کرده و الگوهای قدیمی را دنبال کند. مهم آن است که فرزند شما بتواند با ساز انتخابی ارتباط برقرار کند و بتواند نوآوری های جدیدی در نواختن یا استفاده از ساز داشته باشد، موفقیت یعنی همین." امروزه اغلب کودکان با سازهایی مانند ویلن، ریکوردر و یا پیانو در شاخه غربی و با سازهایی چون سه تار و سنتور در شاخه ایرانی کار را آغاز می کنند. اما نکته مهم آن است که بتوان در مدت فراگیری، تشخیص داد که آیا کودک با ساز خود ارتباط لازم را برقرار کرده یا خیر؟ اگر کودک شما بی صبرانه منتظر فرا رسیدن زمان کلاس خود می شود و یا اغلب با ساز خود خلوت می کند شک نکنید که انتخاب درستی انجام داده اید.

مشخص کردن علاقه فرزند آموزش پیانو هنگامی آغاز می شود که کودک به ساز تسلط نسبی داشته باشد. برای پیدا کردن اینکه فرزند شما به چه سازی علاقه دارد و یا از چه سبک موسیقی بیشتر لذت میبرد، بکار بردن پیشنهادهای زیر می تواند مفید واقع شود : ▪ امکان گوش دادن و مشاهده نحوه نواختن انواع سازهای ممکن را بدون آنکه او متوجه شود شما هدف خاصی را دنبال می کنید برای او فراهم نمایید. ▪ هنگامی که با هم از رادیو ضبط به موسیقی گوش می دهید و یا به کنسرت رفته اید راجع به سبک موسیقی کلاسیک، اصیل، پاپ و ... با او صحبت کنید. ▪ فقط به فکر انتخاب ساز نباشید، موارد دیگری نیز مهم است. بعنوان مثال هنرجویان کودک گیتار بیس به مراتب کمتر از هنرجویان کودک فلوت یا ریکوردر هستند. ممکن است با فرستادن فرزند خود به کلاس گیتار بیس که به احتمال زیاد خلوت است ذوق موسیقی در او کمرنگ شود حال آنکه اگر به کلاس فلوت فرستاده می شد به علت شرکت بیشتر هم سن و سالهای او، علاقه به موسیقی در او متبلورتر می گشت. ▪ قبل از قول دادن به کودک که فلان ساز را برایش خواهید خرید از قیمت آن مطلع شوید تا با بودجه شما هماهنگی داشته باشد. ▪ به احتمال زیاد فرزند شما در اوایل کار از دشوار بودن یادگیری شکایت خواهد کرد، توجهی نکنید و تنها سعی کنید او را تشویق به یادگیری کنید. ▪ تجربه نشان داده است که سازهایی مانند ریکوردر یا پیانو برای شروع کار کودکان مناسبتر هستند و برعکس سازهای مضرابی یا آرشه ای دشوار تر، لذا جز در موارد خاص سعی نکنید که این قانون را زیر پا بگذارید. پس از چند سال تمرین و آشنایی با موسیقی فرزند شما می تواند ساز اصلی خود را انتخاب کند. ▪ علاوه بر همه موارد بالا باید دقت کنید که آیا در منزل خود فضای نگهداری ساز را دارید یا خیر؟ و اینکه سر و صدایی که این ساز ایجاد خواهد کرد آیا ممکن است مزاحم زندگی دیگران شود؟ شاید قبول نکنید ولی همین موضوع اخیر می تواند مانع تمرین و پیشرفت فرزند شما شود.

آیا فرزند شما آماده فراگیری موسیقی است؟ آموزش ویلن از حدود شش سالگی با سازهای کوچکتر از سایز معمول آغاز می شود. بسیاری از اساتید موسیقی معتقد هستند که اگر فرزند خود را زودتر از آنچه لازم است به کلاسهای موسیقی بفرستید ممکن است، استعداد موسیقی آنها را برای همیشه کور کنید. کودک ممکن است در صورت برخورد با دشواری های فراگیری ساز نا امید شود و اعتماد بنفس خود را برای مدت زیادی از دست دهد، این امر می تواند برای او در سایر زمینه های زندگی از جمله مدرسه نیز مضر باشد. بسیاری از کودکانی که در سنین زیر 8 سال به کلاسهای آموزش موسیقی جدی فرستاده می شوند دچار چنین مشکلاتی خواهند. ▪ اگر از زیر 8 سال می خواهید موسیقی را وارد زندگی فرزند خود بکنید، فلوت ریکوردر بهترین انتخاب است. تجربه نشان داده است از زمانی که کودک انگشتان خود را با اختیار به حرکت در می آورد، می تواند هنرآموز فلوت باشد. ▪ برعکس مورد اول پیانو را باید زمانی شروع کرد که کودک حد اقل بتواند در حالت ایستاده به کلاویه ها تسلط نسبی داشته باشد و قدرت فیزیکی آن برای فشار دادن کلاویه ها کافی باشد. ▪ سازهای زهی از خانواده ویلن معمولا" از سن شش سالگی زودتر شروع نمی شوند، ضمن اینکه یقینا" باید با سازهایی در ابعاد کوچکتر مثل یک هشتم یا یک چهارم آموزش را آغاز کرد. ▪ سازهای بادی بجز فلوت ، ریکوردر معمولا" هنگامی شروع می شوند که دندانهای اصلی کودک رشد کرده باشند و کودک قدرت کافی برای دمیدن در ساز را دارا باشد. همچنین چون این سازها کمتر در ابعاد کوچکتر موجود هستند باید دقت کرد که آیا وضعیت فیزیکی کودک توانایی اجرای ساز را دارد یا خیر. ▪ سازهای مضرابی مانند سه تار، گیتار و ... که در ابعاد کوچکتر هم وجود دارند برای کودکان زیر 8 سال توصیه نمی شوند. ▪ نکته بسیار مهم آنکه فرا گیری مهارت های آوازی برای کودکان و نوجوانان بصورت جدی برای سنین پایین 15 سال توصیه نمی شود. اما کلاس های آوزا خوانی دست جمعی از سن سه سالگی با عث رشد علاقه آنها به موسیقی خواهد شد. برای دریافت نتیجه بهتر، کودک خود را در کلاسهای عمومی ثبت نام کنید.

ماهنامه شهرزاد

راهکارهای آموزش موسیقی آکادمیک برای کودکان و نوجوانان 1397/6/18

به منظور آشنایی هر چه بیشتر و بهتر شما عزیزان در امر آموزش موسیقی به شیوه ی آکادمیک ، بر آن شدیم تا مقاله ای کوتاه و مختصر تدوین نموده و ارائه نمائیم . امید که این مطالب کوتاه و مختصر ، روزنه ای باشد در جهت آموزش اصولی و آکادمیک فرزندانمان . ,به منظور آشنایی هر چه بیشتر و بهتر شما عزیزان در امر آموزش موسیقی به شیوه ی آکادمیک ، بر آن شدیم تا مقاله ای کوتاه و مختصر تدوین نموده و ارائه نمائیم . امید که این مطالب کوتاه و مختصر ، روزنه ای باشد در جهت آموزش اصولی و آکادمیک فرزندانمان . لازم به توضیح می باشد که این مقاله در دو بخش تنظیم شده است ، که بخش اول آن به چگونگی فراگیری موسیقی و زمان مناسب برای شروع آموزش موسیقی می پردازد ، و پیرامون انتخاب مربی و شیوه تمرین و ... بحث می کند .در بخش دوم نیز به روشهای آسیب شناسی تمرین و ایجاد انگیزه و حفظ علاقه برای یاد گیری و تمرین موسیقی می پردازد .

بخش اول
زمان مناسب برای شروع فراگیری موسیقی بدیهی است که در امر مهم آموزش موسیقی مقاله ها ، تجربه ها و آمارهای گوناگون وجود دارد .اما با توجه به تجربه شخصی بنده و شناختی که در طی سالیان طولانی تدریس از استعداد نهفته کودکان کسب نموده ام ، بدیهی است که بهترین سن برای آموزش جدی موسیقی همان سنین کودکی است . یعنی کودک همزمان با کسب دیگر مهارتهای زندگی در مسیر کسب مهارتهای هنری نیز هدایت خواهد شد .البته این بدان معنا نیست که سنین دیگر برای آموزش موسیقی دیر است . و مثلا یک فرد پانزده ساله فکر کند که دیگر زمان مناسبی برای یادگیری موسیقی نیست . توصیه بنده به همه این می باشد که در هر سنی هستید موسیقی را شروع کنید و از این دنیای زیبا و منظم وطبیعی لذت ببرید .
انتخاب مربی یکی از مهمترین نکاتی که در فراگیری موسیقی باید به آن توجه نمود انتخاب مربی است . بهترین مربی کسی است که با حوصله و با تجربه باشد . دارای سواد آکادمیک باشد . اخلاقش با خلق و خوی شما نزدیک باشد . با نظم و آراسته باشد .( به خصوص برای آموزش کودکان )توجه داشته باشید که همواره برای تغییر مربی آماده باشید زیرا برای دوره های فراگیری متفاوت که در فصل بعد به آن اشاره میکنم لازم است که معلمان متفاوت را تجربه کنید . البته باید ذکر نمود که این تغیرات حتما باید طبق اصول و ضوابط خاص انجام شود و کارشناسی لازم در این مورد صورت گیرد . زیرا همانقدر که تغییر مربی در سطوح متفاوت مفید است ، به همان اندازه ، تغییر معلم در زمان نا مناسب بسیار مضر خواهد بود . زمان بندی دوره های فراگیری موسیقی برای یک ساز خاص فراگیری کامل یک ساز به طور کلی به دوره های زیر تقسیم می شود : 1- مقدماتی 2- متوسطه 3- پیشرفته 4- استادی بر اساس قوانین بین المللی مدارس موسیقی که کنسرواتوار نامیده می شوند ، تحصیل موسیقی از مبتدی تا پیشرفته در مورد یک ساز خاص به عنوان مثال پیانو حدود 8 الی 12 سال طول می کشد . که البته در این مدت غیر از فراگیری ساز دیگر دروس مرتبط با آن نیز نظیر سلفژ ، تئوری و.... ارائه خواهد شد . البته قابل ذکر است که با توجه به سختی واضح نوازندگی این مدت زمان برای هنرجویانی در نظر گرفته است ، که حداقل هفته ای دو یا سه جلسه در کلاسهای تخصصی موسیقی شرکت می کنند و از تمرینات مستمر روزانه برخوردارند . بنا بر این با توجه به اینکه هنرجویان در ایران اغلب همراه با تحصیل در مدرسه از دوران ابتدائی تا متوسطه و دانشگاه به امر فراگیری موسیقی نیز می پردازند و بنا به دلایل متعدد تعداد جلسات سالیانه آنها به ندرت به 40 جلسه می رسد ! می بایست سطح پیشرفت و اتمام دوره های فراگیری را نیز با توانایی خود و با نظر معلم خویش و کارشناسان امر بسنجند.
روش تمرین از آنجا که در امر روش تمرین مناسب در یک صفحه نمی توان به بیان تمام آنچه لازم است پرداخت و با توجه به اینکه این مقاله جهت آشنائی مختصر و مفید شما عزیزان به صورت بسیار خلاصه تدوین شده است ، به طور کلی به بیان چند نکته مهم پرداخته می شود . برای اینکه بدانیم چقدر و چگونه تمرین کنیم باید به اندازه کافی از سخت بودن مهارتی که در حال یاد گیری هستید آگاه باشید .نکات اصلی در تمرین موسیقی عبارتند از : الف : چنانچه هفته ای یک جلسه کلاس موسیقی دارید حتما هر روز هفته در ساعتی معین تمرین منظم داشته باشید . و خود را مکلف به انجام تمرینات مهارتی خود بدانید . به عنوان مثال اگر یک روز 3 ساعت تمرین کنید ، ولی 3 روز تمرین نکنید نتیجه مطلوب نخواهید گرفت . ب : حتما گاهی برای دل خود تمرین کنید ، خارج از هر نوع تکلیف و اجبار خاص . ج : گوش دادن به موسیقی های ارزشمند و تمرین نت خوانی و مطالعه دروس مربوط نیز ، جزو تمرین موسیقی شما محسوب می شود . لازم به ذکر است که جگونگی تکنیک ها و تمرین های مهارتی از حوصله بحث خارج است و در کلاس درس هنر جو با توجه به شرایط و سطح پیشرفت هنرجو بیان خواهد شد .
پیشرفت و معنای آن در موسیقی پیشرفت و معنای واقعی این کلمه یکی از معضلاتی است که در جامعه هنری به وفور در جریان است . بنابراین یکی از قدم هایی که این آموزشگاه جهت رفع این معضل فرهنگی برداشته ، تدوین طرح درس یک ساله ، معادل برگزاری 40 جلسه می باشد ، که با مدیریت و کارشناسی اینجانب و بر اساس معیارهای بین المللی ، و متناسب با سطح و میزان آماتور یا حرفه ای بودن هنرجو تنظیم شده است . بر اساس این طرح ، به طور دقیق مشخص می شود که هر هنرجو چند سال و در چه سطحی آموزش دیده است . باید توجه داشت که همواره سلایق شخصی و فرهنگ عمومی جامعه ، با نظر متخصصان امر تفاوت اساسی دارد .

بخش دوم
آسیب شناسی تدریس مسیرهای غیر آکادمیک آموزش در موسسات معتبر و به خصوص درجه یک ، صرفا به صورت آکادمیک می باشد . قبل از شروع دوره آموزشی خود حتما در زمینه تصمیم خود در جهت چگونگی طی مسیر آموزش و نحوه آن اطلاعات و آگاهی لازم را کسب نمائید . طول دوره های آموزشی ، تعداد جلسات لازم ، مقدار تمرین کافی و تکلیف پذیری شما مهمترین نکاتی است که باید در رابطه با آن تحقیق کنید . آموزش آکادمیک ، با نواختن چند آهنگ معروف و صرفا مهمانی پسند ، بدون توجه به معیارهای اصولی و علمی تفاوت بسیار زیادی دارد .
زیاده روی در اعمال سلیقه توسط اساتید متاسفانه یکی از بن بست هایی که در گاهی در مسیر آموزشی اتفاق می افتد ، اعمال نظر غیر ضروری بعضی از مدرسان می باشد . از آنجا که معلمان روش های گوناگونی دارند و هر کدام مسیر خود را می پیمایند ، دخالت دیگر مدرسان صرفا منجر به بی اعتمادی هنرجو به مربی خود خواهد شد. چنانچه هنرجویان مایل باشند صرفا می توانند از نظرات معلمان با تجربه ، آن هم با تائید مربی خود بهره ببرند.
انگیزه ، حفظ آن و پیشنهاد راهکار انگیزه ، حفظ آن و پیشنهاد راهکارخانواده – جامعه – مربی و موسسه آموزشی این چهار رکن اساسی در جهت ایجاد انگیزه و حفظ آن می باشد . بارها دیده شده است که خانواده بی آنکه از سختی کار تدریس موسیقی آگاه باشد ، تمام بی انگیزگی فرزند خود را در جهت ادامه مسیر آموزش به دوش مربی می اندازد . باید به این نکته توجه داشت که کودکان و نوجوانان در دو جامعه بزرگ مدرسه و خانواده رشد می کنند . چنانچه در این دو محیط زمینه های مناسب فراهم نشود ، ایجاد انگیزه از جانب مربی تقریبا معجزه و محال است . تشویق والدین و جامعه در بیرون از آموزشگاه بسیار موثر خواهد بود . بردن کودکان و نوجوانان به کنسرت ها و اجراهای زنده موسیقی نیز در به وجود آوردن علاقه و انگیزه بسیار مهم است .
چند توصیه به والدین گرامی قبل از ثبت نام فرزند خود در هر موسسه آموزشی حتما از طول دوره آموزشی ، انتخاب مربی مناسب ، راههای ایجاد انگیزه و جدیت برنامه درسی موسیقی اطمینان حاصل نمائید . عدم اطمینان شما به روش آموزش بزرگترین ضربه را به آموزش میزند . به هیچ عنوان از کلاسهای موسیقی مهدکودک ها استفاده نکنید ، بزرگترین ضربه به موسیقی کودک کشور و دلزدگی های کودکان از موسیقی، از روشهای غلط این موسسات سرچشمه می گیرد . شما قطعا هزینه مالی و زمانی زیادی را در جهت آموزش موسیقی فرزند خود صرف می نمائید ، بنابراین به تمرین فرزند خود اهمیت دهید و در یک محیط مناسب ، فرزند خود را برای تمرین های مهارتی موسیقی آماده نمائید . اجبارهای غیر اصولی فرزند شما را دلزده می کند . فراگیری موسیقی ،فرایند پیچیده ای است لطفا آن را با سایر دروس و مهارت هایی که فرزندتان در حال یادگیری آن است مقایسه نکنید . چنانچه مایل هستید فرزندتان دوره های کامل موسیقی را طی کند از کلاسها و دیگر برنامه های غیر ضروری بکاهید تا فرزندتان زمان کافی برای تمرین داشته باشد .
سخن آخر توجه شما عزیزان در فراگیری موسیقی قابل تحسین است . باشد که با تلاش شما عزیزان و ما رشد و غنی سازی این هنر آسمانی در کشور عزیزمان ایران هر روز بهتر از گذشته باشد.

موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی کودکان و بزرگسالان را افزایش دهد 1397/6/18

پژوهشگران می گویند نتایج تحقیقات گوناگون نشان می دهد که موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کرده‌اند افرادی که می‌توانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفق‌ترند. ,پژوهشگران می گویند نتایج تحقیقات گوناگون نشان می دهد که موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کرده‌اند افرادی که می‌توانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفق‌ترند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را می‌نوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر می‌دهند که این عامل در نهایت می‌تواند به بهبود مهارتها و تواناییهای ادراکی آنها منجر شود. حتی نواختن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. محققان در این باره اعلام کردند: شواهد نشان می‌دهد مغز موسیقی‌دانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد. نواختن موسیقی سبب می‌شود قسمتهای خاصی از مغز که وظیفه پردازش و نواختن یک آهنگ خاص را دارند تقویت شوند. این قسمتها همچنین وظایف دیگری مانند تواناییهای حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیره‌سازی اطلاعات را دارند و زمانی که فردی شروع به آموختن نواختن یک ساز می‌کند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد کرده و عملکرد آنها طی دوران آموزش روز به روز بهتر می‌شود. لوتز جانک، روانشناس دانشگاه زوریخ، در این‌باره گفت: «آموختن موسیقی بدون شک فواید زیادی برای مغز انسان دارد تا جایی که می‌تواند ضریب هوشی (IQ) فرد را تا 7 امتیاز افزایش دهد. ما در بررسی‌های خود متوجه شدیم که حتی افراد بالای ۶۵ سال‌ هم، ۴ یا ۵ ماه بعد از شروع به آموزش نواختن یک ساز تغییرات زیادی در مغزشان به وجود می‌آید. حتی چند هفته بعد از شروع آموزش موسیقی نشانه‌های مثبتی در مغز سالمندان دیده می‌شود که این تغییرات در نهایت سبب می‌شود سالمندان ابتلا به بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر را به تأخیر بیندازند و حتی از بروز بعضی از فلجی‌ها که به خاطر کاهش عملکردی مغز به وجود می‌آید پیشگیری می‌شود.» موسیقی روی هر دو نیمکره مغزی انسان تأثیر‌گذار است و باعث تقویت هر دو بخش می‌شود. قسمتهایی از مغز افرادی که موسیقی می‌نوازند و وظیفه کنترل قدرت شنیداری، حافظه و قسمتهایی که وظیفه کنترل دستها را دارند در حین آموزش موسیقی به بهترین شکل تمرین داده می‌شوند و تقویت می‌شوند. موسیقی به دو شکل می‌تواند به بهبود وضع جسمی و روحی فرد کمک کند به طوری که در فرد شنونده باعث تحریک واکنش‌های عاطفی و ذهنی فرد می‌شود و در فرد نوازنده که خود نیز در ایجاد موسیقی فعال است، علاوه بر تحریک عواطف موجب تقویت ارتباط جسم و ذهن شده و به هماهنگی این ارتباط در بدن کمک می‌کند. از آنجایی که نواختن موسیقی به صورت گروهی یا فردی انجام می‌شود و تأثیر آن نیز بر روح متفاوت است بنابراین تأثیر نواختن و یا شنیدن آن می‌تواند غمگین کننده، اضطراب آور یا نشاط بخش و آرام‌کننده باشد. جانک در ادامه گفت: «در مورد کودکان ما متوجه شدیم یاد گرفتن موسیقی به آنها نظم و توجه بیشتر و برنامه‌ریزی را می‌آموزد که همه این تواناییها برای بهبود عملکرد این کودکان در طول دوران تحصیل آنها در مدرسه و دانشگاه بسیار مفید است. کودکانی که موسیقی را فرا‌می‌گیرند با سرعت بیشتری می‌توانند خود را با آموزش زبان دوم تطبیق دهند و کلمات را مدت زمان بیشتری در ذهن خود نگاه دارند. البته نواختن موسیقی تنها روش برای تقویت این مهارتها نیست، اما ما مطمئنیم این روش میتواند درکنار دیگر متدها کمک مؤثری به انسانها کند. زمانی که شما در حال آموزش موسیقی هستید باید نت‌های موسیقی را بیاموزید، زمانبندی‌ها را رعایت کنید و بتوانید صداها را بهتر به ذهن خود بسپارید. تقویت همین مهارتها به شما کمک می‌کند زبانهای جدید را بهتر بیاموزید و کلمات را مدت طولانی‌تری در ذهن خود به خاطر بسپارید. موسیقی آن چنان تأثیری روی انعطاف‌پذیری مغز دارد که ما به دنبال استفاده از آن برای کمک به بیماران ذهنی هستیم و تحقیقات زیادی در مورد علم موسیقی – درمانی هم‌اکنون در نقاط مختلف جهان در حال انجام است.» از طرف دیگر، قرار گرفتن کودکان درمعرض موسیقی حال چه آنها موسیقی را بنوازند وچه به آن‌ گوش بدهند اثرات بسیار مفیدی روی قدرت شنیداری آنها دارد. محقق دونالد هاگس، استاد دانشگاه کارولینا، دراین باره گفت: «هیچ چیزی مانند موسیقی نمی‌تواند همه قسمت‌های مغزی را فعال کند. زمانی که کودکان با موسقی آشنا می‌شوند قسمت‌های زیادی از مغز آنها به طور همزمان تقویت می‌شوند که از جمله آن می‌توان به مرکز زبان‌آموزی و محاسباتی اشاره کرد. کودکانی که موسیقی گوش می‌دهند قدرت شنیداری آنها به طورقابل توجهی افزایش پیدا می‌کندکه همین عامل سبب می‌شود مهارت‌های زبان‌آموزی آنها رشد چشمگیری داشته باشد. این کودکان بهتر می‌توانند الگوهای زبانی را تقلید کرده و فراز و فرودهای خاص هر زبان را تحلیل کنند که همه این مسائل به بهترین شکل می‌توانند روی مهارت‌های زبان‌آموزی تأثیر مثبت داشته باشد.» جالب این‌جاست که هیچ‌گاه برای آشنا کردن کودکان با موسیقی دیر نیست. تحقیقات نشان داده که کودکان حتی قبل از تولد نیز می‌توانند به صدای موسیقی گوش داده و آن را به خاطر بسپارند. کودکانی که موسیقی می‌آموزند در امتحاناتی که رابطه مستقیم با قدرت شنیداری دارند نتایج بسیار بهتری می‌گیرند. هرچه زمانی که کودکان در طول هفته به یادگیری موسیقی اختصاص می‌دهند بیشتر باشد به همان میزان قدرت شنیداری آنها نیز بیشتر است. بررسی‌ها نشان می‌دهد کودکانی که قبل از شروع امتحانات خود به موسیقی‌های اجرا شده توسط موتزارت گوش می‌دهند در امتحانات نتایج بهتری می‌گیرند. این نتایج به خصوص در درس ریاضیات بیشتر به چشم می‌خورد که نشان از تأثیر مثبت موسیقی در قدرت پردازش مغزی دارد. موسیقی همچنین می‌تواند روی رفتار کودکان تأثیر مثبتی داشته باشد به طوری که کودکان زمانی که به شکل گروهی اقدام به آموزش موسیقی می‌کنند با مفاهیمی مانند همکاری، بردباری و نظم گروهی آشنا شده و آنها را به طور عملی می‌آموزند. نواختن موسیقی به شدت حس اعتماد به نفس کودکان را افزایش می‌دهد. زمانی که کودکی قادر به نواختن یک ساز خاص است از طرف دیگران مورد تحسین واقع می‌شود و همین عامل تأثیر بسیار شگرفی در بالا رفتن اعتمادبه‌نفس در میان کودکان دارد.

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا 1397/6/18

آموزش موسیقی به کودکان نیاز به روشهای وِیژه دارد، آنها هنر فراگیری را نمی دانند. بطور کلی چندین روش بعنوان روشهای آموزش موسیقی کودک در دنیا وجود دارد که در حقیقت تدوین این روشها از ابتدای قرن بیستم بنا به ضرورت و نیاز به روشهای موثر و مفید آموزشی و وجود آشفتگی و سردرگمی فراوان در امر آموزش موسیقی کودک بوجود آمده است. ,آموزش موسیقی به کودکان نیاز به روشهای وِیژه دارد، آنها هنر فراگیری را نمی دانند. بطور کلی چندین روش بعنوان روشهای آموزش موسیقی کودک در دنیا وجود دارد که در حقیقت تدوین این روشها از ابتدای قرن بیستم بنا به ضرورت و نیاز به روشهای موثر و مفید آموزشی و وجود آشفتگی و سردرگمی فراوان در امر آموزش موسیقی کودک بوجود آمده است. اولین کسی که به تدوین روشهای صحیح و کامل موسیقی پرداخت یک پزشک ایتالیایی بنام "کلودید مونته سوری" (Claudio Montessory) می باشد، که حرفه اصلی او موسیقی نبود و اطلاعات زیادی در این مورد نداشته است. بعد ها افراد دیگری که بیشتر آنها از اهالی سوئیس بودند با بکارگیری شیوه های علمی تر دامنه وسیعتری را در این زمینه بوجود آورند. مانند: "امیل ژاک دالکروز" (Emile Jaqucs Dalcroze 1865 -1950)، "کارل ارف" (Karl Orff 1895-1982)، "زلتان کدای" (Zoltan Kodaly ) که سیستم مجارستانی را ابداع نمود. البته باید متذکر شویم که همگی آنها در یک محدوده جغرافیایی زندگی می کردند. بعد از دو یا سه نسل، "ادگار ویلمز" (Edgar Willcms) و "مارتینو" (Martinoe) سیستمهای جدیدی را بنیانگذاری نمودند، و تحول چشمگیری در عرضه آموزش موسیقی کودک بوجود آوردند. خاتمه جنگ جهانی دوم، مصادف بود با پیدایش دو سیستم متفاوت در دو منطقه دنیا، یکی سیستم "سوزوکی" (Suzuki Shinchi 1898-1998) در ژاپن و دیگری سیستم "مانهاتان" (Manhatan Vill) در ایالات متحده آمریکا. این هشت روش تا امروز هر کدام بنحوی اجرا شده و هر یک ویژگی خاص خود را دارا می باشد. در اینجا به بررسی هر یک از این روشها می پردازیم: کودید مونته سوری : همانطور که گفته شد او یک پزشک بود که به هیچ وجه موسیقی نمی دانست. وی در سال 1907 "خانه کودکان" را برای کودکان 3 تا 7 ساله تاسیس نمود و سعی کرد مسائل آموزشی تربیتی کودکان معلول را مطرح کند و از همین طریق به موسیقی دست یافت. بنابراین، آراء نظرات "مونته سوری" اصلا" موسیقیایی نبودند، بلکه تعلیم و تربیتی بودند. مونته سوری معتقد بود کودک باید در فرایند آموزشی خود عامل فعالی باشد یا باید به او عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه کرد. کودک کسی نیست که فقط در معرض اتفاقات قرار گیرد، بلکه کسی است که باید بوسیله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همین خاطر ما باید دائما" ساختمان تجربه مداومی را پی ریزی کنیم، چون کودک در هر لحظه ممکن است حرکت متفاوتی را انجام دهد. پس روش آموزش به خود کودک بستگی دارد. اولین نتیجه ای که می توان از این روش گرفت این است که فرآگیری کودک بسیار آزاد است و آنرا در هیچ سیستمی نمی توان محدود کرد و به عقیده او اشیاء بهترین مربیان هستند. او محیطی را بوجود آورد که در آن اشیاء همگی واقعی هستند، یعنی هیچ اسباب مصنوعی وجود ندارد. مونته سوری معتقد است کودک را نباید رها کرد بلکه مربی باید گام به گام با او حرکت کند. البته نه اینکه مثل کودکان رفتار کند، ولی حتی الامکان سعی نماید بیاموزد که چگونه با کودک رفتار کند. مونته سوری پس از همکاری با دوست موسیقیدانش "ماچرونی" (Maccriaronni) اساس دوره های آموزشی خود را بر مبنای درک مفاهیم موسیقی بنیانگذاری کرد. ابتدا صدا ها را دسته بندی نمود و با شیوه های مختلف کودکان را آزمود و تمریناتی را در جهت دقیق شنیدن صداها بعنوان برترین نمود آموزش موسیقی پایه ریزی کرد و معتقد بود بسیاری از فعالیتهای صدایی و غیر صدایی باید به آواز خواندن منجر شود. یعنی بچه ها صداهایی را که می شنوند باید بخوانند. نکته مهم دیگری که در روش مونته سوری حائز اهمیت است، حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود. برای این منظور نیز "ماچرونی" با تغییر سرعت در قطعاتی که توسط پیانو می نواخت به کودکان می آموخت که چگونه به صداهای مختلفی که با سرعتهای متفاوت اجرا می شوند عکس العمل نشان دهند. علی رغم نکات مثبتی که در روش مونته سوری وجود داشت، بسیاری از نقطه نظرات او به زودی به فراموشی سپرده شد. چراکه او به کار گروهی اعتقادی نداشت و تجربیاتش بسیار فردی بود. ولی یک نقطه نظر اساسی مونته سوری هیچگاه از یاد نرفت و آن هم این بود : " بچه ها باید بیاموزند چگونه بیاموزند!؟"

منبع : harmony talk

تاریخچه موسیقی کلاسیک 1397/6/18

انسان اولیه مبانی موسیقی را از طبیعت آموخت و به تدریج با استفاده از آلات و ادوات کار و زندگی اصوات موزونی را ایجاد نمود.حدود 5000 سال پیش سومری ها با استفاده از چنگ قطعات موسیقی برای رقص می ساختند. در مصر قدیم موسیقی بیشتر جنبه روحانی و مذهبی داشت. در دوران رنسانس تحولاتی در شیوه نت نویسی پدید آمد و موسیقی مذهبی اساس و پایه علمی یافت، قطعات موسیقی رقص دوره رنسانس که امروزه در دست است نشان می دهد که در آن زمان یعنی حدود قرن 15 و 16 میلادی سازهای متعددی در خدمت موسیقی بوده اند. ,انسان اولیه مبانی موسیقی را از طبیعت آموخت و به تدریج با استفاده از آلات و ادوات کار و زندگی اصوات موزونی را ایجاد نمود.حدود 5000 سال پیش سومری ها با استفاده از چنگ قطعات موسیقی برای رقص می ساختند. در مصر قدیم موسیقی بیشتر جنبه روحانی و مذهبی داشت. در دوران رنسانس تحولاتی در شیوه نت نویسی پدید آمد و موسیقی مذهبی اساس و پایه علمی یافت، قطعات موسیقی رقص دوره رنسانس که امروزه در دست است نشان می دهد که در آن زمان یعنی حدود قرن 15 و 16 میلادی سازهای متعددی در خدمت موسیقی بوده اند.

موسیقی کلاسیک چیست؟ کلاسیک از واژه کلاسیوس (clasious) به معنای شاهانه گرفته شده است. موسیقی کلاسیک نامی است که به سنت موسیقی هنری غرب داده شده‌است. این نام‌گذاری دقتی ندارد و کوشش‌ها و بحث‌های زیادی برای مشخص کردن معنی آن صورت می‌گیرد. معمولاً شروع این موسیقی را از سده های میانی می‌دانند. واژه ی کلاسیک و کلاسیسم , معمولاً به یک دوره از موسیقی اطلاق شده است, امّا اغلب با معانی مختلف, در اصل عنوان سبک یک دوره ی خاص یا سبک مشخصی از موسیقی نیست. ولی از سوی دیگر, واژه ی کلاسیک بر پدیده ای اطلاق می شود که می تواند در اکثر دوره های مختلف تاریخ موسیقی به کار برود و تکرار شود, مثلاً آوازهای شوبرت در آلمان نسبت به قرن نوزدهم نمونه ی کلاسیک به شمار می آید، در حالی که شوبرت از نظر تاریخی آهنگساز دوره ی رمانتیک محسوب می شود و افکار و عقایدش نیز رمانتیک است . بنابراین معنی واژه ی کلاسیک در ارتباط با یک قطعه ی مشخص یا اصولاً مقوله ی آهنگسازی می تواند کاملاً با معنی آن در رابطه با سبک یک دوره از تاریخ موسیقی متفاوت باشد. با چنین برداشت مشابهی می توان گفت که " پالسترینا" آهنگساز قرن شانزدهم, قرن ها به عنوان نمونه ی کلاسیک موسیقی کلیسایی مد نظرقرار داشته و آثارش مدل اصلی برای دیگر آهنگسازان بوده است . واژه ی کلاسیک در موارد استعمال کلی آن, هنگامی مفهومی بهتر و مفیدتر خواهد داشت که در ارتباط با نوع به خصوصی از آثار موسیقیایی (مانند نمونه هایی که از شوبرت و پالسترنیا ذکر شد) قرار گیرد. در این مفهوم می توان بتهوون را استاد کلاسیک در خلق سمفونی، سونات پیانو،کوارتت زهی محسوب گیرد. فرق میان کلاسیک به عنوان یک راه حل قاطع و استوار برای مسئله ی نقش خلاق در یک اثر هنری یا مقوله ی آهنگسازی از یک طرف و به عنوان یک مفهوم در تاریخ سبک ها از طرف دیگر، همیشه ستیز و اختلاف دایمی را به وجود می آورد که آثار آن نیز امروزه وجود دارد . تاریخ نویسان قرن نوزدهم، کلمه ی کلاسیک را در آلمان به سبک دوره ای که با نسل " کوانتس " و " هانس " و بعداً پسران باخ و معاصرین آن ها شروع شد، اطلاق می کنند و در ایتالیا به سبک موسیقی دمینیکو اسکارلاتی و معاصرینش. آواخر این دوره را به طور واضح نمی توان معین کرد، زیرا جدال بین کلاسیک و رمانتیک تا قرن نوزدهم و حتی قرن بیستم ( با جریان نئوکلاسیسم ) ادامه داشت. این که چه وقت و کجا کلمه ی کلاسیک وارد فرهنگ موسیقی شد نیز به طور کامل روشن نیست . تعریف کلاسیک در ادبیات تا حدی بغرنج و گنگ است ولی این تعریف در موسیقی پیچیده تر می شود . شاید یکی از قدم هایی که به سوی موسیقی کلاسیک برداشته شد، آزاد شدن اثر موسیقی از قید و بند تقلیدها، بیان ،معرفی، در خدمت بودن حتی سرگرمی های اجباری بود و نتیجتاً خود اصل موسیقی مد نظر قرار گرفت. پس برای اولین بار در موسیقی این فکر و ایده ظهور کرد که موسیقی در حقیقت همانند دیگر هنرها " مقصود وهدفی" ندارد، بلکه صرفاً به خاطر خودش وجود دارد . در واقع موسیقی به خاطر خود هنر موسیقی . به عبارت دیگر، در دوره ی کلاسیک با ایده" هنر به خاطر هنر " برخورد می شد که از آن زمان تا کنون هم خیال همراه موسیقی جریان دارد . در کلاسیک هر چیز خارق العاده و افراطی کنار گذاشته شد و بیان موسیقیایی بیشتر با تاکید بر کمال، تمامیت و اعتبار جهانی با استفاده از عوامل ساده و قابل فهم تثبیت شد . مهم ترین ویژگی اوایل دوره ی کلاسیک،ساده کردن هر چه ممکن تمام فرم های موسیقی و عوامل سبکی است. در موسیقی دوره ی کلاسیک ملودی به عنوان یک عامل اساسی و پایدار جلوه گر می شود و تئوری ملودیک مهم ترین مسئله ای بود که موسیقیدانان به آن می پرداختند .

سبک موسیقی کلاسیک تقسیم بندی دوره های موسیقی کلاسیک تا حدی شبیه تقسیم بندی دوره های هنرهای دیگر در اروپاست ولی زمان این دوره ها برای هنرهای مختلف مقداری متفاوتند. به هر حال موسیقی کلاسیک را میشود به شش دوره تقسیم کرد. دوره اول دوره قرون وسطایی (به طور متوسط از قرن 6 تا 14) و دوره دوم یعنی رنسانس (قرن 15 و 16) آنچنان در موسیقی کلاسیک دارای اهمیت نیست (بر خلاف هنرهایی مثل نقاشی و معماری)، چرا که تحولات در زمینه سازها و همین طور ثبت آثار خیلی چشمگیر نیست. اما بعد از رنسانس، موسیقی کلاسیک همانند بقیه هنرها در اروپا به چهار دوره زمانی تقسیم میشود: سبک موسیقی اوایل کلاسیک که تا سال های 1770 را دربر می گیرد و شامل دو سبک روکوکو (Rococo) و اکسپرسیو (Expressive) است . سبک روکوکو خصوصاً در فرانسه نُزج گرفت و واژۀ فرانسوی سبک گالانت (Style Galant) اغلب به عنوان مترادف آن به جایش به کاربرده می شود. بانی سبک اکسپرسیو که بعداً رواج یافت, آهنگسازان آلمانی بودند و معادل آن در زبان آلمانی Empfindsamer Stil ) سبک حساس و باوقار ) است. این دو سبک حاصل و نتیجه ی اهمیت بخشیدن به دو صدای طرفین در موسیقی باروک است. امّا در قرن هیجدهم, خط باس اهمیت, رهبری و استقلال کنترپوانتیک خود را از دست داد و صرفاً حمایت کننده ی ملودی شد در حالی که صداهای میانی فقط پر کنندۀ هارمونی بودند. سبک روکوکو یا گالانت در مجامع باوقار اشرافی ظهور کرد و سبکی بسیار ظریف, دقیق, چابک, شوخ, آسان,پرجلال و شکوه بود. روکوکو همان شیوۀ زینت و آذین بیش از حد دوره ی باروک است ولی بدون بزرگی و عظمت. از سوی دیگر سبک اسپرسیو ( به معنی رسا و پر معنی ) در ارتباط بیشتری با طبقه ی متوسط جامعه قرار داشت و در کل سبک بورژواها بود . این سبک برخلاف روکوکو نه تنها پر طمطراق و پرزینت نبود, بلکه گاهی به طور عمد و اغراق آمیزی ساده بود . سبک دوره ی عظمت کلاسیک که در آن فرم ها و سبک ها اصولاً ثابت ماندند, آهنگسازان موقعیتی یافتند تا افکار و رویدادهایی را که از تخیلات آزادشان برمی خواست شکل دهند. تاریخ نویسان دوره ی عظمت کلاسیک را به دو دلیل مکتب " کلاسیک وین" نام نهادند: اول این که تمام آهنگسازان مهم در وین یا اطریش فعالیت کرده اند و دوم اینکه عوامل موسیقیایی وین ( یا اطریش ) در موسیقی سبک کلاسیک راه یافت و تأثیرات فراوانی بر آن به جای گذاشت . موسیقی کلاسیک را از نظر سبک و تحول تاریخی آن به چند دوره کوچک‌تر تقسیم کرده‌اند: در این دوره موسیقی‌دانان بیشتر از ادرکات حسی و تمایلات روحی خود در ساخت موسیقی و شکل دادن به سبکها بهره می‌‌بردند. دوره باروک ... دوره کلاسیک .... دوره رومانتیک .... دوره مدرن نوگرایی یا مُدرنیسم به معنی گرایش فکری و رفتاری به پدیده‌های فرهنگی نو و پیشرفته‌تر و کنار گذاردن برخی از سنت‌های قدیمی است. تقسیم بندی دوره های هنری - از جمله موسیقی - بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشود. اول سبک باروک (Baroque) که بطور تقریبی بین سالهای 1600 تا 1750 میلادی ادامه داشته، دوم دوره کلاسیک بین سالهای 1750 تا 1820 ، سوم رمانتیک بین سالهای 1820 تا 1910 و بالآخره موسیقی مدرن یا همین موسیقی عصر حاضر از 1910 تا به امروز. طبیعی است که این تاریخ ها تقریبی هستند و انتقال سبک موسیقی از یک دوره به دوره بعد طی یک دوران گذر اتفاق بوده است که در آن مدت هنرمندانی بوده اند که با سبک هایی بینابین ، آثار هنری خود را خلق میکردند. چهره های بزرگ این دوره ها شامل آهنگسازان اتریشی هایدن و موتسارت و آهنگساز آلمانی یعنی بتهوون هست. شاید موتسارت و بتهوون به همراه باخ سه چهره برتر کل تاریخ موسیقی کلاسیک باشند. هچنین آهنگسازان بزرگ دیگر نیز دراین دوره ها شهرت پیدا کردند به نام های: شوبرت،شوپن،شومان،برامس،یوهان اشتراوس،پاگانینی،روسینی، چایکوفسکی، بیزه، وردی، وگنر، لیست، مندلسون، البنیز، دورژاک، افن باخ، سن سان، گریگ، الگار، دبوسی، موسرگسکی، ریمسکی کورساکف و مالر از موسیقیدانان مشهور این دوره هستند.

زندگی نامه استاد فرامرز پایور 1397/6/18

نام استاد فرامرز پایور در موسیقی میهن ما با نام سنتور عجین شده است و با شنیدن نام او، مفاهیم و جلوه های زیبایی از موسیقی ایرانی ونواهای آبشارگونه مضرابهایی که حاصل قدرت و لطافت ساز او می باشند. در ذهن شنونده این موسیقی نقش می بندد. ,نام استاد فرامرز پایور در موسیقی میهن ما با نام سنتور عجین شده است و با شنیدن نام او، مفاهیم و جلوه های زیبایی از موسیقی ایرانی ونواهای آبشارگونه مضرابهایی که حاصل قدرت و لطافت ساز او می باشند. در ذهن شنونده این موسیقی نقش می بندد. او در سال 1311 در تهران متولد شد. پدرش استاد زبان فرانسه وعلاقه مند به نقاشی بود وتابلوهایزیادی از او به یادگار مانده است. پدر بزرگش مصور الدوله ، نقاش مخصوص دربار قاجار بود و آثارش در کارخ های گلستان و صاحبقرانیه نگهداری می شود. این دو ویلون و سنتور را خوب می نواختند و با استادان زمان خود معاشرت داشتند. پایور در هفده سالگی آموختن موسیقی را در مکتب استاد صبا آغاز نمود و در مدت شش سال ردیف موسیقی را فراگرفت. پیشرفت او در زمینه چنان بود که توانست بارها در کنا استاد خود به روی صحنه رود و آثاری را در رادیو ضبط نماید. بعضی از این آثار اکنون در اختیار دوستداران موسیقی ایرانی قرار دارد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه او در دبستان عسجدی و دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رسید و در سال 1331 وارد خدمت نظام شد ویک سال بعد به استخدام وزارت دارایی درآمد. بعد از درگذشت صبا در سال 1336، پایور به آموخته های خود قناعت نکرد ونزد استادانی چون عبداله دوامی، موسی معروفی و نورعلی خانبرومند به فراگیری ردیف درویش خان ، میرزا عبداله پرداخت و دانش موسیقی ایرانی را به خط ((نت)) درآورد واین گنجینه گران بها را از خطر تحیف، فراموشی و نابودی حفظ کرد.
مهمترین آثار وی عبارتند از: - ردیف آوازی موسیقی ایرانی به روایت استاد عبداله دوامی - مجموعه تصنیف های قدیمی از ساخته های عارف ، شیدا، سماع حضور و... - مجموعه آثار درویش خان ورکن الدین مختاری پایور مدتی هم نزد حسین دهلوی و امانوئل ملیک اصلانیان آهنگسازی آموخت واز محضر این دو استاد بهره های فراوان گرفت. فعالیت اصلی او از سال 1334 در اداره کل هنرهای زیبا آغاز شده است و همزمان با تدریس در هنرستان موسیقی ملی برنامه هایی را نیز برای تک نوازی وهم نوازی همراه با استاد صبا واستاد تهرانی تهیه وتنظیم نمود که بصورت کنسرت وبرنامه های رادیویی اجرا وپخش می شد. پس از تأسیس تلویزیون، پایور به اجرای برنامه های زنده در این رسانه گروهی پرداخت که در زمان خود، گام مهمی برای جلب بیشتر توجه مردم به موسیقی سنتی ایران بود. با تأسیس تالار رودکی (سال 1346)، فعالیت های اجرایی او افزوده شد وبسیاری از آثار استادان گذشته را با ذوق و سلیقه خاص خود تنظیم وهمراه با خوانندگان معروف آن زمان در این تالار اجرا کرد. وی در سال 1342 برای تحصیل زبان به انگلستان رفت وپس از گذراندن دوره ای سه ساله موفق به دریافت درجه تخصصی زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج شد. در اواخر همین دوره تحصیلی چند برنامه تکنوازی سنتور را همراه با سخنرانی هایی در معرفی موسیقی ایرانی در دانشگاه های لندن وکمبریج اجرا نمود و به قول خودش تحصیل زبان انگلیسی را به خدمت معرفی موسیقی ایرانی گرفت. بازگشت پایور از انگلستان مصادف با آغاز برگزاری جشن های هنرشیراز بود. او همه ساله با گروه اساتید و گروه نوازندگان فرهنگ وهنر نمونه های ارزنده ای از آثار بزرگان موسیقی ملی ونیز آثار خودرا در این جشن ها اجرا می نمود. استاد پایور در سال 1347از وزارت دارایی به وزارت آموزش وپروش (سازمان مبارزه به بی سوادی )منتقل ودر سال 1355 بازنشسته شد. فرامرز پایور هنرمندی منظم و دقیق وپای بند اصول اخلاقی می باشد. توصیه جدی او به همکاران و شاگردانش همواره احترام به پیش کسوتان ونیز داشتن انضباط در کار وخوش قولی است. درک عالی او از رمزها ونکته های دقیق موسیقی ایرانی، استعداد کم نظریش در شناختن گوشه های ردیف وتکنیک ممتازش در نوازندگی سنتور سبب شده است تا او را استادی برجسته در این زمینه بشناسند. تلاش بی دریغ استاد پایور برای حفظ واشاعه آثار ارزشمند موسیقی ملی ایرانی در زمینه تألیف وتدوین نیز بسیار پر بار است. گرد اوری ردیف آوازی و مجموعه تصنیف های قدیمی به روایت استاد عبداله دوامی که توسط مؤسسه فرهنگی – هنری ماهور منتشر شده، اهتمام در چاپ وانتشار ردیف های استاد صبا و تألیف منابع مختلف برای نوازندگان سنتور، از مبتدی تا عالی شامل پیش درآمد ، چهار مضراب،رنگ وانوع ضربی ها و قطعه های مختلف در تمام دستگاه ها و آوازها بخشی از این تلاش است. آثار موسیقی های ضبط شده او شامل دو بخش عمده آثار استادان گذشته و آثاری است که خود استاد برای سنتور و ارکستر ساخته و تنظیم کرده است.

جمع آوری: سودابه بيات

حسین دهلوی 1397/6/18

حسین دهلوی آهنگساز و رهبر اركستر مضرابی و ازچهره‌های پیش كسوت مدیریت موسیقی در ایران هفتم مهر سال 1306 در تهران متولد شد. ,حسین دهلوی آهنگساز و رهبر اركستر مضرابی و از چهره‌های پیش كسوت مدیریت موسیقی در ایران هفتم مهر سال 1306 در تهران متولد شد. آموزش موسیقی را در پنج سالگی نزد پدرش معزالدین دهلوی که از شاگردان مرحوم علی اكبرخان شهنازی (نوازنده و ردیف دان نامدار تار و فرزند میرزا حسینقلی) آغاز کرد ، اگر چه چندان دوامی نیاورد و دهلوی كودك بعد از رها كردن این ساز در 9 سالگی و به تشویق مادرش به سمت ساز ویلن و آموزش آن نزد پدرش رفت. دهلوی دوره اول ویلن را نزد پدر فراگرفت و سپس دوره دوم (ردیف راست کوک) را نزد ابوالحسن صبا گذرانید و وارد هنرستان موسیقی شد و از آن پس به فراگیری علمی موسیقی گرایش پیدا کرد. مدتی بعد روبیک گریگوریان رئیس وقت هنرستان، وی را به حسین ناصحی معرفی می‌كند تا هارمونی، کنترپوان و اصول آهنگسازی را از او فرا بگیرد. مدتی بعد كه پروفسور توماس کریستین داوید (استاد اتریشی) به دعوت دانشگاه تهران، به ایران می آید، حسین دهلوی آموزش آهنگسازی را نزد او ادامه می‌دهد. دهلوی فارغ التحصیل آهنگسازی از هنرستان عالی موسیقی است (1339). او در دوره هنرستان با همکاری ابوالحسن صبا ارکستر شماره یک هنرهای زیبا را راه اندازی و در همین دوره چند اثر از آثار صبا را برای ارکستر تنظیم کرد. پس از درگذشت صبا (1336) رهبری این ارکستر که بعداً ارکستر صبا نامیده شد به دهلوی واگذار و در همین دوره شاخه های 2 ، 3 و 4 نیز به آن افزوده شد. این ارکسترها از زمان افتتاح تلویزیون ایران (1337) به صورت هفتگی در تلویزیون به اجرای برنامه پرداختند. در سال 1341حسین دهلوی به ریاست هنرستان موسیقی ملی برگزیده شدو تا فروردین 1350 در این مقام باقی بود. دراین سال وی برای سفر دوساله مطالعاتی به آلمان و اتریش رفت. دهلوی در مدت ده سال تصدی هنرستان به خوبی این سازمان آموزشی را اداره کرد و نظم، تحول و جهشی در هنرستان پدید آورد. او خود در دوره دوم هنرستان رشته های تئوری موسیقی ایران، تلفیق شعر و موسیقی، فرم موسیقی ایران، هارمونی و ارکستر را شخصاً تدریس می كرد. دهلوی از سال 1376 تصنیف اپرای مانا و مانی را به مناسبت سال جهانی کودک (1379) آغاز کرد. ساخت این اثر سه سال به طول انجامید که به خاطر محدودیت های استفاده از صدای خواننده زن تا به حال به اجرا درنیامده و فقط موسیقی سازی آن در خرداد 1379 با همت و رهبری علی رهبری با ارکستر فیلارمونیک اسلواکی در شهر براتیسلاو اجرا و ضبط شده است. دهلوی همواره به نوآوری در زمینه های مختلف اندیشیده است. تدوین متد تنبک به وسیله او و جمعی دیگر شامل حسین تهرانی، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظریف (به عنوان شاگرد حسین تهرانی) برای ارتقای جایگاه تنبک در موسیقی ایرانی و تسهیل آموزش این ساز، توجه به ساخت سنتور کروماتیک برای جبران نقیصه کوک این ساز برای استفاده در ارکستر از جمله این مواردند. نخستین اثر دهلوی در زمینه ارکستر موسیقی ملی «سبک بال» در سال 1332 براساس موتیف کوتاهی ملهم از قطعه قاسم آبادی ساخته ابوالحسن صبا در شور تصنیف شده است. این اثر در آلبوم مذکور با کیفیت ضبط زنده همان زمان ارائه شده است. «کنسرتینو برای سنتور و ارکستر» دیگر اثر این آلبوم حاصل همکاری مشترک دهلوی با فرامرز پایور است. این اثر که در سال 1337 تصنیف شده شامل آواز بیات اصفهان، دستگاه همایون (گوشه لیلی و مجنون)، چهارمضراب چهارگاه و دستگاه ماهور است. دهلوی تجربیات بسیاری در تلفیق شعر و موسیقی ایرانی دارد و آثار «گفت وگوی دل» در شور (1336) و «فروغ عشق» در بیات اصفهان حاصل تجربیات آهنگساز در این زمینه است. دهلوی قطعاتی از ابوالحسن صبا را نیز برای ارکستر تنظیم کرده است. «به یاد صبا» (برگرفته از قطعه «به یاد گذشته» در دشتی - 1337)، «شوشتری» (چهارمضراب برای ویولن و ارکستر - 1338) و نغمه ترک (براساس قطعه دوضربی بیات ترک) از آن جمله‌‌اند. اجرای 15 قسمت از اپرای 26 قسمتی «بیژن و منیژه» (تصنیف در سال‌های 54 و 55) و انتشار پارتیتور آهنگ‌های خود به نام‌های «دوئو سنتور در سه گاه»، «شورآفرین در شور برای ارکستر»، «چهارنوازی مضرابی در اصفهان»، «سوئیت بیژن و منیژه برای ارکستر زهی»، «بیژن و منیژه برای ارکستر سمفونیک» (8 قسمت)، «سرباز برای آواز گروهی و ارکستر» و... تنها بخشی از آثار چاپ شده اوست. دهلوی در سال 1371 ارکستر مضرابی را تشکیل داد که صرفاً شامل سازهای مضرابی سنتور، تار، قانون، عود و بم تار (تارباس) بود.در کنسرت های مهرماه 1371 قطعات دیگری از جمله تصنیف قدیمی باغ تفرج (در همایون)، نغمه ترک، پیش درآمد سه گاه، پیش درآمد همایون، سرود گل، نوا و چهارمضراب دشتی (برای گروه سنتور) گفت وگوی دل و... اجرا شد.یكی از مهمترین آثار حسین دهلوی كتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» است كه جایزه كتاب سال جمهوری اسلامی در بخش هنر را به خود اختصاص داد.این كتاب حاصل بیش از 40 سال تجربه دهلوی در تلفیق موسیقی با شعر ایرانی است كه به شیوه ای علمی و متدیك فرایند كار را توضیح می‌دهد. دهلوی در سال 1382 به عنوان چهره‌ماندگار مورد تقدیر قرار گرفت.وی به حق از معدود موزیسین‌هایی است كه تجربه‌های قویمی در مدیریت موسیقی و سازماندهی به كارهای گروهی بزرگ داشته و دارد.

جمع آوری: سودابه بیات

موسیقی ایرانی (قسمت اول) 1397/6/18

به آوازی اطلاق می شود كه طرز بستن درجات گام آن، و فواصل جزء آن شباهت به گام دیگر نداشته باشد. مثل اینكه وقتی می گوییم دستگاه ماهور، منظور نشان دادن كلیه ملودی های مختلفی است كه از گام بزرگ تشكیل شده است. , دستگاه به آوازی اطلاق می شود كه طرز بستن درجات گام آن، و فواصل جزء آن شباهت به گام دیگر نداشته باشد. مثل اینكه وقتی می گوییم دستگاه ماهور، منظور نشان دادن كلیه ملودی های مختلفی است كه از گام بزرگ تشكیل شده است.

شرط دستگاه بودن آن است كه از حیث گام چهارم و پنجم درست بوده و ضمنا در فواصل بین نتها نیز مستقل باشد یعنی شباهت به گام دیگری نداشته باشد. این نوع را دستگاه می توان گفت چون این قابلیت را دارد كه دارای نغمه ها و گوشه های مختلف باشد. مانند دستگاههای: شور، ماهور، چهارگاه، همایون و غیره. در هر دستگاه دو نوع آواز اصلی و فرعی وجود دارد. آواز اصلی آن است كه در همان گام است مثل دادآذربایجانی و غیره اما آواز فرعی آوازی است كه از دستگاههای دیگر قرض شده است.

دستگاه در موسیقی ایرانی كلمه دستگاه مركب از دو واژه دست به معنی روش، نوع، نوبت، قانون و قاعده و پسوند گاه (محل) می باشد كه معنی آن محل استقرار فواصل (مسند آهنگ و نغمه ها) بر روی تارها (سیمها) و دسته آلات موسیقی است. دستگاه نسبت به موسیقی مثل عروض نسبت به شعر می باشد. در واقع دستگاه در موسیقی امروز جایگاهی چون مقام در موسیقی گذشته دارد. و مقامها مركب از اجزاء بوده اند با این تفاوت كه دستگاه هیاتی دارد كه تحول تغییرملودی در قالب آن شكل می گیرد و آن را پنج قسمت پیش درآمد، چهارمضراب، آواز، تصنیف، و رنگ تشكیل می دهد. بنای یك دستگاه شامل اجزایی از گوشه، نغمه، تیكه و غیره است كه هر كدام نیز خود اجزائی دارند مثل درآمد تحریر، فرود یا مجموعه ای از الحان جمع شده در یك گام یا مقام را با حفظ حدود و رعایت فواصل معین را دستگاه می نامند. امروزه هفت دستگاه و پنج آواز مجموعه ردیفهای موسیقی ایرانی را تشكیل می دهند كه عبارتند از: دستگاه شور، سه گاه، چهارگاه، همایون نوا، ماهور، راست پنج گاه و آواز ابوعطا بیات ترك افشاری دشتی و اصفهان

ردیف مجموعه ای از موسیقی مقامی قدیمی و متشكل از لحن های طبقه بندی شده شامل دستگاه آواز، نغمه، گوشه، تیكه، كرشمه، چهار مضراب، رنگ و غیره كه از قرن یازدهم هجری تا به امروز به نام ردیف موسیقی ایرانی ثبت شده است و ماخذ ردیفهای موجود دو استاد قدیمی میرزا عبدالله و میرزا حسنقلی می باشند. بطور كلی توالی دستگاهها و آوازهای موسیقی ركن اصلی ردیف را تشكیل می دهد و آن چه موجب تفاوت ردیفها با یكدیگر می شود اعتبار راوی و پختگی مطالبش می باشد. بسیاری از الحان ردیف موسیقی ایران حكایت از عمر طولانی آنها دارد. و نامگذاری این ردیفها نیز یا بر پایه مناطق و نواحی و شهرها بوده مثل ردیف عراق، حجاز، اصفهان، شیراز یا نام نواحی و شهرها را دارند مثل گیلكی یا دشتستانی یا نام افراد را دارند مثل ردیف محمد صادق خانی ردیف حسینی، ردیف مهدی ضرابی یا مأخوذ از صفتی هستند مثل دلكش، حزین، شهر آشوب، مهربانی یا بر اساس روش نواختن و مضراب نوازی است مانند دو تا یكی، گریلی، پنجه مویه، چهار مضراب و یا بر اساس شعر و نوع‌ آن است مانند رباعی، دوبیتی، چهارگاه، مثنوی صوفی نامه و یا بر اساس اصطلاحات خوانندگی چون درآمدها، فرودها، تحریرها، آوازها و یا نامهای قدیمی كه از سالهای بسیار دور و سینه به سینه مانده مثل نوروزها، نوروز عرب، نوروز صبا، خسروانی و غیره نامگذاری گردیده اند.

درآمد موسیقی هر یك از دستگاهها و آوازهای موسیقی ایران درآمد و درآمدهایی دارد كه مخصوص به همان دستگاه یا آواز می باشد. تنوع درآمدهایی كه در ردیفهای موجود ملاحظه می شود مبین اعتبار در نظر اساتید پیشین است كه بنابر تشخیص هر ردیفی از ردیفهای معتبر به درآمد اول یا دوم یا سوم تعبیر شده است . درآمد ساخته شده برای لحنی كه ابتدا در آن دستگاه شروع می شود. گاهی درآمدها نیز مانند بعضی الحان یا تحریرها به نام یكی از استادان قدیم منسوب شده مانند درآمد احمد صادق خانی در آواز دشتی كه به شكل گوشه ای كوتاه ثبت شده است.

نغمه نغمه را می توان به منزله شهری از یك ولایت یا استان تصور نمود. و همانطور كه هر شهر یك استان دارای رنگ و بو و آداب و سنن و فرهنگ و هنر خاص خود می باشد اما می توان عادات كلی آن استان را نیز در آنها دید و در دستگاه شور هم از نغمات ابوعطا، دشتی، بیات ترك و غیره رنگ كلی و لهجه مخصوص دستگاه شور را می توان استنباط نمود.

گوشه گوشه عبارت از آهنگی است كه در فاصله یك دانگ یا یك پنجم ادا می شود. كه عموما از چند نت نیز تجاوز نمی كند. گوشه دارای تقسیمات جزئی نمی باشد.

رنگ از فرمهای موسیقی ایرانی، فرمی موزون و ریتم دار و بدون كلام كه به گونه رایج در قالب شش هشتم ارائه می شود. رنگ در هر دستگاه و آوازی بر اساس الحان (ملودیها) و گوشه های مشهور همان دستگاه یا آواز ساخته می شود. رنگ دارای ویژگی های مختص به خود می باشد. كه بر اساس گوشه ها لحن بندی می شود و در عین حال فاقد پایه است و در عین جدی بودن به خاطر نوع وزن و ضربش نشاط آور است و به طور معمول در آخر یك دستگاه اجرا می شود.

آواز اصلی و آواز فرعی هر دستگاه از موسیقی ایرانی دارای دو نوع آواز اصلی و فرعی می باشد. آواز اصلی در گام دستگاه بوده اما با تنبك متفاوت است یعنی نتهای دیگر گام هم می توانند تونیك قرار گیرند مانند داد در ماهور و آواز فرعی از دیگر دستگاهها اخذ شده و حالت مدگردی دارد و در انتها باید به دستگاه اصلی یا پایه فرود آید مانند دلكش در ماهور.

ترانه از اقسام تصنیف های موسیقی ایرانی دوبیتی، سرود، آواز، نغمه، نقش و صوت و غیره ترانه را تصنیفی گویند دارای سه گوشه هر یك به یك شكل یك بیتی مدح و تلاو تلالا. از خصوصیات ترانه این است كه در هر وزنی كه باشد مانند ترانه های اصیل امروزی بر سر زبان می ماند و معمولا دارای اشعار ساده و روان می باشد و این سادگی از ویژگیهای آن است ترانه خوانی، ترانه زدن، ترانه سازی، ترانه بستن و ترانه برداشتن به معنای سرود و نغمه ساده و دلنشین است. این شكل از قالبهای موسیقی آوازی ایرانی می باشد كه از قدیم الایام در فرمها و اشكال مختلف رواج داشته و معمولا با ابیاتی به شكل رباعی، غزل و غیره همراه بوده است و انواع متفاوت ترانه نیز وجود دارد مانند ترانه شهری- ترانه روستایی، ترانه توصیفی ترانه پندآمیز، ترانه عامیانه، ترانه خزانگی، ترانه عاشقانه، ترانه عارفانه، ترانه مذهبی و غیره.

تصنیف در موسیقی انواعی از شعر كه با آهنگ موسیقی خوانده می شوند و با تركیب و ترتیب نواهای موسیقی شعردار، با تلفیق شعر و موسیقی به روش استقرار موسیقی بر روی شعر و یا شعر بر آهنگ تصنیف اشعار لحن داری است كه بر حسب ظاهر با سایر اشعار معمولی تفاوتی ندارد اما وزن و تركیب الفاظ آن دارای خصوصیاتی است كه با لحنها و مقامهای موسیقی و نغمات زیر و برساز و آواز همراه شده و قابلیت هماهنگی یافته باشد. در عصر ما تصنیف حالت و شكل خاص جدیدی یافته است تصانیف رزمی، بزمی، انقلابی جنگی، عرفانی و غیره. با این حال تصانیف امروزه نیز از قوانین موسیقی و اوزان عروضی پیروی می كند. این تصانیف همچنان در گوشه ها و آوازهای دستگاههای ایرانی هستند. به هر طریق شعر آهنگین یا آهنگ شعردار در ساختن تصنیف لازم و ملزومند.

مقامات موسیقی ایرانی تقسیمات موسیقی ایرانی بر اساس آوازها طبقه بندی شده است. امروزه آوازهای بزرگ را دستگاه نامیده و موسیقی ایرانی شامل هفت دستگاه است: ماهور، شور، نوا، همایون، سه گاه، چهارگاه، و راست پنج گاه این طبقه بندی عمری پنجاه ساله دارد كه هنوز مترادف است و ردیفهای مختلف موسیقی دانان مشهوری مانند حسینقلی و درویش نیز از روی همین ترتیب است. در میان دستگاههای فوق شور از همه بزرگتر است چرا كه هر یك از دستگاهها دارای یك عده آوازها و الحان فرعی است. ولی دستگاه شور غیر از آوازهای فرعی دارای ملحقاتی است كه هر یك به تنهایی استقلال دارند. و آوازهای مستقلی كه جزء دستگاه شور محسوب می شود عبارتند از: ابوعطا، بیات، ترك افشاری یا افشار و دشتی و هر یك از این آوازها دارای گوشه های فرعی دیگری نیز هستند.

دستگاه نوا نوا یكی از دستگاههای هفت گانه موسیقی است اما آن را جزء شور نیز محسوب می كنند چون كه پس از دقت در گام آن می توان به صحت این تقسیم بندی پی برد. گام نوا هم مانند بیات ترك و افشاری از تو نیك شور شروع نمی شود در درجه اول آن نمایان شور است. چون پرده های آواز نوا و شور و همچنین درآمدهای نوا بین درجه دوم تا ششم شور عینا همان نتهای گام شور است كه همگی دلایل حضور آواز نوا در دستگاه شور می باشد. نوا آوازی است با طمأنینه وقار و نصیحت دار كه با آهنگی ملایم و متوسط و نه چندان فرح بخش و نه زیاد سوزناك و محزون كه بیان احساس می كند. اصولا در مواقع خستگی فراغت شنیدن آواز نوا بسیار موثر و مطبوع بوده و معمولا آن را آواز خراب گفته اند كه در آخر مجالس انس و طرب نواخته می شود. این دستگاه گام مستقلی ندارد. یعنی گام شور است و گوشه ها هر كدام به واسطه شخصیت آهنگ و وزن شناخته می شوند. و كرشمه، گردانیه، بیات راجع عشاق، عراق، نیشابور نهضت، رهاب، تخت كاووس، عشیران حسینی، بوسلیك و نیریز از گوشه های ا ین دستگاه می باشند.

دستگاه همایون دستگاه همایون شباهت بسیار به گام كوچك دارد. به این صورت كه گام كوچك تونیک (نمایان رونمایان آن) برای اینكه روتونیك شود یك ربع پرده بالا می رود. گام همایون هم مثل گاو شور پایین رونده است و مهمترین درجات گام همایون عبارتند از درجه اول تونیك، درجه دوم نت شاهد، درجه چهارم نمایان، درجه پنجم و هفتم نت ایست. اگر گام شور لا را با گام همایون بنویسیم رابطه و نزدیكی بین این دو آواز دیده می شود. دستگاه همایون دارای گوشه هایی است از قبیل بختیاری ، چكاوك بیداد، شوشتری، عشاق، لیلی و مجنون و ساقی نامه همایون همچنین تغییر مقام به شور و چهارگاه دارد. دستگاه همایون آوازی است با شكوه و مجلل و در عین حال آرام و موثر كه جذابیت زیبایی و دلربای خاصی نیز دارد. گفتار آن پر از علو و عظمت بوده و نصیحتگری كمالند و با تجربه سر و كار دارد. و با زبانی شیوا و پرآزرم مستمع را تشویق و نصیحت می كند و او را با شور و شعف انسان جان تشنه و مشتاق به عالم فوق و غور فرو می برد.

دستگاه ماهور در ماهور آنچه كه هم اكنون معمول است عبارت است از آوازهای كوچكی كه گوشه نامیده می شود. از گوشه های مهم و ماهور می توان موارد زیر را نام برد. داد، نیریز، دلكش، شكسته، عراق، راك، خوارزمی، و خاوران. استادان موسیقیدان معتقدند كه موسیقی بین المللی را در دستگاه ماهور می توان اجرا نمود. و زمینه آوازی ماهور با متعلقاتش خیلی غنی تر از زمینه ای است كه امروزه موسیقی بین المللی دارا می باشد. در واقع هر گوشه و آهنگی از ماهور نمونه ای از موسیقی های قدیم ایران و یونان و گامهای مختلفی است كه اسمشان و طرز نواختشان در تاریخ موسیقی گذشته ذكر شده است. دستگاه ماهور بدون هیچ گونه اختلافی مانند گام بزرگ است كه طبیعی ترین گام و اساس موسیقی فرنگی محسوب می شود و نت تونیك در گام ماهور یكی است. از نمونه نغمات ماهور شكسته و دلكش می باشد. برای رفتن به نغمه شكسته درجه سوم ماهور یك ربع پرده پایین می آید و برای رفتن به دلكش كه خود یك قسم آواز شور است ماهور تغییر مقام پیدا می كند به شوری كه تو نیك آن نمایان ماهور است. آواز ماهور، آوازی است با طمأنینه و وقار كامل خواننده در موقع سرایش این آواز در صورتی كه شعر مناسبی بخواند ابهت و شوكت مخصوصی به آواز می دهد. آواز شكسته و دلكش به نغمات موسیقی شرقی شبیه است و آواز عراق اغلب با چهچهه زیاد و هنرنمایی خواننده توأم است. ماهور به دلیل ماهیت فرح بخشی و سرزندگی خاص خود امروزه بیشتر در بین جوانان و آنهایی كه از موسیقی بسیار حزن انگیز اجتناب می كنند رواج دارد.

جمع آوری: سودابه بيات

جلوه كار آهنگسازی در آثار استاد شجریان 1397/6/18

وقتی میخواهم از شجریان بنویسم ، قلم جز به راه تمجید و تحسین راه دیگری نمی رود. در ستایش از هنر استاد شجریان و خدمات ارزنده او در زمینه موسیقی اصیل ایرانی و آواز سنتی ایرانی هرچه كه بگوییم و بنویسیم كم است. به حق استاد ، زیبا ترین سبك آوازی را در طول سده اخیر ارائه كرده و با خواندن آوازهای متنوع و تصنیف های بیشمار و عرضه دهها و بلكه صدها اثر هنری ، نقشی را در حفظ و اشاعه موسیقی اصیل ایرانی ایفا نموده كه منحصر به فرد است و تصور نمی كنم كه هیچ خواننده دیگری با وی قابل قیاس باشد و حقیقتا" با وجود گوهر درخشانی همچون او ، طاق بلند عمارت فاخر آواز اصیل ایران ، سربه ثریا گذاشته است. ,وقتی میخواهم از شجریان بنویسم ، قلم جز به راه تمجید و تحسین راه دیگری نمی رود. در ستایش از هنر استاد شجریان و خدمات ارزنده او در زمینه موسیقی اصیل ایرانی و آواز سنتی ایرانی هرچه كه بگوییم و بنویسیم كم است. به حق استاد ، زیبا ترین سبك آوازی را در طول سده اخیر ارائه كرده و با خواندن آوازهای متنوع و تصنیف های بیشمار و عرضه دهها و بلكه صدها اثر هنری ، نقشی را در حفظ و اشاعه موسیقی اصیل ایرانی ایفا نموده كه منحصر به فرد است و تصور نمی كنم كه هیچ خواننده دیگری با وی قابل قیاس باشد و حقیقتا" با وجود گوهر درخشانی همچون او ، طاق بلند عمارت فاخر آواز اصیل ایران ، سربه ثریا گذاشته است. در طی سالهای اخیر پس از انقلاب نیز استاد شجریان آثار متعدد و متنوعی را عرضه نمود كه مورد توجه علاقمندان قرار گرفت و هنوز هم روند تولید آثار هنری جدید توسط ایشان ادامه دارد. آنچه كه در روند كاری استاد شجریان توجه مرا جلب میكند این است كه وقتی استادی با چنین تسلط و سابقه ای ، اشعار ارزشمندی را با زیبایی و چیرگی تمام به بهترین شیوه ای می خواند ، لازم است سایر عوامل دست اندركار تهیه اثر هنری من جمله نوازندگان ، آهنگساز ، تنظیم كننده اثر ، صداپرداز و... نیز كاری را در حد و اندازه كار استاد ارائه كنند. آوازهای آقای شجریان در دستگاههای مختلف و گوشه های مختلف این دستگاهها عرضه شده اند ؛ و هنگامی كه ایشان دو اثر را در یك دستگاه خوانده اند ، به غیر از اشعار متفاوت دو اثر، شیوه ارائه گوشه های یك دستگاه در دو اثر مختلف نیز معمولا" یكسان نبوده و باهم تفاوت دارد ؛ اما این تفاوت در حدی نیست كه عموم مردم بتوانند آن را درك كنند.معمولا" افرادی قادر به تمایز دادن بین این تحریرها یا لحن های متفاوت می باشندكه صاحبان فن هستند و در زمینه آواز سنتی تعلیم دیده اند آنچه كه باعث تمایر عمده بین این آثار میشود كار آهنگسازی این آثار است.كه البته آهنگها نیز در قالبهای مختلفی مثل تصنیف ، ترانه ، مقدمه ، قطعات ضربی چهار مضراب ، رنگ و ... ارائه می شوند. هنگامی كه با اهل موسیقی مذاكره می كنم اغلب ایشان اوج كارهای استاد شجریان را در سالهای پس از انقلاب در زمانی می پندارند كه وی آثار خود را با آهنگسازی پرویز مشكاتیان عرضه می كرد. كه به حق آثار عرضه شده در آن دوران مثل نوا ، بر آستان جانان و ... جزو زیباترین آثار موسیقی سنتی ایران بوده و جاودانه شده اند. البته در دوره فراق مشكاتیان نیز هرگاه استاد شجریان با آهنگسازان توانایی مانند حسین علیزاده یا كیهان كلهر آثاری را عرضه نموده ، آثار بدیع و زیبا خلق شده كه بعضا" مورد استقبال فراوان اهل هنر واقع شده و مورد تمجید و تحسین قرار گرفته اند. آنچه كه از قدما به جامانده و جاودانه شده نیز آهنگها ، تصنیف ها یا ترانه های قدیمی است كه هنوز هم در محافل و مجالس مكررا" اجرا می شود و سینه به سینه انتقال می یابد0به عنوان نمونه تصنیف (( الهه ناز )) یا (( من از روز ازل )) استاد مرحوم بنان جزو آثار آهنگین جاودانه موسیقی ایران هستندكه توسط آهنگسازان باذوق و توانایی ساخته شده بودند. ولی آوازهای آن مرحوم را ندرتا" اهالی موسیقی به یاد دارند. آنچه كه از جمع بندی مقدمات فوق الذكر به ذهن خطور می كند این است كه استاد شجریان برای خلق آثاری كه ارزشمند تر بوده و جاودانه شوند0به آهنگساز یا آهنگسازان توانایی نیاز دارد كه آثار بدیع و شایسته ای را برای وی ساخته و پرداخته كنند تا چنین اتفاقی حادث شود و آثار استاد شجریان از نظر آهنگسازی نیز در حد آوازهای زیبا و بی نظیر او باشند. البته انجام چنین كاری مستلزم تقبل هزینه قابل توجهی برای ساخت و تنظیم آهنگهاست كه آن هم جای تأمل دارد و به حیطه اقتصاد هنر وارد می شود كه از عهده اینجانب خارج است. به هرصورت سلامتی و موفقیت استاد شجریان را آرزو می كنم و امیدوارم در آینده نیز شنونده آثار نو و ارزشمندی از ایشان باشیم.

موسیقی ایرانی (قسمت دوم) 1397/6/18

تنها اختلاف راست پنجگاه با آواز ماهور تفاوت جزئی در حالت آنها است به تعبیر دیگر راست پنجگاه همان ماهور است اما درك تفاوت و حالتهای آن تنها در نزد گوشهای آشنا و استادان موسیقی میسر می شود. , راست و پنجگاه تنها اختلاف راست پنجگاه با آواز ماهور تفاوت جزئی در حالت آنها است به تعبیر دیگر راست پنجگاه همان ماهور است اما درك تفاوت و حالتهای آن تنها در نزد گوشهای آشنا و استادان موسیقی میسر می شود. راست پنجگاه معمولا در مایه فا در تار و در مایه سل در ویولن نواخته می شود و همانطور كه گفته شد تنها افرادی كه آشنایی كامل با موسیقی دارند آن را می شناسند. این دستگاه نغمات فرعی نیز دارد. بعد از درآمد آواز كه فرودش روی تونیك است و گاهی روی درجه دوم توقف مختصر دارد ، مغمات کوچکی نواخته می شود که اغلب تفاوت هایی با پرده اصلی این آواز دارد. و یكی از گوشه های مخصوص راست پنجگاه ماوراء النهر است. حالت آواز راست پنجگاه حالت خاصی از خود ندارد و تنها بعضی از گوشه های آن مخصوص خود اوست و در جای دیگری نواخته نمی شود. راست پنجگاه از سایر آوازها كاملتر است چون تغییر مقام به سایر آوازها زیاد است چرا كه دارای تمام حالات و صفات آوازهای دیگر نیز می باشد. راست خود یك آوازی بوده كه در موسیقی قدیم ما عنوانی دارد. و پنجگاه هم گوشه ایست ولی امروزه اصل موضوع مهمتر از این دو گوشه است. و در واقع همان طور كه گفته شد همه آوازها در آن زده می شود. زنگ شتر قدیم، پروانه، روح افزا، عشاق مرقع، سپهر، بحر نور، نهیب، محیر، قرچه، نفیر فرنگ، نوروز عرب ابوالچپ، راك عبدالله راوندی، طرز، لیلی و مجنون، نغمه، زنگوله، نیریز از نغمه های آن است.

دستگاه و مقام سه گاه به طور معمول آنچه در دستگاه چهارگاه زده می شود، تقریبا همان اسامی و روش در سه گاه نیز زده می شود. فقط چون گام فرق نموده، تفاوت بسیار می نماید. سه گاه از نغمات قدیمی ایران بوده زیرا كلمات یگاه، دوگاه، سه گاه، چهارگاه و پنجگاه و حتی شش گاه و هفت گاه، در كتابهای قدیمی موسیقی ایرانی ذكر شده است. این آواز میان تركها و اهالی آذربایجان و قفقاز رایج می باشد و تركها در خواندن این آواز بیشترین مهارت را از خود نشان می دهند ولی فارسی زبانها آواز سه گاه را به طریقی كمتر محزون و غم انگیز می خوانند. مقام سه گاه گامی مستقل دارد كه نه به گام بزرگ و كوچك شبیه است و نه با شور و همایون ارتباط دارد. درجات مهم سه گاه مانند گام افشاری عبارتند از: درجه اول تونیك درجه سوم شاهد و درجه پنجم نمایان اما درجه سوم در نغمه های سه گاه اهمیت بیشتری دارد. سه گاه و افشاری از نظر علمی با هم رابطه دارند چرا كه اگر از نت متغیر افشاری صرفنظر شود و حتی به درآمد آواز افشاری هم با دقت كامل گوش كنیم خواهیم دید كه نه فواصل گام افشاری و سه گاه اختلاف دارند و نه در حالتشان تفاوت واضحی وجود دارد. آواز سه گاه دارای متعلقاتی (گوشه ها) است كه مهمترین آنها عبارتند از : زابل مویه، كرشمه، حصار، مغلوب و مخالف. سه گاه در واقع آوازی است بی نهایت غم انگیز و حزن آلود كه ناله های جانسوز و شراره های پرسوز آواز آن هر شنونده ای را متأثر و متألم می كند. سه گاه مجموعه ای است از آه و ناله های ممتد سوزان و غمناك و حزین. او از غم و هجران عاشق سخن می گوید و بدبختی و بی نوایی مستمندان. این آواز در واقع با روح جانكاه و سوز و گداز جانسوزش یادگاری است از مصیبت ها دردها، و آلام نیاكان و گذشتگان ما.

دستگاه چهارگاه دستگاه چهارگاه از نظر علم موسیقی یكی از مهمترین مقامات ایرانی است گام آن مانند شور و همایون پایین رونده است و مثل گام ماهور و اصفهان بالا رونده می باشد چرا كه در هر دو حالت محسوس است. در گام چهارگاه همیشه دو علامت نیم پرده برشور و دو علامت ربعی فروشو با هم وارد شده اند. و فواصل درجات این گام نسبت به تونیك عبارتند از: دو نیم بزرگ سوم بزرگ چهارم درست پنجم درست ششم نیم بزرگ، هفتم بزرگ و هنگام، كه دانگهای آن هم با یكدیگر برابر است. از میان مقامات ایرانی و به خصوص موسیقی مشرق شور، سه گاه و چهارگاه است كه از میان مقام چهارگاه از همه مهمتر است گام چهارم با گام بزرگ ارتباط دارد چرا كه مانند گام بزرگ بالارونده است. سوم بزرگ مانند گام بزرگ است دانگهایش مثل گام بزرگ مساوی بوده و فاصله آخر آنها نیم پرده است و همین طور فاصله هفتم آن مانند هفتم گام بزرگ است و فاصله محسوس تا تونیك نیم پرده می باشد. از طرف دیگر این چهارگاه با گام كوچك نیز ارتباط دارد و به طریقی تمامی گامهای مختلف در یك جا جمع شده اند و بهترین صفات هرگام را انتخاب كرده تا گام چهارگاه را با صفات عالی تشكیل دهد. از گوشه های اصلی این دستگاه می توان موارد زیر را نام برد. كرشمه، بدر، زابل، بسته نگار، مخالف، حصار، ساز بانك ،حدی پهلوی و منصوری آواز چهارگاه نمونه جامع و كاملی از تمام حالات و صفات موسیقی ملی ماست. چرا كه در آمد آن مانند ماهور موقر و متین است و شادی و خرمی خاصی دارد. در ضمنی آواز زابل در همه دستگاهها و در اینجا حزن و اندوه درونی در آواز ما دارد. آوازی نصیحت گر تجربه آموز و توانا مانند همایون دارد و آواز مویه و منصوری غم انگیز و حزین است. پس این دستگاه نیز به دلیل كمال خود هم گریه و زاری می كند و هم شادی می آفریند و گاهی مسرور و شادمان است و گاهی نیز غم انگیز و دل شكسته و با توشه ای از متانت و وقار عارفانه شرقی اما روی هم رفته چهارگاه را میتوان دستگاهی محسوب كرد كه مانند پیری فرزانه دارای روحی بلند و عرفانی است و احساسات عالیه انسانی را در كنار خصائص و محسنات انسانی صبور و شكیبا داراست. از ناكامی و ناامیدیها اشك غم می ریزد و در شادیها و خوشیها اشك شوق و سرور

جایگاه آواز ایرانی بیات اصفهان را دستگاه نمی دانند اما به تدریج اهمیت و اعتبار ویژه ای یافته است و از گوشه های مهم آن می توان جامه دران، بیات راجه، عشاق و عبادت كه یك نوع متنوع می باشد را نام برد. گام اصفهان به گام كوچك نزدیك است چرا كه تونیك آن با گام كوچك مشترك و تنها اختلاف آن در درجه ششم می باشد. و اختلاف آن با همایون این است كه گام اصفهان از درجه چهارم همایون شروع می شود. درجات مهم گام اصفهان عبارتند از: 1- تونیك كه گام اصفهان از آن شروع و به آن ختم می گردد. 2- درجه پنجم نمایان 3- درجه سوم كه نت ایست است و گاهی فرود اصفهان روی آن است. نعمات فرعی اصفهان كه نام آنها در بالا ذكر شده هیچكدام اختلاف مهمی با خود اصفهان ندارند و از حالات زیبای آواز اصفهان ایستادن روی درجه دوم گام است موسوم به بیات راجه كه حالت خوشی دارد. اما به هر حال اصفهان را متعلق به همایون می دانند تا شور، اصفهان آوازی است گاه شوخ و خوشحال و گاه محزون و غمگین اما روی هم رفته جذاب و دلكش است چون شنونده از شنیدن آواز اصفهان نه زیاد شاد می شود و نه ملول و حالتی دارد بین غم و شادی.

دستگاه یا مقام شور این دستگاه آوازی است كه با ذوق و قریحه شرقی ها موافق بوده و از مهمترین دستگاههای موسیقی ملی ما می باشد كه دارای گام مخصوصی است فواصل پرده های آن خیلی با هم فرق ندارند و اغلب نغمات طوائف و ایلات و عشایر در زمینه این دستگاه می باشد. كیفیت آواز شور بطریقی است كه آواز متداول مردم ایران است و بخصوص متعلقات این آواز بیشتر در بین عامه معمول است.

نغمات شور چنانكه مشخص است متعلقات شور زیاد است و آنهایی كه آواز جداگانه محسوب می شوند عبارتند از ابوعطا ترك، افشار و دشتی كه در این مبحث درباره آنها توضیح داده شده است و گوشه های دیگر شور از این قرارند: سلمك رضوی، شهناز كوچك و بزرگ حسینی، دوبیتی، ملانازی، گریلی

1- آواز ابوعطا گام ابوعطا با شور تفاوتی ندارد و تنها اختلاف در توقف مكرر روی درجه چهارم (نت شاهد) و درجه دوم نت ایست است و با همین اختلاف جزئی آواز ابوعطا حالت مخصوصی پیدا می كند كه با شور متفاوت می باشد. اما این اختلاف از حیث گام و مقام ابوعطا نیست بلكه فقط از نظر حالت و كیفیت آن آواز است. آواز ابوعطا در واقع آوازی بازاری است كه میان توده مردم رواج دارد و دارای لطف و زیبایی خاصی است و در عین حال با شور اما بی تفاوت هم نیست.

2- حجاز یكی دیگر از متعلقات مهم دستگاه شور حجاز است كه لحن مخصوص عربها است و در كشور ما از آن برای خواندن قرآن و مناجات نامه های مذهبی استفاده می شود. و بتدریج جزء موسیقی ما شده است كه هر آوازه خوانی در ضمن ابوعطا آواز حجاز هم می خواند.

3- بیات ترك اگر تن بیات ترك را تونیك شور فرض نماییم تفاوتی در فواصل گام شور و بیات وجود ندارد امانت شاهد آن درجه سوم گام شور می باشد. در بیات ترك نمی توان میان تونیك و شاهد تفاوتی قائل شد چرا كه این آواز همیشه روی شاهد خود یعنی درجه سوم گام شور فرود آمده و فقط در موقع اتمام به طرف تونیك شور متمایل می شود. در واقع بیات ترك یك قسم تغییر تونیك شور است كه در خاتمه به تونیك شور مراجعت می كند.

4- افشار یا افشاری در میان متعلقات شور اختلاف افشاری از سایرین بیشتر و گام آن مستقل تر است اما به دلیل وجود دو حالت كوچك آن را جزء شور به حساب می آورند چرا كه گام آن چنانكه بعد معلوم می شود به سه گاه نزدیكتر از شور است. گام افشاری از درجه هفتم گام شور شروع می شود. در افشاری درجات اول و سوم و پنجم اهمیت ویژه دارند. از خواص دیگر افشاری این است كه درجه ششم آن همواره در تغییر است یعنی به همان صورتی است كه در شور دیده می شود و گاه یك ربع پرده پایین می آید. و این چنین نتی را متغیر می نامند. از تغییرات مهم آن تغییر مقام به آواز عراق و راك می باشد. افشاری آوازی است مغموم و دردناك كه از داستان هجران و فراق سخن می گوید گویی كه عاشقی خسته دل از شدت فراق و درد و آلام می نالد. و به طور كلی این آواز برای نشان دادن حالاتی مانند ناله های جانسوز هجران و جدایی، شكایت از بی وفایی یار، درد و اندوه و اظهار تألم و تأثر و ذكر خاطرات اسف انگیز می باشد.

آواز رهاب اما آواز رهاب كه در آخر افشاری نواخته می شود نصیحت آمیز بوده و حالتش برعكس افشار است. و به مانند پیرتجربه دیده ای خواننده را دعوت به صبر و بردباری و دوری از سوز و گداز می كند و می خواهد آب خنكی بر دل داغدیده مصیبت دیدگان بریزد و آنان را با نصایح دلپذیر امیدوار و سرزنده كند.

آواز دشتی این گام تفاوت چندانی با شور ندارد امانت شاهد آن درجه پنجم گام شور است. (نت شاهد حجاز) در آواز دشتی هرگاه روی نت شاهد توقف شود به حالت اصلی است و هرگاه به طرف نتهای بم تر تغییر كند همین تغییر آواز دشتی را غمگین و محزون كرده و لطف و زیبایی خاصی به آن می دهد. متعلقات دشتی از قبیل غم انگیز، چوپانی و گیلكی اختلاف مهمی با دشتی ندارند و اختلافشان تنها در حالت آنهاست. آواز دشتی یكی از زیباترین متعلقات دستگاه شور بوده و آوازی است حزین و غم انگیز و سوزناك و در عین حال لطیف و ظریف و می توان آن را آواز چوپانی ایرانی نیز نامید. این آواز از مناظر و چشم اندازهای زیبا و متنوع طبیعت یعنی از دشتهای سرسبز و جویهای روان و سایه درختان تا آسمان نیلی و ستارگان درخشان شبانگاهی و عطر و عبیرگلها و زندگی سخن به میان می آورد. در عین حالی كه عشق عاشق و غم شادی این عشق و زندگی روزمره در آن جاری است.

جمع آوری: سودابه بيات

موسیقی ایرانی (قسمت سوم) 1397/6/18

گامهای موسیقی قدیمی ایرانی از هجده نت و هفده فاصله تشكیل می شده و هر یك اسمی داشته اند و بعضی از آنها امروز نیز در ردیفهای موسیقی ایرانی ملاحظه می شود. ,درجات گام در موسیقی ایرانی گامهای موسیقی قدیمی ایرانی از هجده نت و هفده فاصله تشكیل می شده و هر یك اسمی داشته اند و بعضی از آنها امروز نیز در ردیفهای موسیقی ایرانی ملاحظه می شود. درجات گام در موسیقی قدیم همچنان كه با موسیقی امروز مطابقت دارد: 1- یگاه = دو 2- نیم بیاتی= ربمل 3- نیم حصار= ركرن 4- عشیران= ربكار 5- نیم عجم= می بمل 6- عراق= می كرن 7- نیم ماهور= می بكار 8- راست= فا 9- زنگوله= سل بمل 10- راهوی= سل كرن 11- دوگاه= سل بكار 12- نهاوند= لابمل 13- سه گاه= لا كرن 14- بوسلیك= لابكار 15- چهارگاه= سی بمل 16- صبا= سی بكار 17- عزال= سی كرن 18- نوا= دو

شعر و موسیقی ایرانی انسان هنرمند به این نكته پی برده بود كه هرگاه دو هنر شعر و موسیقی در هم آمیخته شوند و فرصتی برای ترنم شعرهای گوناگون و عمدتا عاشقانه و عارفانه در كنار نواهای روح انگیز موسیقی پیش بیاید موسیقی آوایی و آوازی حاصل می شود. كه اثر آن بسیار بیشتر خواهد بود. شعرایی كه در ادوار گذشته از موسیقی سررشته ای داشتند و اشعار خود را با نغمات و الحان موسیقی توأم می نمودند به خوبی شاهد تأثیرپذیری افزونتر شنوندگان آثارشان می شدند در ایران نیز بعضا آنقدر شعر و موسیقی با هم تلفیق گشته اند كه عموما شعر را با موسیقی یكی می دانند و دوش بدوش پیشرفت شعر و صدا باعث احساس جدایی ناپذیری آنها گشته است. اما در موسیقی ما به دلیل كم بودن تعداد مقامها و سازها، توأم بودن شعر و نواها اجتناب ناپذیر می نماید و چون موسیقی ایرانی به تنهایی نمی تواند از عهده تمامی احساسات و عواطف و حالات و همین طور كیفیات نوایی برآید لاجرم محتاج شعر می باشد. وقتی به تاریخ نیز نگاه می كنیم می بینیم كه از دیر زمان این دو هنر با هم آمیخته شده و شاعر و موسیقیدان حقیقی اغلب به كسی گفته اند كه این دو هنر را همزمان دارا بوده است. باربد موسیقیدان دوره ساسانی شاعر نیز بوده و اشعاری كه می سروده با آهنگ نغمه هایی كه خود می ساخته می خوانده است. در قدیم نیز هر شاعری كه صدای خوش نداشت برای سرودن و خواندن اشعار خود از فرد خوش صدایی استفاده می نموده است. اما در میان شاعران ایرانی بودند كسانی كه خود نوازنده و خوانند نیز بوده اند از جمله رودكی كه علاوه بر شاعری خوانندگی و نوازندگی نیز می نموده از دیگر افراد مشهور ابوحفص سغدی سمرقندی را می توان نام برد فرخی شاعر معروف عهد غزنوی نیز با اشعاری بغایت لطیف و با صورتی خوش و آهنگ چنگ یا بربطی كه می نواخته دارای ارزش و اعتبار والا و درخور ستایشی در زمان خود بوده است. اما بعضی شاعران دیگر نیز بودند كه اگرچه موسیقی نمی دانستند اما با الحان و نغمات موسیقی الفت مخصوص داشته اند كه از آن جمله اند منوچهری دامغانی كه گفته های او بهترین نمونه های اشعار طرب انگیز و نشاط آور زبان فارسی به شمار می روند. در كتاب خسرو و شیرین نظامی نیز موسیقی مستتر است وی چند مجلس از سرود خواندن نكیسا و ساز زدن باربد ذكر نموده و سی لحن باربد را نیز یاد كرده است و برای هر كدام از آنها شعری ساخته است مانند گنج بادآور، گنج كاو، گنج سوخته، اورنگی، آرایش خورشید و ... اما در زمان مولوی نیز موسیقی در نظر عارفان و اهل تصوف مقامی ارجمند پیدا كرد به طریقی كه در مجالس درویشان و اهل معنی همیشه مثنویهای او خوانده می شد. و سماع و رقص نیز یكی از لوازم كار آنها بود. و خود مولوی نیز بعد از ملاقات شمس، مجالس وعظ و شعر خود را به بساط رقص و سماع و شعرخوانی موزون و آهنگین تبدیل نمود. و دیگر اینكه شاعرانی مانند خیام، حافظ سنایی و عطار با اشعار خود به نوای جانگداز نی و نغمات روح بخش چنگ و بربط با رغبتی تمام گوش می دادند و آهنگها و الحان موسیقی را برای سیر در عالم معنی و شنیدن نوای قدسی بهترین وسیله بر می شمرده اند. به قول حافظ رباب و چنگ به بانگ بلند می گویند كه گوش و هوش به پیغام اهل راز كنید.

تقابل موسیقی ایرانی و عربی بعد از حمله اعراب و اختلاف فرهنگهای كهن و متمدان ایرانی با فرهنگ عربی، موسیقی نیز همچون سایر هنرها از ایران به سایر ممالك و قبایل عربی برده شد از سویی عربها به دلیل نداشتن پیشینه قوی هنری و نفوذ و رسوخ فرهنگ و طرز تفكر اعراب در فرهنگ ایرانی آهسته آهسته هنرهای جدید و كاملا استیلیزه ای پیدا می شد. اعراب موسیقی را نیز مانند سایر علوم، آداب و رسوم و صناعات از ایران اقتباس نمودند. نوعی تمپوونی ابتدایی و احتمالا نی انبان بسیار ساده به اضافه قاشقك كل ا بزار موسیقی اعراب بود آنها با ورود به ایران با سازها و موسیقی بسیار مترقی تر ایرانی آشنا می شدند و سازهایی مانند نای، سنج، بربط نیز از سازهای ایرانی بود كه وارد موسیقی عربی شده بود. از خوانندگان و نوازندگان مشهور عرب آن دوران اعشی بن قیس، عبدالله بن زبیر، سعید بن مسجع می باشند. و از جمله موسیقی دانهای ایرانی مشهور آن عهد می توان از نشیط فارسی ابن محرز یونس كاتب (كه وی بیشتر نویسنده بوده و آثاری در مورد موسیقی و آهنگسازی دارد) بعدها به دلیل منع و تحریم موسیقی در اسلام این هنر به خصوص در دوره خلفای راشدین كه قوانین شرع را با شدت وحدت كامل اجرا می كردند. تقریبا متروك شد و تنها پس از روی كار آمدن خلفای اموی بر مسند قدرت مقداری از احكام شرع را كاسته و آرام آرام موسیقی اركستری، تك نوازیها به همراه نغمه سرایی و همین طور موسیقی مجلسی در دربارها وارد گردید و در این میان موسیقی دانان ایرانی ارج و منزلت تام یافتند كه بعد از آشنایی با زبان و ادبیات عرب، اشعار عربی را با موسیقی و نواهای ایرانی در هم آمیختند. در زمان معاویه و یزید موسیقی ایرانی قدم از حجاز بیرون نهاد و در دیگر مناطق اسلامی اندك اندك رواج یافت. شهرهایی مانند شام و حجاز و بغداد كه مركز خلافت اعراب به حكومت رسیده شده بود تبدیل به مراكز عیش و عشرت شد و دیری نگذشت كه غزل سرایی، سرود خوایی، غنا، آوازهای خوش و موسیقی های مجلسی اعیانی رونق یافت و خوانندگان و مطربان فراوانی در دربارها حضور یافتند. اما نقش عمده را در این بین موسیقی دانهای ایرانی داشتند كه علاوه بر دربار در مجالس خصوصی و در میان مردم و بلاد و روستاها به نواختن می پرداختند. از جمله موسیقی دانهای ایران این دوران می توان از ابراهیم و پسرش اسحاق نام برد و همین طور ابراهیم موصلی پسر ماهان كه از استادان فن موسیقی و ماهر در نواختن عود و آوازخوانی بود. اسحق بن ابراهیم نیز از مشاهیر آن دوران بود. و همین طور منصور زلزل. به هر حال چه در دوره های قبلی و چه در دوره های بعد از اسلام ایران و كشورهای تابعه آن دارای یك نوع موسیقی عملی و با بنیه بودند و نوازندگان و سرایندگان درصدد جستجوی قواعد ارتباط اصوات و الحان بودند. باری هر چند كه گفته می شود ایرانیان رعایت اصول و به قاعده در آوردن الحان و اصوات موسیقی را از یونانیان و رومیان قدیم اقتباس كرده اند و در مكتوبات خود به این قواعد اشاره نموده و بتدریج درصدد تكمیل آن بر آمدند و نغمات و مایه ها و مقامات موسیقی خود را با قواعد و اصول كلی صداشناسی و فیزیك صدا تطبیق كردند و از نظر ریاضی نیز در ارتباط و نسبتهای اصوات بحث و گفتگو نمودند كه به تدریج اصول و قواعد حاكم بر موسیقی ایرانی گردید. در قرون و دوره های بعدی نیز دانشمندانی بودند كه در كتابها و دیگر تألیفات خود سعی در تكوین قواعد موسیقی و بحث و آشنایی با موسیقی ایرانی نمودند كه شاخص ترین آنها عبارتند از: ابونصر فارابی در كتاب الموسیقی الكبیر ابوعلی حسین بن سینا جزئی به عربی در كتاب شفا راجع موسیقی دارد و جزء دیگر دانشنامه علایی می باشد. صفی الدین عبدالمومن ارموی دو كتاب به نام رساله شرفیه و كتاب الادوار نوشت. قطب الدین شیرازی نیز از جمله فلاسفه ایرانی كتابی به نام دره التاج لعزه الدباج و در فن چهارم از علم ریاضی شرح مفصلی راجع به موسیقی دارد. دیگری عبدالقادر مراغه ای است كه كتاب موسیقی خود را به نام مقاصد الاحان نگاشته است همچنین دو كتاب دیگر راجع به موسیقی به وی منصوب است به نامهای جامع الالحان و دیگری شرحی است كه به كتاب الادوار صفی الدین نوشته است.

مرجع: اطلاعات جامع موسیقی، بهرام نفری نظری به موسیقی، روح الله خالقی جمع آوری: سودابه بيات

تاريخچه موسيقی (قسمت چهارم) 1397/6/18

در آخرین دوره های قبل از تاریخ اسلام پادشاهان ساسانی به دلیل قدرت و اقتداری كه داشتند در كنار دیگر امور اقدام به بسط و توسعه تمدن و هنر ایرانی نمودند و در كنار دیگر صنایع و هنرها موسیقی نیز در اثر ترغیب و تشویق حكام ساسانی به خوبی رواج و رونق یافت. در زمان اردشیر موسیقی دانها و نوازندگان نیز مانند دیگر افراد طبقه خاصی را تشكیل می دادند و در نزد او از ارج و قرب خاصی برخوردار بودند. ,موسیقی ساسانیان در آخرین دوره های قبل از تاریخ اسلام پادشاهان ساسانی به دلیل قدرت و اقتداری كه داشتند در كنار دیگر امور اقدام به بسط و توسعه تمدن و هنر ایرانی نمودند و در كنار دیگر صنایع و هنرها موسیقی نیز در اثر ترغیب و تشویق حكام ساسانی به خوبی رواج و رونق یافت. در زمان اردشیر موسیقی دانها و نوازندگان نیز مانند دیگر افراد طبقه خاصی را تشكیل می دادند و در نزد او از ارج و قرب خاصی برخوردار بودند. همین امر در نزد بهرام گور نیز دیده می شد معروف است كه وی چهارصد تن نوازنده و خواننده را از هند به ایران آورد و در زمان او موسیقی ارزش و اعتبار فوق العاده ای داشت. در دوره ساسانی پایه و اساس موسیقی ملی ایران بنا نهاده شد و موسیقی دانهای ایرانی تحت سرپرستی رئیس تشریفات سلطنتی «خرم باش» انجام وظیفه می كرده اند و در مهمانیها و مجالس به دستور او اجرای آهنگ و سرود می نمودند. معروف ترین آهنگسازان و نوازندگان دوره خسروپرویز سركش، باربد و نكیسا بودند. سركش مقام بزرگی در دربار ایران داشت و بعدها باربد جانشین او شد. باربد بسیار فعال بود و اختراع دستگاههای ایرانی را به او نسبت می دهند و به نظر می رسد كه او در مقامهای قدیم اصلاحاتی به عمل آورد و دستگاهها را تنظیم نمود. دستگاههای موسیقی مركب از هفت خسروانی بوده و اختراع آنها را به نكیسا خواننده معروف خسروپرویز نسبت می دهند. بعلاوه 30 لحن و 260 دستان یا آهنگ وجود داشته كه با ایام هفته ماه و روزهای سال ساسانیان تناسب داشته است. بعضی از داستانها مربوط به حوادث تاریخی مانند: كین ایرج، كین سیاووش، گنج بادآورده بوده و بعضی دیگر از داستانهایی كه در وصف جشن ها و طبیعت ساخته شده بود به دستان نوروز بزرگ، آرایش خورشید یا ماه بركوهان یا ماه بالای كوهسار معروف هستند. یكی از آوازها راست بود كه امروزه یكی از دستگاههای ایرانی است و در زمان خسرو پرویز ابداع شده بود. از سازهای آن دوره (ساسانی) می توان عود، بربط، چنگ و نای و شیپور را نام برد. موسیقی دوره ساسانی مخصوصا در زمان خسروپرویز ترقی و پیشرفت بیشتری نمود. و باربد موسیقی دان مشهور این دوره بود كه از آن در كتابهایی مانند شاهنامه خسرو و شیرین نظامی حكایاتی ذكر شده است. به طوری كه نوشته اند باربد مخترع تعداد زیادی آهنگ و نوا است كه آنها را در حضور خسرو پرویز می نواخته و مشهور است وی سیصد و شصت لحن ونوای موسیقی ساخته بود كه هر كدام از آنها را در یكی از روزهای سال می نواخت. نظامی گنجوی اسامی سی (30) لحن باربد را كه برای سی روز ماه ساخته و در كتاب خسرو و شیرین آورده است. از دیگر موسیقی دانهای مشهور این دوره نكیسا است و مشهور است كه وی در نواختن چنگ بسیار چیره دست و ماهر بود از دیگر افراد معروف می توان با مشاد، رامتین، (یا رامین) آزاد و ارچنگی را نام برد كه آنها نیز از خوانندگان و نوازندگان مشهور دربار ساسانی بودند. از سازهای معمول منسوب به دوره ساسانی می توان نی، نای، غژك، عود و رباب و بربط چنگ را نام برد. به انضمام چند ساز كوچك ضربی و سنجی از سازهای ذكر شده نمونه ای چنگ در تصویری مربوط به طاق بستان دیده می شود كه چند نوازنده مشغول نواختن آن می باشند.

موسیقی در تمدن اسلامی عربستان در مركز كشورهای عربی قبل از پیدایش اسلام كشوری عاری از تمدن بود و به جز ادبیات كه در حدود یك قرن پیش از اسلام در آن كشور اهمیت یافت. از هنرهای زیبا بهره چندانی نداشت. پس از حمله اعراب به ایران، اعراب با دنیای متمدن آشنا شدند و در موسیقی و دیگر هنرها تحت تأثیر هنر ایران و هنر روم و به ویژه كشورهای اطراف قرار گرفتند. با وجود تحریم موسیقی از بدو پیدایش اسلام موسیقی در كنار مذهب وارد شد و در وهله اول برای اذان و تلاوت كتاب آسمانی به صورت نوای مطبوع و آواز خوش بكار آمد. آواز در موسیقی اعراب در راه پیماییها، كوچ ها، صحراگردیها، همراهی با كاروان شتر و اسب، آواز ضربی و تك نوازی سازهای سبك قابل حمل، نواخته و خوانده می شد. آوازهای ضربی حباب هم آهنگ چهار نعل اسب و غناء الركبان، آواز سواران بود كه در حركت ها خوانده می شد. در دوره بنی امیه چون خلفای اموی به رسم پادشاهان ایران درباری ترتیب داده بودند بتدریج موسیقی به دربار آنها راه یافته و رواج یافت و سه شكل جدید در آهنگهای ضربی به نام الطاق الاول، الطاق الثانی، و رمل معمول شد. از موسیقی دانهای این دوره عیسی بن عبدالله است كه در سال 123 هجری قمری تولد یافته بود. از دیگر موسیقی دانها ابوعثمان سعید بن مسجع است ابن مسجع از سیاه پوستانی بود كه موسیقی را در ایران فرا گرفت و دو سیم زیر و بم را به سیمهای عود عربی افزود.

جمع آوری: سودابه بيات

تاريخچه موسيقی (قسمت پنجم) 1397/6/18

اساس موسیقی بعد از اسلام مانند پایه تمدن اسلامی به دست ایرانیان گذاشته شد و اگر آثار هنری ایران نبود موسیقی شرقی امروزه در كشورهای عربی به شكل كنونی به وجود نمی آمد. به هر حال ایرانیان علیرغم محدودیتهای آیینی و مذهبی سهم بزرگی در رشد و رواج موسیقی شرقی داشتند و بخصوص از قرون دوم و سوم هجری تقریبا كلیه موسیقی دانان و آهنگسازان و حتی تعدادی از خوانندگان ساكن در كشورهای عربی ایرانی بودند. ,اساس موسیقی بعد از اسلام مانند پایه تمدن اسلامی به دست ایرانیان گذاشته شد و اگر آثار هنری ایران نبود موسیقی شرقی امروزه در كشورهای عربی به شكل كنونی به وجود نمی آمد. به هر حال ایرانیان علیرغم محدودیتهای آیینی و مذهبی سهم بزرگی در رشد و رواج موسیقی شرقی داشتند و بخصوص از قرون دوم و سوم هجری تقریبا كلیه موسیقی دانان و آهنگسازان و حتی تعدادی از خوانندگان ساكن در كشورهای عربی ایرانی بودند. شاید شاخص ترین وجه تمایز موسیقی غربی با موسیقى شرقی قائل بودن اصول هارمونیك بر موسیقی مغرب زمین و اصول نغمگی بر موسیقی شرق باشد و افزون بر آن تفاوت بر طرز تلقی شرقی ها از پرده ریتم و تزئین نغمه می باشد كه در اروپا این اصول غریبه است. دوره ای وجود دارد كه هر دو موسیقی خاور و باختر مشتركا از عناصر موسیقی یونانی و رومی و همین طور از گام فیثاغورس استفاده می كرده اند. همان گامی كه بوعلی سینا آن را گام ایران باستان می نامد و در عین حال هارمونی نیز نزد هر دو ملت ناشناخته بوده است و مهمترین وجه تمایز دو موسیقی در آن دوران وجود نظامی از موسیقی موزون و همین طور ادراكی از تعشیه یا تزئین نغمات در نزد ملل شرقی بوده است. تئوری و عمل موسیقی سامیان را می توان منشأ موسیقی غربی قرار داد. و در دوره هایی كوتاه قبل از اسلام در مناطقی كه قلمرو عربستان عربها تا حدی تحت نفوذ گام ایران باستان بوده اند. به نظر می رسد كه بعدا در اوان اسلام حجاز موسیقی موزون و ریتم را از ایران اقتباس كرده اند و اعراب با وجود ابن مسجع خواننده ایرانی الاصل تئوری جدید موسیقی و تركیب عناصر ایرانی و بیزانسی را اقتباس و پدید آوردند. اما به گفته مورخین اثرات وارداتی از ایران و بیزانس موسیقی بومی اعراب را تحت الشعاع قرار نداد بلكه شاخ و برگ درخت آن موسیقی را پیوند بیشتر داد. این نظام موسیقی تا سقوط بغداد همچنان اعتبار داشت و در همان دوره ها بود كه اسحاق موصلی (پسر ابراهیم پسر ماهان رازی) تشویق به از سر گیری گام ایرانی با موسیقی فوق الذكر و تنظیم این دو گردید. البته در ایران تا سالیان طولانی متد و فنون موسیقی آنگونه كه از باربد و زمان او باقی مانده بود تنها رساله مورد استناد موسیقی دانان بود. و در قرون بعدی با پیدا شدن ربع پرده در موسیقی ایران اجرای ساخته های باربد تقریبا منسوخ گردید هر چند كه در ایران حتی تا امروز گامهای بدون ربع پرده همچنان دوام یافته است. از آن سو تلفیق موصلی انسجام خودش را تا ظهور استاد اصفهانی (967م) حفظ نمود دوباره گامهایی از نو پذیرفته شد كه به نام گام زلزلی و خراسانی نامیده شدند. و به تعبیر تعدادی از صاحبنظران آنچه كه منجر به حفظ نظام قدیمی تر به عنوان بنیان تئوری موسیقی ایرانی كمك نمود آشنایی موسیقی با موسیقی یونان بود كه از طریق افرادی همچون ارسطو، اقلیدس، بطلمیوس انتشار یافت و در قرن دهم و یازدهم میلادی اندیشه های ایرانی به ویژه گام خراسانی به طرزی موثق در عرصه مقامها اقتباس و پذیرفته شده بود و تنها مدتها بعد بود كه موسیقی دان و نظریه پردازی به نام صفی الدین ارموی برای نخستین بار نظریه جدیدی عنوان یا به نظم در آورد كه به نظریه منتظمیه معروف است و در طی قرون چهارده و پانزدهم میلادی گام دیگری مورد قبول موسیقی دانان ایرانی و عربی قرار گرفت و آن هم نظام ربع پرده بود. به هر طریق موسیقی عرب ایران و بیزانس در طی تقابلات متعدد از یكدیگر متأثر می شده اند. در طی دوران اسلامی چه در ایران موسیقی صدایی (آوازی) (البته در ایران غالبا در شكل مذهبی آن) پیوسته بر موسیقی خالص و همراه با ساز آن ترجیح داده شده است و دلیل عمده آن در ایران دلبستگی شدید ایرانیان به شعر و ادبیات منظوم می باشد كه بهترین قالب اجرای آن آواها و ترانه ها بودند. اما در میان شكلهای شعری در موسیقی صدایی علاوه بر قصیده شكلهای كوتاهتر دیگری مانند قطعه، دوبیتی، غزل و آواز بلند و از همه مطلوب تر بوده است و اشكال متاخرتر آن یعنی به شكل و موشح بعدها به غرب هم راه یافت. نغمه كه بر روی گامهای معین اجرا می شد شكلی موزون و ریتمیك داشت. البته چون آزمونی ناشناخته بود تذهیب و تزئین نغمه ای به جای آن حضور داشت كه گاهی شامل گرفتن همزمان یك پرده از نغمگی و پرده های واقع در فواصل چهارم پنجم و یا هشتم آن می شده است. و این تمهید را تركیب یا مركب می نامیدند و در صورت همراهی ساز معمولا به دنبال نغمه سرایی این همراهی سازی با عود طنبور، قانون، فلوت یا (قصبه) و نای و همینطور دف، طبل، دهل، سرنا و غیره صورت گرفته و وزن قطعه شعری و نغمه حفظ می شد. البته قطعات بدون آوازسازی نیز وجود داشته كه تنها به عنوان كمكی در ابتدا، میانه و انتهای نغمات انجام می شده است. در موسیقی رزمی (نظامی) كه با همراهی نمایشهای نظامی و به همراهی سازهای پرسر و صدا مثل طبل و سنج و بوق و كرنا اجرا می شده و تعداد موضوعات تمها و مدت زمان اجراهای نظامی بسته به نظر فرماندهان صاحب دسته یا به خواست امیران بوده است. به هر حال به رغم نكوهش شرعی موسیقی عرفا و صوفیان از موسیقی به عنوان وسیله مكاشفه كه از طریق حالت وجد و شعف ایجاد می شد یاد كرده اند. دراویش پیرها، انجمنهای اخوت قواعد و مقررات مربوط به مراسم آیینی خود را به وسیله موسیقی شكل می دادند و تمام موانع ظاهری موجود اجتماعی و فرهنگی موسیقی منشأ تأثیرپذیری وجد و سنا و سماع محسوب می شد. در ضمن كه خاصیت درمان كنندگی روحی و روانی موسیقی تا حدودی مدنظر بوده است. در مجالس صوفیان و دراویش تنبور، دوتار، دف و دایره جایگاه خاص و خلسه آوری داشت و در نزد عوام نیز خنیاگران و موسیقی گران و خوانندگان دوره گرد غنیمتی بود پر ارج. در زمینه سازهای مورد استفاده و آلات بسیار متنوع موسیقی قدیمی مشكل عمده البته اختلاط و یا تقریبا یكی بودن نوع و تعداد سازهای مورد استفاده در نزد اعراب و ایرانیان بوده است كه جدا كردن و مستقل نمودن آنها تقریبا امری مشكل و محال است در اینجا می توان تنها ذكری از نام چند ساز به میان آورد كه وجود آنها محرز بوده است. علاوه بر سازهایی كه در لابه لای متن ذكر شد سنطیر یا سنتور صنج یا چنگ، قانون، كنانچه یا كمانجه و شوشك یا غیشك یا غیچك و همین طور شهود و یا عود بزرگ، سنج انواع كوچك و بزرگ و چهارگوش و گرد دف كه به شكل ساده و یا مزین به زنگوله یا حلقه های كوچك نیز بوده است. ارغنون یا نوعی ارگ، دولاب كه آن را عربها الشقیره می نامیدند و ارگ آبی را می توان نام برد. طبق گفته ها برای اثبات ایرانی بودن سازها می توان چند ساز و نام مخترع آن را ذكر نمود. به تعبیری فارابی رباب را اختراع نمود و همینطور زنام سازی بادی به نام نای زنامی یا قانون و زلامی را به وجود آورد. زلزل عودالشبوط را ساخت و حكیم نامی بوق زبانه دار را اختراع كرد. زریاب وسعت عود را بسیار افزایش داد. بیاسی و ابوالمجد را سازنده ارگ می نامند و صفی الدین ارموی مزهه یا قانون چهارگوش را اختراع نمود و همچنین اختراع مغنی را نیز به او منسوب می نمایند. به هر طریق تا اوایل قرن نهم در نزد اعراب و ایرانیان نوع نت نگاری و موسیقی نگاری اولیه و ابتدایی به وجود آمده بود. در حالی كه غالب موسیقی دانها و نوازندگان موسیقی را به صورت گوشی و حفظی می آموختند. و در این میان همیشه چه در اوایل اسلام و چه بعدها به واسطه به قدرت رسیدن حكام عیاش و خوشگذران موسیقی دانها دارای دو وجه برداشت شخصیتی بوده اند اغلب در می شدند و بیشتر در نزد اعیان و اشراف و دربار بود كه قدر موسیقی علمی، موسیقی اصیل و سنتی و موسیقی به عنوان هنری شایسته و زیبا ارج و منزلت خود را داشت و همواره نوازندگان آهنگسازان و خوانندگان به خلوت دربار و سیاستگاهها راه یافتند و بسیاری از اسرار مملكتی و سیاسی نیز در آن خلوتگاهها مطرح می شد كه خوانندگان و نوازندگان می توانستند این مطالب را درز داده و به جاهای منتقل كنند همچنان كه در طول تاریخ نیز از این هنر به عنوان یك حربه سیاسی سود برده شده است. اما در كنار تمامی افت و خیزهای موسیقی شرقی بزرگترین مزیتی كه از موسیقی مشرق بر غرب تجلی نمود همان موسیقی موزون است كه ساخته و پرداخته موسیقی دانان مسلمان بود و بعد از آن تزئین نغمه (كه در زبان اروپایی آرابسك نامیده می شود) را می توان ذكر نمود این تزئین و تركیب به احتمال فراوان نیروی محركه اصلی آزمونی اروپایی محسوب می شد. و بارها توسط موسیقی دانان مغرب زمین سعی و اهتمام شده تا نغمه ها و اشكال خاص اركستراسیون مشرق زمین را به همراه ملودی و تمها، وارد موسیقی اروپایی نمایند. همانگونه كه موسیقی مدرن اروپا و موسیقی جاز به كلی مدیون و مشحون موسیقی اقوام بدوی آفریقایی و ملل سیاه پوست مغرب زمین می باشد.

جمع آوری: سودابه بيات ادامه ی موسیقی در تمدن اسلامی

مشاوره رایگان کودکان 1397/6/14

باز هم انتخاب پیانو 1397/6/14

ساز شناسی 1397/6/14

آرا‌ هاشمی 1397/6/18

آرا‌ هاشمی متولد تهران سال 1358؛ وی مدرس كیبورد، گیتار پاپ، پیانو، درامز، تئوری موسیقی، ‌هارمونی، صدابرداری، میكس و مسترینگ، نرم افزارهای موسیقی دیجیتال است. از سال 63 با ساز ضربی شروع به فعالیت كرده‌اند. ,
از سال 63 نوازندگی كیبورد با به تدریج نوازندگی سازهای مختلف پیانو، درامز، كنگا، پركاشن و از سال 76 شروع به آهنگسازی درس‌هارمونی با پرویز منصوری و آهنگسازی برای صدا و سیما از سال 80 نمونه «موسیقی فیلم فریاد سكوت و هست برای سیما فیلم» و تدریس كیبورد از سال 73 و گیتار از سال 80. ساخت كارهای اركسترال و موسیقی پاپ. ساخت ترانه برای خواننده‌های مختلف تدریس در آموزشگاه‌های اندیشه گهربار و تاسیسی و راه‌اندازی آموزشگاه آوای ما، در عباس آباد و شهرك غرب و تدریس در مدرسه سرود و موسیقی صداوسیما. تدریس و معرفی نرم افزارهای موسیقی و صدابرداری و میكس و مسترینگ تدریس تئوری موسیقی،‌هارمونی، سلفژ، آواز پاپ و صداسازی.

بهاره حيدری 1397/6/18

بهاره حيدری كارشناسی نوازندگی ساز ایرانی، متولد 1366، مدرس ارف، تار و سه‌ تار؛ مدرك مربیگری ارف از استاد ونداد مساح زاده برگزاری اجرا هنرجویی ارف در سالن فرهنگسرای اندیشه و فرهنگسرای كوثر از سال 1380 شروع به یادگیری موسیقی كردم . ,
حدود 7 سال سابقه تدریس تار و سه تار و ارف كودكان را دارم و 4 سال سابقه ی تدریس فلوت كلید دار ساز سه تار را با اساتید داوود احمدوند، حسن هادی زرگانی، زنده یاد عطا الله جنگوك ساز تار را با اساتید محسن نفر، هوشنگ ظریف، بهرام ساعد، كیوان ساكت دوره های تخصصی ساز فلوت كلید دار را با اساتید مهران بداغی و ناصر رحیمی گذراندم همكاری با گروه های مختلف از جمله كرشمه بانوان به سرپرستی آقای مسعود جاهد، همكاری با گروه ترنج(بانوان) وكسب مقام اول جشنواره فجر در سالهای 87 و 88، گروه ترنگ، گروه موسیقی سمر، فلق، كالیوه، دادمهر، اركستر رایان ، آرزوناك، خنیاگران مهر و ... اجرا در سالنهای مختلف از جمله تالار وحدت، تالار اندیشه، سالن رودكی، سالن نیاوران، ایوان شمس ... و تالار شهر كیش ...، شركت در فستیوال كشور ارمنستان همراه با گروه خنیاگران مهر و اجرا در سالن اپرا ی شهر ایروان، تالین و كاوار، شركت در فستیوال موسیقی كشور عمان همراه با گروه كالیوه و اجرا در سالن اپرای عمان.

at MyWebServerNamespace.MyWebServer.LoadCmsValues(Content cms, Ssl sslClass, DataSet& Ds, DataTable& fileDt, Socket& mySocket, Byte[]& contentBytes, Boolean& showCmsError) in D:\iteration source - table 13 removed\MyWebServer\MyWebServer.cs:line 1577